mr rex ﹙zheyuan﹚
Відкрити в Telegram
✉️ letters ' s mr rex : @mrxrexbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
237
Підписники
Немає даних24 години
-47 днів
-930 день
Архів дописів
Repost from N/a
+1
⋆ 𝖲𝗁𝖾𝗇 𝖸𝗎𝗃𝗂𝖾 𝗑 𝖢𝗁𝖾𝗇 𝖹𝗁𝖾𝗒𝗎𝖺𝗇
دلیل: هردوی آنها انرژی شوخ و سرزندهای دارند. این همخوانی معمولا در رومنس خیلی خوب جواب میدهد. ⎯⎯⎯⎯⎯⎯
ژانر مدنظر: عاشقانه، درام
Repost from N/a
🧁 : 𝖠𝖼𝗍𝗈𝗋𝗌 𝗐𝗁𝗈 𝗐𝗈𝗎𝗅𝖽 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝗀𝗋𝖾𝖺𝗍 𝗈𝗇-𝗌𝖼𝗋𝖾𝖾𝗇 𝖼𝗁𝖾𝗆𝗂𝗌𝗍𝗋𝗒 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝖲𝗁𝖾𝗇 𝖸𝗎𝗃𝗂𝖾
𝖠𝖼𝖼𝗈𝗋𝖽𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗈 𝖠𝖨
میشه این دیلیم زیاد شه؟ اگه طرفدار ووسوکیاید فقط لطفا بیاین :(💘
Repost from N/a
+1
◟ ﹫byeonwooseok #𝗂𝗀 𝗎𝗉𝖽𝖺𝗍𝖾 .ᐟ
: ☺️
من ۳۰۰ تایی اینجا رو ببینم کلامو میندازم بالا بقیهش و خدا بده برکت
Repost from valına پک استیکر
🐱 #leejoomyung 팩 스티커 #kdrama
╰─ actor korea - reborn rookie
Repost from valına پک استیکر
🤩 #leejunyoung 팩 스티커 #kdrama
╰─ actor korea - reborn rookie
Repost from 𓏲𝄢 𝐽𝑎𝑑𝑒 𝑉𝑒𝑟𝑠𝑒 🍧
⭐ 𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐇𝐚𝐬 𝐅𝐢𝐫𝐞𝐰𝐨𝐫𝐤𝐬
𝐖𝐚𝐧𝐠 𝐂𝐡𝐮𝐫𝐚𝐧
#Pack : 𝗍𝖺𝗉 𝗍𝖺𝗉
Repost from 𝖩𝗈𝗎𝗋𝗇𝖾𝗒 𝗍𝗈 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺
🌟🌟🌟𝖨𝗇 𝖺 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽 𝗐𝗁𝖾𝗋𝖾 𝖿𝖺𝗍𝖾 𝗄𝖾𝗉𝗍
🌟🌟🌟 𝗀𝖾𝗍𝗍𝗂𝗇𝗀 𝗂𝗍 𝗐𝗋𝗈𝗇𝗀, 𝗍𝗁𝖾𝗒 𝗁𝖺𝖽
🌟🌟🌟𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗈𝗇𝖾 𝗋𝗂𝗀𝗁𝗍 𝖼𝗁𝗈𝗂𝖼𝖾: 𝖾𝖺𝖼𝗁
𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋.
Repost from 𝖩𝗈𝗎𝗋𝗇𝖾𝗒 𝗍𝗈 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺
⎯⎯⎯🎀 خلاصه کوتاه و اصلی دراما:
این دراما بیشتر داستان عشق بین شیائو شیائو، یه دختر شوخطبع و بامزه، و وی جی، یه شیطان خوشقیافه و مرموز، رو توی یه زمان و مکان بههمریخته روایت میکنه. شیائو شیائو سرنوشت «ده زخم» رو داره، زمانی استادش بهش گفت که در واقع خیلی خوششانسه، اگه دویست سال زودتر به دنیا اومده بود، طبق سرنوشت یینش، تبدیل میشد به دشمن استاد شیطانی، وی جیه! اگه این اتفاق میافتاد، شیائو شیائوی ضعیف تا آخر دنیا شکار میشد، استخونهاش خرد میشد و خاکسترش به باد میرفت. شیائو شیائو یواشکی با خودش گفت: «چه سرنوشت افتضاحی! وی جیه یه آدم سرد و بیرحمه. خوشبختانه، اون دویست سال پیش به دست شاگرد ترسوش، چین لینگ شیائو، کشته شد. دیگه همچین شیطانی توی دنیا وجود نداره و فقط بدنامیش تا ابد مونده.» اما بعد، شیائو شیائو اتفاقی به دویست سال قبل سفر میکنه و یه پسر جوون، خوشقیافه و سرکش رو به شاگردی خودش انتخاب میکنه. شیائو شیائو از خوشحالی روی ابرها بود و یواشکی برای روح استادش توی بهشت دعا کرد: «فرقه لینگشان فو ما بالاخره قراره شکوفا بشه! من حتما شاگردام رو به آدمهای بااستعدادی تبدیل میکنم!» بعد از دعا، رو به شاگرد قدبلند و خوشهیکل محبوبش کرد، لبخند زد و گفت: «اوه، یادم رفت بپرسم، فامیلیت چیه؟» شاگرد به چشمهای درخشان استادش نگاه کرد و آروم گفت: «فامیلیم وی هست، و اسمم جیه، ویجیه»
