Art🚢Ship
Відкрити в Telegram
ما واقعا دوست داریم هنرمون دیده بشه ولی احتمالا روشش رو نمیدونیم 👽
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
230
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-430 днів
Архів дописів
230
اون آقاهه که اسمش ج داره
یادش بخیر اینا رو وقتی شبکه فوق پیشرفته هم رسانی بله بودیم میکشیدم بعد یه الدنگی بود نقاشی های جیمینو ریپورت کرده بود بخاطر آستین حلقه ای یا چمیدونم یه ادمینی حسودیش شده بود هرچی بود نقاشی هام هی پاک میشدن . بنده خدا خبر نداشته من پررو تر از این حرفام.#شیطونک #progress
230
سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون سایمون
#شیطونک
#OC
230
این دست استادمه که داره آناتومی میکشه
توی کلاس به صورت زنده
بعد میگید چرا راضی نشدم به آناتومی هام خب داداش برادر اینستنتلی مونو لاین داره نقش میز.... 😭😭😭😭😭امروز تکلیف اینه که عین این بکشم بذارم و شما قضاوت کنید که شبیهش شد یا نه.
230
+1
احساس میکنم برای دنیایی تلاش میکنم که روزی خواهد گفت : من که ازت نخواستم کاری کنی تویی که زندگیو واسه خودت و من سخت کردی#شیطونک #persona
230
بنده درحال تمرین آناتومی هستم و خب قطعا به نفع سایمون و رفقاست
قطعا نمیخواین هیچوقت کراشتونو در حالی ببینید که چرخش قفسه سینه شو اشتباه کشیدم و در نتیجه شبیه میمون دیده میشه تا سایمون خوش بر و رو ارزو هاتون ،#شیطونک #sketch
230
+1
#Wip
#شیطونک
بنظر تان ۸ جلسه تابش و سایه و بیست و یک جلسه تئوری رنگ تاثیری گذاشته رو کارام؟ ب نظر من که نه
وی به شدت نا امید است، وی از رنگ کردن متنفر است
230
آب از سر و رویم جاری میشود
گره ها را با خود میشوید که ببرد
اشک هایم را از قلبم سرازیر میکنم
باشد که جایی برای اشک های رقصانم باز شود
آنچه دیروز در من میبست و میگرفت و فشار میداد، امروز با رد پایم از من دور میشود
کلاهم را بالا میاندازم
دستهایم را بالا میاندازم
قلبم را بالا میاندازم
حالا فقط رد پاهایم مانده که جا مانده
به بالای دیوار که میرسم، بادی میوزد و اشک هایم آنها را میشوید
گردونه را میچرخانم تا دنیایم بچرخد
هرکجا بخواهم ایست میکنم تا بمانم
چرخم را میزنم و میایستد
صدای جریان آب از زیر پاهایم میخندد
مثل کودکی که قلقلکش داده اند
روی شکم خم میشوم و دلم را میگیرم
گوشه ی لب هایم مثل پوسته فندقی ترک خورده گشایش میگیرد
یک نفس دیگر میگیردم
تیک تیک ساعتم بازدم میکندش
صدای ناله هایم دیگر به گوشم ورود نمیکند
انگشت هایم روی سینه ام مینوازد، صدای گوشه ی دنج درختم را
تا جاییکه میتوانم روی پنجه راه میروم، سرم را در آسمان میگذارم
خورشید را روی بدنم تنظیم میکنم و به چرت نیم روزی ام میروم
#Mhr_S
