ᜊיִﬞ𐙚𝙽𝚒𝚌𝚑𝚓𝚘𝚘𐙚יִﬞᜊ
Відкрити в Telegram
Daily 🍓Nicholas with Ej🍊 چـنلِاصلی﹕ ❤@andTEAMir
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
207
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+330 днів
Архів дописів
☆*:.。. o(insta)o .。.:*☆
من هیچوقت اینقدر دلم نخواست که یه سگ کوچولو باشم 😭💗دلم نیومد اینو نذارم
👑 گفت که اولین تصوری که از 🍓 داشت، خوب بوده، چون 🍓 بهش تبریک تولد گفت، در حالی که کارآموزها نباید با هم حرف میزدن، 🍓 اونموقعه حتی زبان کرهای بلد نبوده، پس او فقط گفت: داداش امروز تولدته؟ تولدت مبارک!
کی میگه وقتی رفته بودن الای، برای خودش یه سنگ انرژیبخش خرید که یکم گرون بود. 👑: من یه بزرگش رو هم دارم. قشنگ انرژیای که ازش میومد رو حس میکردم... 🍊: این کلاهبرداری نیست؟ 🐰: فقط کافیه بری کنار رودخونه هان، اونجا پر از این سنگاست...
لاغر و رو فرم: 🍊👑🎮🐱🍙 لاغر و عضلانی: 🐣 (ولی چون همچین چیزی وجود نداره، رفت تو تیم اول) عضلانی: 🍓🐰🐶
🍓: کدوم عضو از خانوادهام اخلاقش بیشتر از همه شبیه منه؟ 🍊: خواهرت! خواهرت! آه... بابات! بابات! 🍓: درست گفتى. معلومه ایجو فامیل شوهر شناسه👌🏻🤌🏻
ایجو گفت که تماس تلفنی رو به پیام دادن ترجیح میده. 👑: دروغ نگو! 🎮 🐥: تو حتی تلفن رو جواب هم نمیدی! 🍊: جواب میدم. خب، بعضی وقتا ممکن نادیده بگیرم، ولی تلفنی حرف زدن برام راحتتره. 👤: اون جواب تلفن رو نمیده؟ 👑: این اواخر جواب میده. 🎮: جدی؟ 🍊: تو اصلاً تا حالا به من زنگ زدی؟ 🎮: نه، نزدم.
ایجو، تاکی رو به عنوان عضوی انتخاب کرد که اگه خودش لونه بود، طرفدارش میشد. وقتی ازش پرسیدن چرا، ایجو گفت: تاکی کیوته و همیشه دوست داره لباسامو بو کنه. 🐣: من بوی ایجو هیونگ رو دوست دارم. بوی نوزاد میده. 👑: واقعاً بوی نوزاد میده. 🍊: جدی؟
🍊: باید بگی «پسر خوبی میشم... به اهلی کردنم ادامه بده» به چهار روش مختلف: با کنجکاوی، خوشحالی، خشم و اغواگری. 🍓: اغواگری یعنی چی؟ 🍊: لاس زدن. 🍓: اووو~ تو که استادشی.
زخم خوردی ازش نیکولاس🤔 بسوزه پدر تجربه
👤: اگه دوباره به دنیا میاومدم، قیافهمو با کدامیک از اعضا عوض میکردم؟ 🐥: با هیچکدوم! 🍓: دقیقا درست گفتی!
کی جذابتر به نظر میرسیم: بعد از حموم یا بعد از آرایش کامل؟ 👑🍓🐱🐣🐶 : بعد از حموم 🎮🍊🍙🐰 : بعد از آرایش کامل 🍓: بعد از حمام بهترین حالته!
🍊:از بین تمام لقبها، کدومو بیشتر دوست دارم؟ 👑: پونیو! 🐱: سکسی جوجو 🍊: 🫵🏼 اوه، دقیقاً
👤: کدوم یکی از اعضای، شخصیتی کاملاً متفاوت از اولین برخوردی که نشون داد، داشت؟ 🍊: نیکولاس 🍊: اول، نیکولاس یکم ترسناک به نظر میرسید... راستش رو بخواید! وقتی برای اولین بار توی راهرو باهاش برخورد کردیم، من باهاش احوالپرسی کردم، اما او کولهپشتیش رو روی شانهش انداخته بود و با یه لحن سرد گفت: "سلام".
