uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

𝖻𝖺𝖼𝗄𝗒𝖺𝗋𝖽 𝗁𝖾𝖺𝗍𝗁𝖾n

𝖻𝖺𝖼𝗄𝗒𝖺𝗋𝖽 𝗁𝖾𝖺𝗍𝗁𝖾n

Відкрити в Telegram

he . they !! [ @boxboxbotbot ]

Показати більше
Іран192 059Категорія не вказана
313
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
این مرد چطور همیشه انقدر انرژی داره جدی =))

Голосове повідомлення00:19

دارم شیمی می‌بینم این وسط، فراهانی داره بالا پایین می‌پره منم با ریتمش سرمو تکون می‌دم چون وین شارل.

لجبین ها و اون آقاهه اون گوشه🙄

ما که رفتیم بپریم رو ao3

خیلی برام عجیبه که همه برای وین شارل خودزنی نمی‌کنن، ببخشید مگه این یک قرارداد کلی نیست که چارلی عزیز دل هممونه؟ عجیبید ها.

خب بریم خودمونو برای یک دانه وایت بوی قربونی کنیم شاید خوشحال شد.

اسکار فدات بشم من اون قیافه چیه که گرفتی می‌خوای خودمو برات قربونی کنم؟

طوری دارم به پهنای صورت لبخند می‌زنم انگار من وین گرفتم

الهی بگردم الهی بگردم الهی بگردم الهی بگردم

I MISSED THIS I MISSED YOU.
I MISSED THIS I MISSED YOU.

اومدم بابت گندای مک‌لارن عصبی باشم یهو شارل رو اون بالا دیدم و نیشم باز شد،‌ ما که انتظار خاصی از مک‌لارن نداریم حداقل شارل اون بالا بمونه

اسکار چی‌ شد.

به جز لایه اول داستان که برای من اونقدر مجذوب کننده نبود داستان یه لایه دوم هم داشت که خیلی جالب تر بود، این که عشق، یا حتی دوست داشتن چطور می‌تونه آدم ها رو خودخواه کنه و اگه اون آدم انقدر عاقل نباشه که صرفا رها کنه این قضیه می‌تونه چقدر ترسناک بشه، بارون حتی وقتی که با شرکت؟ تماس گرفت با این که متوجه شده بود اوضاع چقدر بده اوایل وقتی ازش پرسید که می‌خوای آرزوت رو لغو کنی؟ گفت که نه و نمی‌خواد لغوش کنه، تاکید می‌کنم حتی وقتی اون اوضاع نیکی رو دیده بود. بارون می‌خواست با هر بهایی، حتی آسیب دیدن نیکی داشته باشتش و حتی وقتی که دید نیکی از تمام زندگیش زده و داره نابود می‌شه، بیشتر نگران آسیب دیدن خودش و اطرافیانش بود نه نیکی و این واقعا آزار دهنده بود، این که چطور خودخواه بود و چقدر نیکی براش بی اهمیت بود در حالی که فکر می‌کرد دوستش داره. توی دنیای واقعی همچین چیزی مشابه استاکرایی می‌شه که به هر نحوی می‌خوان طرفشون رو به دست بیارن و براش حریم خصوصی ای قائل نمی‌شن، توی فیلم نیکی بارون رو مثل برادرش می‌دید و مثل هر کس دیگه ای لایق این بود که بدون دخالت جادو یا هر نیروی دیگه ای عاشق هر کسی بشه، کلی آرزو داشت که بهشون برسه و‌ بارون هم آدم خطرناکی به نظر نمی‌‌رسید، اما انگار وقتی ذات آدم ها مشخص می‌شه که قدرت ایجاد تغییر بهشون داده بشه، قدرتی که بارون یه زمانی نداشت و به محض به دست آوردنش به بدترین شکل ازش استفاده کرد. می‌تونم بگم که بارون یه آدم ترسو بود، آدم ترسویی که حتی جرئت جلو رفتن نداشت و دیدیم که وقتی این فرصت بهش داده شد چقدر همه چیز افتضاح گذشت، حتی همون شب اول که بارون فکر می‌کرد نیکی تحت تاثیر مواد مخدره و حتی اگه این فکر درست بود راضی شد با اون وضعیت نیکی کنارش بخوابه و ببوستش، یا حتی وقتی که متوجه شده بود دلیل این وضعیت نیکی چیه dare I say سو استفاده جنسی و عاطفی ازش رو بس نمی‌کرد و علاقه ای هم به تموم کردنش نداشت. ایان رو اگه از لحاظ خودخواهیش نگاه کنیم حتی از بارون بدتر بود و اون تمایل شدیدش برای کنترل بارون وقتی که متوجه شده بود تواناییش رو داره واقعا اذیتم می‌کرد، و نهایتا واقعا و واقعا دلم برای سارا سوخت، رفتار های اشتباهش مثل این که با وجود دونستن رابطه نیکی و بارون و رضایت نداشتن نیکی همچنان می خواست بارون رو ببوسه اصلا انکار نمی‌کنم ولی اصلا و اصلا و اصلا و به هیچ وجه لایق چنین مرگی نبود. و خلاصه، کیرم تو کرکتر بارون.

گور بابای اینسکیوریتی وایسید یپامو بکنم بعد برم سراغ درسم

نمی‌دونم شاید بعدا اومدم باز درباره ابسشن حرف زدم، حرفام دربارش زیاد بود و نمی‌دونم چرا یهو انقدر سخت شد :(

می‌آم درباره سریال یپ می‌کنم، اینسکیور می‌شم و پاکش می‌کنم، دوباره می‌گم خب نه چنل خودمه و می‌تونم درباره هر چیزی حرف بزنم و هر کس نظری داره، ‌بعد باز اینسکیور می‌شم و پاکش می‌کنم و باز دوباره