𝐥𝐢𝐥𝐢𝐮𝐦𐙚
Відкрити в Telegram
468
Підписники
-224 години
-127 днів
-4930 днів
Архів дописів
466
در نهایت یه روزی يه جايی ميفهمی که هر بحثی ارزش اینو نداره که خودت رو واردش كنی!
هر آدمی اونقدری اهميت نداره که به خاطر رفتارش اعصابت رو بهم بريزی!
هر حرفی لايقِ توجهِ تو نیست!
هر جايی جای بودنِ تو نیست!
هر محتوايی نياز به واکنش تو نداره!
در نهایت اونجايی که ارزشِ آرامش رو درک میکنی و متوجه اهمیتِ خودت میشی ديگه خيلی چيزا برات اهمیت قبل رو نخواهند داشت.
همونجاست که خودت رو الويت قرار ميدی.
466
وقتی خودت رو به قدر کافی دوست داشته باشی، شروع میکنی به ترک کردن چیزهایی که سالم نیستند، چیزهایی که آرامش رو از ذهنت یا جسمت دور میکنن. یعنی آدمها، کارها، عادتها، و یا اعتقاداتی که تو رو کوچک، حقیر یا غمگین نگه میداشت کنار میگذاری، و از خودت دور میکنی. قبلا فکر میکردم این کار به معنی وفادار نبودنه. وفادار نبودن به یکسری آدمها، یا یکسری عقاید، ولی در واقع این به معنای وفاداری به خود آدمه. وفاداری به ذهنت، روحت و جسمت. در بازی زندگی بهتره به خودت وفادار باشی، تا به دیگران.
466
دلم میخواد هوا سرد بشه و بارون بگیره، برم تو یه کافه از پشت پنجره وقتی داره بارون میباره هاتچاکلت بخورم و بیرون رو تماشا کنم. همینقدر اَدایی.
466
یونگ چقدر زیبا و جنون آمیز میگه؛
ما سرنوشت خود را با کلمات، اندیشهها و کارها خلق میکنیم.
آنانکه از اتفاقات ناگوار زندگی خود چیزی نمیآموزند، وجدان هستی را وادر میکنند تا آن اتفاقات را تا آنجا که نیاز باشد تکرار کند، که چیزی که آن اتفاق ناگوار میخواهد آموزش دهد، یاد گیرند.
466
روانشناسی میگه:
تظاهر کردن به خوشحالی درحالیکه ناراحتی، تنها یه مثال از اینه که تو به عنوان یک انسان چقدر قوی هستی.
466
مرگ بزرگترین باخت زندگی نیست؛
بزرگترین باخت زندگی، چیزهایی است
که درون شما میمیرند وقتی هنوز زندهاید.
466
می گفت: "یه مرحله ای تو زندگی هست که؛ یهو سر میز صبحونه، پشت چراغ قرمز، زیر دوش، تو اتاقت آخر شب موقعی که زل زدی به سقف، یا هر موقعیت ساده ی دیگه ای، جهان چند لحظه از حرکت می ایسته و تو حس می کنی تمام رنج هایی که کشیدی، همه ی زمین خوردنا و همه ی کسایی که اذیتت کردن اگرچه در اون برهه زمانی دهنتو صاف کردن، ولی درست و لازم و بجا بودن تا تو تبدیل بشی به آدمی که الان هستی. آدمی که دیگه مثل سابق نیست و قوی تر شده. "
466
تنها افرادی که رنج نمیکشند و ناراحت نمیشوند ، مُردهها هستند.
زنده بودن یعنی گاهی آسیب دیدن ، شکست خوردن ، دچار استرس شدن ، اشتباه کردن و همچنان ادامه دادن...
466
اینکه بشقاب صبحونه ت رو قشنگ بچینی.
توی بطری آب، لیمو بندازی.
برای کتابت بوک مارک بخری.
به کلیدت عروسکای بامزه آویزون کنی.
روی وسایلت استیکر بچسبونی.
میشه شور زندگی، به نظر بیهوده میاد اما با همینا به زندگی وصل میشی.
