𝙂𝙚𝙩𝙩𝙞𝙣𝙜 𝙙𝙚𝙢𝙚𝙣𝙩𝙞𝙖.
Відкрити в Telegram
513
Підписники
+324 години
+217 днів
+4530 днів
Архів дописів
و من نمیدانم آیا مادرش هم او را به اندازه
من دوست داشت؟
- سمفونی مردگان، عباس معروفی
بشدت از اینکه ادما برداشت خودشونو میکنن و تو ذهنشون هرگونه قضاوت و سناریویی رو میسازن ولی اصلا با خودت در میونش نمیذارن متنفرم !
چیزی حس کردی میتونی ازم بپرسی ! نیازی نیست پیش خودت خود خوری کنی !
من از تنهایی نمیترسم،
از فریب دادنِ خودم میترسم!
میترسم به واقعیت آنطور نگاه کنم
که خودم دلم میخواهد،
نه آنطور که واقعا هست
الان نه از زندگی خوشم میآید و نه بدم میآید، زندهام بدون اراده، بدون میل، یک نیروی فوقالعادهای مرا نگهداشته!
صادق هدايت
Repost from 𝑫𝒆𝒋𝒂 𝒗𝒖
گوش هایم را میگیرم!
چشم هایم را میبندم!
زبانم را گاز میگیرم!
ولی حریفِ افکارم نمیشوم!
چقدر دردناک است فهمیدن.
خوشبحال عروسکِ آویزان به آینهی ماشین،
تمام پستی بلندی زندگیش را فقط میرقصد.
وحید کمالی
فقط یه درونگرا میتونه وقتی داره به یجا زنگ میزنه ۵۷۷۸۸۷۶ بار تو دلش بگه : گوشیو بر ندار.
هرچه فکر میکنم هیچ چیز مرا به زندگی وابستگی نمیدهد، هیچچیز و هیچکس…
- صادق هدایت
نمیخوام بگم آدم اعتماد بنفس نباید داشته باشه ها. اینکه از ظاهر خودت تعریف کنی تا یجایی منطقیه.
ولی بعدش یجوری میشه.. نمیدونم واقعا خیلیا بنظرم قیافشون خوب بوده ولی انقدر واقعا از خودش ادا دراورده و این بحث خوشگلیشو بیان کرده که دیگه اصلا بنظرت آدم خوشگلی نیست.
بخدا از حسادت نمیگم
جدی دیگه از یجایی به بعد بیشتر مسخره میشه تا جذاب.
غصه هامو هی میندازم عقب.
هی میگم ولش کن فردا بابتش چاوشی گوش میدم گریه میکنم. اخرم انقدر خسته میشم که حال غصه خوردن برام نمیمونه.
