Lust for Light
Відкрити в Telegram
عجیب بودن تنها شکل واقعی بودن است؛ در جستوجوی محبوبِ حقیقی(نور) «🇮🇷» https://t.me/ChatNashenas74Bot?start=3558eed1fe2f4e20aa3acbcb5d8ec7 خصوصی:https://t.me/+GRmA9uKuFrE1ZmJk
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
211
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+330 днів
Архів дописів
نمیدانید اما وقتی تنها نقطه اتصالتان بدنیا یا به نوعی دلخوشیتان به این جهان را از شما بگیرند، هر روزِ این زندگی جهنم است..
Repost from اخبار رهبر شهید انقلاب 🇮🇷
💗دعایی برای شهادت از نزدیکی دارالذکر
✏️پروردگارا! برای این حقیر و هرکسی که علاقهمند است، شهادت را به عنوان آخرین پلّهی زندگی ما قرار بده...
🗓 دعای رهبر معظم و شهید انقلاب در پایان سخنرانی نوروزیشان در حرم مطهر امام رضا علیهالسلام در اول فروردینماه ۱۳۹۶
🎥 #لحظههای_استجابت
💻 Farsi.Khamenei.ir
Repost from سوگها و سگرمهها 囧
لا اله الا الله
زبان در کام میگیرم و روضه نمینویسم. اما تنها چیزی که در من میجوشد روضه است. حوصله هیچ نوشتنی و گفتنی و رفتنی و دیدنی و بودنی را ندارم. هر چه هست از سر اجبار است. هر چه هست از بیچارگی است.
«خداوند، به عاشق صادق خصلت صبوری میبخشد تا وفاداریاش را بیازماید.آسان به وصل رسیدن، بی اعتبار کردن وصل است.»
Repost from N/a
در مقابل همه این مصائب، زینب به پروردگار عالم عرض نکرد «رَبِّ نَجِّنی». نگفت پروردگارا، من را نجات بده. در روز عاشورا عرض کرد: پروردگارا، از ما قبول کن.
- انسـان ۲۵۰ سالـه.
هرجا که معرکه فداییان و حواریون و متملقان است باید گریخت. مساله نیت آنها نیست؛ که چه بسا نیتشان به خیر و کردارشان صواب باشد. مساله اثر وضعی مدح است.
فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ..
به یادم آور که تویی یار و مددکار و صبر، نیکوترین پیشهٔ شکیبایان است.
غریق را هم غایت آمال دستِ نجات است. همانجا که میان او و هلاک، جز نفسی رمق نمانده باشد. در خانه اگر کس است یک حرف چرا؟ که من را با شما حرفهاست..
یک هفته به دوش میکشیم تا جمعهای را با شما قسمت کنیم. قدرِ کشتی را طوفانزده میداند و قدرِ کریم را ابنسبیل!
در خانه اگر کس است..یک حرف چرا؟ که من را با شما حرفهاست.غربت زده را کجا یک حرف بس است!؟
پر از تردیدم و وداع؛ ایستاده بر آستانهای که از پسِ آن، راهها تماما بر من مبهماند اما مادام که به عشقِ او نفس میکشم، مادام که این جان به اذنِ او در من باقیست، پس همین بودن، همین مهلتِ زیستن و همین نفسی که به من عطا فرموده، بیگمان مبارک است.
بیستودوسالگی مهیب بود و متناقض و خلافِ انتظار؛ سالی دشوار، آکنده از طعمِ گسِ فقدان، فروریختن و با این همه، برپای ایستادن.
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست. اگر بیقراری، بدان یارِ یاری و پایان این بیقراری بهشت است؛ بهشتی که سرخوش ز دیدار یاری..
