سایه روشن
Відкрити в Telegram
«اینجا چراغی روشنه»
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
257
Підписники
Немає даних24 години
+87 днів
+3630 днів
Архів дописів
259
پشت رُل، ساعت حدودا پنج، شاید پنج و نیم
داشتم یک عصر برمیگشتم از عبدالعظیم
از همان بنبستِ بارانخورده پیچیدم به چپ
از کنارت رد شدم آرام؛ گفتی: مستقیم
زل زدی در آینه، اما مرا نشناختی
این منم که روزگارم کرده با پیری، گریم
رادیو را باز کردم تا سکوتم نشکند
رادیو روشن شد و شد بیشتر وضعم وخیم
بختِ بد، برنامه، موضوعش تغزل بود و عشق
گفت مجری بعدِ بسم الله الرحمن الرحیم:
یک غزل میخوانم از یک شاعر خوب و جوان
خواند تا این بیت که، من گفته بودم آن قدیم
سعی من در سر به زیری، بیگُمان، بیفایده است
تا تو بوی زلفها را میفرستی با نسیم
شیشه را پایین کشیدی، رند بودی از نخست
زیر لب گفتی خوشم میآید از شعر فخیم
موج را تغییر دادم این میان، گفتی به طنز
با تشکر از شما، رانندهی خوب و فهیم
گفتم:آخِر، شعر تلخی بود؛ با یک پوزخند
گفتی:اصلا شعر میفهمید؟؛ گفتم: بگذریم
کاظم بهمنی
259
«دو قرن سکوت» را خواندم و چه خواندنی...
اول از همه باید بگم که استاد زرینکوب قلم بسیار خوانا و مانایی دارند و برای من، خواندنِ «دو قرن سکوت» احتمالا نقطه شروعی برای خواندنِ سایر آثار ایشون خواهد بود.
در ابتدایِ کتاب، حال و هوای حاکم بر پادشاهی بزرگ ساسانی و اعراب بدوی و بادیه نشین شبه جزیره عربستان رو بیان میکنن و بعدش میرن سراغ پیدایش اسلام و نبردهای سرنوشتساز قادسیه، جلولاء و نهاوند که مارو به جایی که الان هستیم رسوند...
با تسلط اعرابِ بیاباننشین و بی فرهنگ که به تازگی با وجود اسلام کمی سر و سامان گرفته بودن، خونریزی و بی عدالتی و ظلم و جور بر ایرانیان تحمیل شد و هر کس اعتراضی میکرد به بدترین شکل محاکمه میشد اما این ظلم و خفقان باعث نشد تا ایرانیان یه گوشه بشینن و نگاه کنن چی به سرشون میاد؛ اعتراضات و شورشها و انقلابهای کوچک و بزرگی در جای جای این سرزمین پهناور علیه ظلم اعراب و حاکمان شکل میگرفت و با اینکه تقریبا تمامشون به شکست انجامید و سران انقلاب دستگیر و کشته و طرفدارانشون پراکنده میشدن اما باز هم با کوچیکترین خبری از یک جنبش، تعداد زیادی از ایرانیان آزادی خواه به این جنشها میپیوستند. از رهبران و آزادی خواهان بزرگی که نقش مهمی در کاهش قدرت و سلطه اعراب داشتند و زمینه ساز تشکیل حکومتهای ایرانی در سالهای بعد شدند میتونیم ابومسلم، استادسیس، بابک، مازیار و افشین رو نام ببریم.
از دوران معتصم به بعد چون هم ایرانیان و هم اعراب از دستگاه حکومت دل خوشی نداشتند، ناچارا به ترکان مجال داده شد و چه غارتها و ظلمها و بیدادها و تجاوزها که نکردند مخصوصا در بغداد...
به هر روی هیچ حکومتی با ظلم پابرجا نمیمونه و سرنوشت سلطه اعراب بر ایران هم جز این نبود، سیستان و خراسان و ماوراءالنهر کمکم به استقلال رسید و با تسلط ایرانیان بر اعمال حکومتی، از «عرب» جز نامی در حکومت باقی نماند.
