よすが
Відкрити в Telegram
کنجِ امن من🍵 گوشهای از هرآنچه که میزیم، میخوانم و میبینم.✨ @thisisabaatheonebot ناشناس💌 «از هیاهوی دنیا گریختم به دنیای کتاب، آنجا که کلمات آرامتر از حقیقتاند.» IG: sabasamaadi
Показати більшеІран186 365Категорія не вказана
427
Підписники
+324 години
Немає даних7 днів
+4930 днів
Архів дописів
427
Repost from ✧انجمن شاعران زنده✧
لعنت بهتون، من عاشق صدای رعد و برق بودم ولی تا ۹۰ سالگی باید برای نوههام تعریف کنم که چرا از جام میپرم.
427
Repost from ✧انجمن شاعران زنده✧
لعنت بهتون، من عاشق صدای رعد و برق بودم ولی تا ۹۰ سالگی باید برای نوههام تعریف کنم که چرا از جام میپرم.
427
اومدم بیرون، شیشه ماشین رو دادم پایین، نمِ بارون زده، هوا بوی بارون میده، کتابِ «آپارتمان پنج سویم» دستمه و همزمان دارم صوتیش رو هم گوش میکنم. دیگه میشه اومدن پاییز رو ستایش کرد.🍁🥹
427
از صبح که بلند شدم هوا ابری بود و ی حسی بهم میگفت امروز بارون میاد. هنوز نیومده ولی الان رعد و برق زد. پس امیدوار میمونم که بارون بیاد.
427
Someone, somewhere, someday wrote these words and didn’t find what she was looking for. And you know what she did in the end? She put her head in the oven.
And all I can think about is whether, someday I’ll find what I want or put my head in the oven. This is my biggest fear.
