انباری ( آنون )
Відкрити в Telegram
474
Підписники
Немає даних24 години
-47 днів
-3730 днів
Архів дописів
من تا صبح بیدار موندم دعا کردم گریه کردم تهش هیچی نشد ، اگر چیزی میشد بهتون میگفتم مگر معجزه ای بشه واستون
ولی معجزه ای که خواستم وقتی اتفاق افتاد که تصمیم گرفتم بجای دعا کردن و گریه کردن برای ینفر دیگه برای خودم دعا کنم و شب بیداری بکشم ، برای خودم تلاش کنم نه برای ینفر دیگه
امیدوارم یکم غرورتون رو زیر سوال برده باشم و بهتون برخورده باشه بلکه یکم تغییر بدید رفتارتون رو و اینطوری خودتون رو برای هر آدمی ، خصوصا کسی که تکلیفش با خودش مشخص نیست به این روز نندازید که شب هم حتی نتونید بخوابید
قوی بودن یعنی تو چنین شرایطی سر پا بمونی و حرکت کنی انگار نه انگار داری تو یه مشت لجن راه میری