اما در آخر با توجه به اسم کتاب که فراخورِ خاموشی زبان ایرانی هست نکتهای میگم:
مردانشاه، پسرِ زادان فرخ، دبیرِ دیوان به صالح بن عبدالرحمن(کسی که زبان دیوان را از فارسی به عربی تغییر داد) گفت: «خدای بیخ و بن تو از جهان براندازد که بیخ و بن زبان فارسی را برافکندی...»💔
259
«من وقتی در باب گذشتۀ ایران تأمل می کنم، از اینکه ایرانی ها دنیا را به نام دین یا به نام آزادی به آتش و خون نکشیده اند، از اینکه مردم سرزمین های فتح شده را قتل عام نکرده اند و دشمنان خود را گروه گروه به اسارت نبرده اند، از اینکه در روزگار قدیم یونانی های مطرود را پناه داده اند؛ ارامنه را در داخل خانۀ خویش پذیرفته اند؛ جهودان و پیغمبرانشان را از اسارت بابل نجات داده اند؛ از اینکه در قرن های گذشته جنگ صلیبی بر ضد دنیا راه نینداخته اند و محکمۀ تفتیش عقاید درست نکرده اند؛ از اینکه با گیوتین سر مخالفان را درو نکرده اند؛ از اینکه سرخ پوست ها را ریشه کن نکرده اند و بوئرها را به مرز نابودی نکشانیده اند و از اینکه روی هم رفته ایرانی ها به اندازۀ سایر اقوام کهنسال دنیا، نقطه ضعف اخلاقی نشان نداده اند، احساس آرامش و غرور میکنم.»
استاد عبدالحسین زرین کوب
پن: تازگیها دارم کتاب «دو قرن سکوت» رو از ایشون میخونم و چقدر قشنگه و هر بار با کلی غم و غصه بخاطر ایران، کتاب رو میبندم...
259
در کارگه کوزهگری کردم رای
در پایه چرخ دیدم استاد بهپای
میکرد دلیر کوزه را دسته و سر
از کله پادشاه و از دست گدای
۲۸ اردیبهشت ماه
سالروز گرامیداشت حکیم عمر خیام گرامی باد❤️
259
بی تفاوت مینشینیم از سرِ اجبارها
مثلِ از نو دیدنِ صدبارهیِ اخبارها
خانه هم از سردیِ دلهای ما یخ میزند
در سکوت ما، صدا میآید از دیوارها
هر شبم بیتابی و بیخوابی و بیحاصلی
حال و روزم را نمیفهمند جز شب کارها
دوستت دارم ولی دیگر نخواهم گفت چون:
"دوستت دارم" شده قربانی تکرارها
خندههای زورکی را خوب یادم دادهای
مهربان بودی ولیکن مثل مهماندارها !
گفت: تا امروز دیدی من دلی را بشکنم؟!
بغض کردم خودخوری کردم نگفتم بارها...
سید تقی سیدی
259
بی سوادی تو آموزش و پرورش داره بیداد میکنه...چه بین همکارا چه بین دانش آموزا...میرم کلاس یه خرده از ادبیات میگم یه خرده از تاریخ میگم برای بچهها، یه خرده از جامعه و اقتصاد میگم میبینم با چشمای گنده و صورت تعجب کرده نگاه میکنن آدمو...هر کلاسی میرم میگن کاش شما معلم تاریخ ما بودی کاش شما معلم جامعه شناسی ما بودی...یعنی تا الان یه منبع درست و حسابی نداشتن که بخوان دو تا سوال ازش بپرسن...منبعشون شده فضای پر از غلط و درستِ مجازی...کتاب هم که نمیخونن...اگه وظیفهی من، راهنمایی اینا به سمت آگاهی نیست پس چیه؟
چه کردید با این آموزش و پرورش؟!
چه کردید با آینده این بچه ها...
259
خیلی از کسانی که شکست عشقی رو تجربه کردن یه مشکل مشترک دارن:
دیدنِ خوابِ اون فرد؛ که خب واقعا مشکل بزرگی هم محسوب میشه
نظریه روانکاوی برای این مشکل هم راهکار داره: اول باید تفکر ارادی در مورد اون مسئله و اون فرد رو کاهش بدی و حذف کنی تا توی بخش ناخودآگاه ذهنت هم اون مسئله کمرنگ بشه و کمکم از بین بره...به زبان ساده: سعی کن بهش فکر نکنی تا خوابشو نبینی
259
خواب چون درفکند از پایم
خسته میخوابم از آغازِ غروب
لیک آن هرزه علفها که به دست
ریشهکَن میکُنم از مزرعه، روز،
میکَنَمْشان شب در خواب، هنوز…
خوابِ وجینگر؛ شاملو
کی گفته در ایران نقد ادبی نداریم؟
بازتاب نظریه روانکاویِ فروید توی این شعر شاملو داره داد میزنه...
