237
Підписники
-224 години
-447 днів
-4130 днів
Архів дописів
237
دینا من یواش یواش دارم حس میکنم اینا شوهراشون.......
بعد عقدهش سرما ما خالی میشه در هر دو حالتش چه بشه چه نشههاااا
237
https://t.me/EX1UL/27616
معلم شیمیه ما خودش نمیتونه سوالاتشو حل کنه وسطش میمونه
معلم زبان عقده ایمونم که هرروز امتحان پرسش خب
بعد هماهنگ کرده بودیم نرییییممممم الان من با دستو پای شکسنهههه برم مدرسه
پام برسه مدرسه فقط واقعا ب قدری عصبانیم میتونم تک تک سکنامو تو فکشون بشکنم
237
بابام گفت تروخدا جمع کن مگه من بیکارم برای برگه سفید زنگ زدید نگام کرد گفت دهنت سرویس فکر کردم کسیو کشتی بعد رفت پشمای مدیر ریخت
237
آخرشم زنگ زدن بابام اومد بهش گفتن دخترت آشوب و فلان ایجاد میکنه و اینا بابام گفت مگه چیکار کرده مدیر کصخلمون گفت برگه سفید داده
237
ببین خیلی عادیه چه انتظارایی داری یه بار ما قرار گذاشتیم برگه سفید بدیم فقط منو یکی از دوستام دادیم برگه سفیدو
