uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

آرشیو‌ کافه‌ادیت🍹

آرشیو‌ کافه‌ادیت🍹

Відкрити в Telegram

آرشیو پیامای چنل، ناشناسا، درخواستی‌ها☁️☝🏻 چنل اصلی : https://t.me/cafe_videoedit

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
280
Підписники
-124 години
+17 днів
+2630 днів
Архів дописів
https://t.me/cafe_videoedit/49908 اولاش با ریش خیلی خوشگله واقعا قبول داشته باشید:))))😭😭😭

https://t.me/cafe_videoedit/49919 از اول تا آخر قسمت ناراحتی و خوشحالیم قاطی شده بود فقط اشک میریختم ، یعنی قشنگ تا چند ساعت بعد از تموم شدن پخش تپش قلب داشتم.🤏🏻💘😂🤣✨️

اتفاقا دیشب خیلی خوش گذشت جو چنلای تلگرام محشر بود😭😭😭

ناگهان نوبتمون شده و امیدوارم همون‌قدر ناگهانی هم نره تومون ( هنوز میترسم- )

مکان همیشگی‌شون😭😭😭

https://t.me/cafe_videoedit/49903 _ شیطنت نکن! _ شیطنت نکنم؟! _ غلط اضافه نکن میگم یعنی! _ من و غلط اضافه کردن؟! اصلا بهم میاد؟!🦦

https://t.me/cafe_videoedit/49904 من واقعا اولین بارم بود سر یه سریال انقدر ذوق میکردم. هر کی میومد تو اتاق میگفتم برو بیرون دارم فیلم میبینم ، وای سر سکانسی که ایسو ظاهر شد از خوشحالی جیغ میزدما ، بات کیمی رو از هیجان سوراخ کردم . بنده خدا چی کشید دیشب از دست من.💘😂🤣✨️ سر سکانسای اسدیل که قشنگ جامه میدریدم از خوشحالی.😭🔥🫠✨️

ما فندوم اسدیل خوشحال ترینیم بالاخره و ناگهان نوبت ما شد ( همه با ما دشمنن قراره برینن بهمون ولی خب )

https://t.me/cafe_videoedit/49901 چقدر دلم واسه درد و دلاشون رو نشیمن جلوی خونه تنگ‌ شده بود. دلم حتی واسه کوزو های عادیل هم تنگ شده بود من.🤏🏻😂🤣💘✨️

من با کل اون سکانس درد و دل فادیمه و النی زار زدم :((

دقیقا، خیلی به جزییات و دیتیلا توجه داشتن واقعا راضی بودم

وای موهای باتووو🤣🤣🤣

انقدر بهش گیر دادن چرا پستای پارتنرتو لایک نمیکنی رسما اومد توضیح داد =)))

مردممم 🤣🤣🤣🤣🤣🤣

ایراد نداره به مناسبت پخش سریال دیگه هر روز بحث داریم ( انگار سه ماه تابستونو نداشتیم- )

اونجا که النی گفت منو انتخاب نمیکرد چون من‌ غریبه ام ، قلبم درد گرفت.❤️‍🩹🚶🏻‍♀️

چیزی که قسمت دیشب رو خوب تر می کرد این بود که بلاخره سناریست متوجه شده بود النی پدر مادرش رو همزمان باهم میخواد وقتی که بین فکر کردن یا نکردن به اوروچ دو دل بود پیش باباش درد و دل کرد چون میدونست باباش این درد رو گذرونده دوست نداشتن اوروچ هم به مامانش گفت چون میدونست مامانش 20 سال با همچین فکرایی گذرونده اما درنهایت به فکر عادل بوده