Hᴇᴀʀᴛ 𝑏𝑒𝑎𝑡
Відкрити в Telegram
𝗧𝗛𝗘𝗬 𝗖𝗔𝗟𝗟 𝗧𝗜𝗥𝗘𝗗 ᴛɪʀᴇᴅ ᴘᴇᴏᴘʟᴇ sᴇʟғɪsʜ..! به ما خسته ها همیشه تهمت مغرور بودن میزنن...!
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
1 167
Підписники
-1024 години
-347 днів
+15830 днів
Архів дописів
1 167
آره خب من همون دختر کوچولوییم که از تاریکی و ارتفاع میترسید ولی
الان میره لبه پشت بام و شهر و مردمی که تو تاریکی فرو رفتن رو تماشا میکنه و گاهی اشک میریزه.
بعضی وقتا هم با خودش میگه :
اگه از این ارتفاع بیوفتم چی میشه؟
زنده میمونم؟
میمیرم؟
کسی ناراحت میشه؟
مامانم میتونه بدون گیر دادن به من زندگی کنه؟
بابام میتونه بدون قهر های من و ناز کشیدن من زندگی کنه؟
خواهرم بدون من میتونه از پس سختی های زندگی بر بیاد؟
و...........؟
1 167
درسته زخمم رو پذیرفتم اما
با هر اتفاقی برمیگردم واسش سوگواری میکنم و میگم:
اگه اون زخم کهنه نبود اینجوری نمیشد (:
1 167
من فقط ظاهرا قوی ام، واگرنه اگه بغلم کنی گریه ام میگیره. بهم بگی خوبی؟ گریه ام میگیره. چاییم یخ میکنه گریه ام میگیره. آهنگ گوش میدم گریه ام میگیره. انگار حجم قوی بودنم دیگه تموم شده.
1 167
مامان هیچکس قشنگتر از من دوست نداره
من ناراحتت میکنم،
عصبیت میکنم،
ولی یه تار موتو به دنیا نمیدم.♥️
1 167
بابای من وقتی بهش زنگ میزنم، بوق دوم نخورده جواب میده بعد تو فکر کردی با جواب ندادن مهم میشی؟
1 167
دیدی وقتی خیلی گریه می کنی یهو حس می کنی اشکات تموم شدن؟
ساکت میشی، با چشمای پف کرده
و صورتی که هنوز اشکات روشه
خیره میشی رو به روت، هیچ فکری تو سرت نیست احساس می کنی انرژی اینکه از اون وضعیت در بیای رو نداری
نه خوشحالی و نه ناراحت انگار احساساتت ته کشیده باشه !
خواستم بگم حسی که این روزا دارم دقیقا همینه...