نظریه روانکاوی چی میگه؟
وجودِ ما به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم میشه...علایق و سلایقی که از هر نظر اشکالی دارن یا بقیه نمیپذیرن یا از لحاظ قانونی مشکل دارن یا به هر دلیلی نمیخوایم بروز بدیم، به بخش ناخودآگاه ذهن رانده میشن...حالا همین علاقه ها که رانده شده و کنار گذاشته شده هستن، وقتی میخوابیم(تو خواب وسیله سرکوب این علایق که عقله، تضعیف میشه)به شکل خواب و رویا پدیدار میشن...
تو این شعر، هرزه علفها، استعاره از امیال سرکوب شده ذهن ما هستن که هر روز اون هارو کنار میگذاریم ولی باز در وقت خواب به سراغ ما میان
259
Repost from N/a
استالین گفت: نظامی ایرانی نبودهاست. ترکیه و جمهوری جعلی باکو، سعی در تصاحب شاعر ایرانیای کردند که حتی یک بیت ترکی ندارد!(چه بسا اصلا ترکی نمیدانستهاست)
اما امروز، صدایی میشنوم که صاحبش از قرنها تعدی بیگانگان، دلافگار است اما آهسته و زیرخاکسترمآبانه، در گوشمان نجوا میکند:
همه عالَم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خِجل
چونکه ایران دلِ زمین باشد
دل زِ تن بِه بُوَد، یقین باشد
#نظامی_گنجوی
فرهنگ همیشه پیروز است.✌️
259
امروز با کلاس دهم ریاضی، نگارش داشتم؛ (۱۰ دقیقه اول کلاس، درگیر انتخاب واحد بودم)
ازشون پرسیدم و متوجه شدم اکثرشون انشاء هارو از گوگل و هوش مصنوعی نوشتن... بهشون گفتم هر کی از خودش نوشته بیاد بخونه، دو سه نفری، اومدن و خوندن و انصافا خوب هم نوشته بودن...
انشاء ها که تموم شد ازشون پرسیدم: بچه ها برای چی خودتون نمینویسین؟ چند نفری گفتن بیشتر تو انتخاب موضوع مشکل داریم...براشون توضیح دادم که سعی کنین موضوعات کلیشه ای مثل دریا و طبیعت و باران و... رو ننویسین، یه موضوع جذاب و نو بنویسین که تابحال بهش توجه نشده و چند تا مثال از این موضوعات زدم... همینجا به ذهنم رسید که سبک هندی هم براشون توضیح بدم (هر چند ریاضی هستن و سبک نمیخونن ولی چون بحث راجع به موضوعات نو و تازه بود و سبک هندی هم بر همین اساس شکل گرفت توضیح دادم) و چند تا شعر خوب از سبک هندی براشون خوندم و لذت بردن و ازم خواستن جلسه بعد ببشتر از سبک هندی براشون بخونم...
برگردیم به بحث اصلی؛ میدونم این سوال تو ذهنشون بود که: چرا باید وقت بذاریم و انشاء بنویسیم؟ خودم این سوالو پرسیدم و جواب دادم بهشون: بچه ها همونجور که با ورزش کردن عضلات ما قوی میشه، ذهن و مغز ما هم با فکر کردن و تفکر خلاق و با به چالش کشیده شدنه که میتونه رشد کنه، آلزایمر رو بهشون توضیح دادم و گفتم اگه دقت کرده باشین بیشتر کسایی که مبتلا میشن افراد عادی هستن نه دانشمندان و اساتید و معلما، پس حداقل برای آلزایمر نگرفتن هم که شده از ذهنتون کار بکشین، از ماشین حساب استفاده نکنین، برای انشاء و تمرینات کتاب از هوش مصنوعی استفاده نکنین.
خلاصه به این شکل و کاملا عقلانی و منطقی باهاشون حرف زدم...این نسل، نسلی نیستن که بخوای نصیحتشون کنی و بگی بکن نکن...
این نسل رو باید با دلیل و منطق قانع کنی
اینم از کلاس امروز ما
۲۸ بهمن ۱۴۰۴
