𝖻𝖺𝖼𝗄𝗒𝖺𝗋𝖽 𝗁𝖾𝖺𝗍𝗁𝖾n
Відкрити в Telegram
313
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
واسه من واقعا تراپی بود که از هزار جور تروما و اون اضطراب و افسردگی وحشتناکی که داشتم نجاتم داد :((
واقعا الان هزینه های تراپی طوریه که نمیتونم پیشنهادش بدم اما برای بار هزارم، تراپی جدا و جدا معجزه میکنه اگه بتونی تراپیستی پیدا کنی که کارش رو خوب و نه صرفا برای پول انجام بده ( بعد از چندین بار عوض کردن تراپیست فهمیدم که واقعا خیلیاشون اهمیتی نمیدن و صرفا به فکر خالی کردن جیب مردمن )، اگه توان مالیش رو دارید واقعا پیشنهادش میکنم چون اکثرمون توی این شرایط جدا کمک نیاز داریم و کوچیک تر از اونیم که بتونیم تنهایی از پس همه چیز بر بیایم، و تروماهایی داریم که خیلی بزرگ تر از سنمونه
فقط به خودت عشق بده و حتی اگه تلقینه به خودت بگو که حالت خوبه، چون اضطراب زندگی توی همچین کشوری هممون رو از پا در آورده و همین حالا که باید توی بهترین حالتمون و اوج جوونی باشیم روانمون فرسوده شده، رسما این جا حیف شدیم و نگران هر چیزی هستیم که نباید باشیم، پس لطفا بیشتر حواست به خودت باشه، حتی اگه اوضاع خوب نیست خودت رو با دلخوشی های کوچیک هم که شده سر پا نگه دار :(
من روز هیجده سالگی نه، ولی روز نوزده سالگیم و روز قبلش کلی بابت همین موضوع گریه کردم، این که دیگه نوزده سالم شده و هنوز هیچ کاری نکردم، این که برای هیچ کس حتی خانوادم مفید نبودم، انقدر بابتش ناراحت بودم که حتی وقتی مامانم ازم پرسید چمه دوباره گریه کردم و بهش گفتم نوزده سالم شده
ولی بعدا یه چیزی رو فهمیدم، معیار مفید بودن و ارزشمند بودن صرفا اینه که حواست به خودت باشه، تلاش کنی هر روز آدم بهتری باشی و خوشحال تر باشی، اینطور نه تنها برای خودت بلکه برای جامعه هم مفیدی، انقدر که حتی تصورش رو هم نمیکنی، و وقتی حالت خوب باشه همه چی بهتره حتی اوضاع درس خوندن، فقط و فقط حواست رو بیشتر به خودت بده و بیشتر برای خودت ارزش قائل باش، و اون موقع همه چی بهتر میشه
و درباره همه مایی که توی این وضع کنکور داریم هم واقعا تمامش همینه، بالاخره از این اضطراب بیرون میآیم و بهتر میشیم، صرفا بیاید انقدر خوب انجامش بدیم که مطمئن بشیم توی آینده از خودمون بابت حتی دو هفته تلاشی که کردیم تشکر میکنیم، بدونیم که کاری که میتونستیم رو حتی اگه کمی دیر انجام دادیم و البته که هیچ وقت برای تلاش واسه خودت دیر نیست، فقط و فقط میتونیم برای زندگی و آیندمون حتی توی این شرایط وحشتناک تلاش کنیم و جز این نمیشه کاری کرد چون برای خیلیا راه نجات صرفا همینه، دلم برای خودمون میسوزه که توی این شرایط گرفتار همچین وضعی شدیم اما جدا چاره ای به جز جمع و جور کردن خودمون نیست وقتی تنها کسی که پشتمونه خودمونیم و خودمون
ببخشید که کلی حرف زدم ولی حس کردم که لازمه، روزایی که واسه خودم سخت بود واقعا احتیاج داشتم یکی اینا رو بهم بگه و دوست داشتم تو هم بشنویش :((
نمیدونم راجع بهش چی بگم ولی واقعا درک میکنم، تا یه پارتی از زندگیم نه تنها هیچ انگیزه ای واسه ادامه نداشتم رسما توی افسردگی مطلق بودم و باور کن که میفهمم چی میگی، تنها کاری که توی این وضعیت میتونیم بکنیم تلاش برای اینه که حالمون یه کوچولو هم که شده بهتر بشه، و میدونم که میتونی از این اوضاع رد بشی و منم برات اینجام :(
بابت نهایی هم نگران نباش، میدونم که خسته ای و حس میکنی هیچ کاری نکردی اما حتی اگه حس میکنی دلیل و انگیزه ای برای ادامه دادن نداری به خاطر خود آیندت که مطمئنا بعد ها ازت بابت تلاش هات تشکر میکنه انجامش بده، شروع کن ویدیوی کلاسای نهایی اساتید رو ببین و کم کم راه میافتی، دو هفته برای نهایی اصلا کم نیست و راحت میتونی انجامش بدی، اگه خواستی حتی میتونم کمکت کنم تا کمتر راجع بهش نگران باشی
خلاصه که زیادی به خودت سخت نگیر، غصه نخور و بیشتر مراقب خودت باش، این وضعیت هم موقتیه و بالاخره چه دیر یا زود هممون بهتر میشیم
https://t.me/nothesp2/9144
رز لیترلی هیچ مقطع زندگیم بهم خوش نگذشته ، شاید لحظه های خیلی کوچیک که به لطف حافظه افتضاحم خیلی کم یادم میمونه جزئیاتشون رو
۱۴ روز دیگه نهایی دارم و هییییچی نخوندم و واقعا هم به تخمم نیست؟؟؟ با اینکه میدونم تنها راهی که برای آیندهم دارم درس خوندنه
نمیدونم چیکار کنم واقعا نمیدونم چیکار کنم نمیدونم چیکار کنم
اتفاقا هیجده سالگی خیلی جالبه، واقعا هیجده سالگیم بهم خوش گذشت و این به کنار، جدا انگار صبح تولدت همه چی فرق کرده؟ نمیدونم چطور توصیفش کنم اما جدا به محض این که هیجده سالت میشه کلا یه دید دیگه پیدا میکنی
