“پناه”
Відкрити в Telegram
جایی برای پناه بردن از شلوغی.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
557
Підписники
-224 години
+127 днів
+4930 днів
Архів дописів
557
من این غم رو پذیرفتم چون برای درست کردنش تلاش کردم.
پرسیدم،پیگیرشدم،اصرار کردم،گریه کردم،غصه خوردم،حرف زدم.اما فقط و فقط ریجکت شدم.
پس پذیرفتم.تلاشم رو کردم.بدون تلاش برای درست کردنش نمیپذیرفتم،حالا به هر دلیلی.
557
من این غم رو پذیرفتم چون برای درست کردنش تلاش کردم.
پرسیدم،پیگیرشدم،اصرار کردم،گریه کردم،غصه خوردم،حرف زدم.اما فقط و فقط ریجکت شدم.
پس پذیرفتم.تلاشم رو کردم.بدون تلاش برای درست کردنش نمیپذیرفتم،حالا به هر دلیلی.
۶/۴_
557
من که با درختان مهربان تر از خویشم،چرا پیچک هزار پیچ تنهایی،همیشه به گرد من می گردد،کاش سنگی بودم در قعر چاهی که تنهاییش را آب شسته بود
اما به ناچار انسانم و نام کوچکم همیشه درد می کشد…
557
یادآوری برای امروز:
آدمها رو بر اساس عمقشون انتخاب کنیم، نه تعدادشون. یه درختِ محکم، خیلی بهتر از یه مشت بوتهی هرزه که با هر وزشِ بادی، جاشون عوض میشه.
557
خلاصه که تکلیفم با خودم گاهی عجیبه هر چیزی رو دقیقاً همون لحظهای که باید، دلم میخواد و همون لحظه هم اگر نخوام باید از زندگیم حذف بشه! :)
557
حالا مثلت همین ماجرای ناخن یه نمونشه؛ با اینکه ماه دیگه عروسی در پیش داریم، یهو بیدلیل تصمیم گرفتم بکنمشون و دیگه رو دستم نباشه البته بعید هم نیست که هفتهی بعد دوباره هوس ناخن کنم و سلانه سلانه برم سمت سحر جون تا دوباره برام درستشون کنه.
557
داشتم فکر میکردم دیدم من دقیقا همینطوریام که یه لحظه ممکنه چیزی رو با تمام وجود بخوام و در آن واحد، در کسری از ثانیه از چشمم بیفته و دیگه حتی تحمل دیدنش رو نداشته باشم.
