Poolpira
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
203
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
203
✍این مقاله یک چارچوب اقتصادی طراحی میکند تا بفهمد در زمان شوکهای بزرگ مثل کرونا، سیاستهای پولی و مالی چه اثری روی اقتصاد دارند. ایده اصلی این است که برای فهم درست این دورهها باید هم تفاوت بین خانوارهای فقیر و ثروتمند (به خاطر محدودیت دسترسی به بازارها) را در نظر گرفت و هم این واقعیت را که رفتار قیمتها در همه شرایط یکسان نیست و بسته به وضعیت اقتصاد متفاوت عمل میکنند. مدل بررسی شده در این مقاله نشان میدهد که سیاستهای دولت و بانک مرکزی در کرونا از یک طرف جلوی سقوط شدید اقتصاد و تورم منفی را گرفت، اما از طرف دیگر باعث شد سطح قیمتها برای همیشه بالاتر برود. در واقع بدون این سیاستها، نوسانات اقتصادی شدیدتر اما موقتیتر بود و اقتصاد سریعتر به حالت عادی برمیگشت، ولی با این سیاستها شوکها نرمتر شدند اما اثر دائمی روی قیمتها گذاشتند. نتیجه مهم مقاله این است که این سیاستها بیشتر از اینکه اقتصاد را مدیریت کنند، باعث جابهجایی درآمد بین فقرا و ثروتمندان شدند و همین جابهجایی اثر اصلی روی رفاه مردم داشته است.به عبارتی سیاستهای مالی مثل پرداختهای نقدی دولت در دوران کرونا بیشتر به سمت خانوارهای کمدرآمد رفت، در حالی که هزینه این سیاستها در نهایت از طریق کاهش ارزش واقعی پول و بازده داراییها تأمین شد.
@poolpira
203
🖊عنوان مقاله:
سیاست پولی و سیاست مالی چگونه در مواجهه با شوکهای بزرگ بر اقتصاد تأثیر میگذارند؟
📌لینک دانلود مقاله:
https://t.me/Poolpira_Archive/26
@poolpira
203
⬅️در دورههای رونق بازار مسکن، مصرف کالاهای بادوام حدود ۲۸.۹ درصد و کالاهای نیمهبادوام حدود ۲۳.۸ درصد افزایش مییابد، در حالی که مصرف کل تنها ۱۳.۷ درصد و مصرف خدمات ۱۲.۵ درصد رشد میکند. در مقابل، کالاهای غیربادوام با رشد ۶.۹ درصدی کمترین واکنش را نشان میدهند. این الگو بیانگر آن است که افزایش ارزش خانهها، احساس ثروتمندتر شدن را در میان خانوارها تقویت میکند و آنها را به خرید کالاهای گرانقیمت و سرمایهای مانند خودرو، لوازم خانگی، مبلمان، تجهیزات الکترونیکی و بازسازی منازل سوق میدهد در حالی که مخارج روزمره و ضروری تغییر چندانی نمیکند.
از سوی دیگر هرگاه بازار مسکن وارد رکود شود و قیمت خانهها کاهش یابد همین بخشهای وابسته به کالاهای بادوام معمولاً شدیدترین افت تقاضا را تجربه میکنند. به همین دلیل، کندی مصرف در اقتصادهایی که بخش بزرگی از ثروت خانوارها به بازار مسکن وابسته است، صرفاً یک بحران در بخش املاک نیست، بلکه به کاهش تقاضا برای کالاهای بادوام و تضعیف رشد اقتصادی نیز منجر میشود. برای مثال میتوان به چین اشاره کرد جایی که رکود بخش مسکن نهتنها بازار املاک، بلکه فروش خودرو، لوازم خانگی و سایر کالاهای بادوام را نیز تحت فشار قرار داده است.
@poolpira
203
🏘چگونه افزایش قیمت خانه مصرف خانوارها را متحول میکند؟
✅در ابتدا قبل از هرچیز نیاز است در مورد اصطلاح اثر ثروت توضیحی کوتاه داده شود:
با افزایش ارزش داراییهای افراد مانند مسکن یا سهام،افراد خود را ثروتمندتر احساس میکنند و تمایل بیشتری به مصرف و خرج کردن پیدا میکنند حتی اگر درآمدشان تغییر نکرده باشد.
✍نمودار فوق بیشترین درصد افزایش مصرف در دستههای مختلف کالایی و خدماتی را در یک دوره دهساله همزمان با رشد قیمت مسکن نشان میدهد
رشد قیمت مسکن معمولاً از طریق اثر ثروت مسکن موجب افزایش مصرف خانوارها میشود، اما این افزایش بهصورت یکنواخت در تمام بخشهای اقتصاد توزیع نمیشود.
@poolpira
203
کوین وارش در اولین کنفرانس مطبوعاتی فدرال رزرو ۳پیام مهم را بیان کرد:
🔸۱. تاکید بر ثبات قیمت ها
🔸۲.بازنگری گسترده در نحوه عملکرد فدرال رزرو با همراهی پنج کار گروه مستقل
🔸۳.حذف راهنمای آینده نگر در فدرال رزرو
✍در این پست قصد دارم در مورد پیام دوم کوین وارش کمی توضیح بدم:
✅بازنگری گسترده در نحوه عملکرد فدرال رزرو با همراهی پنج کار گروه مستقل
وارش معتقد است که پس از سالها بحران مالی، پاندمی و مداخلات گسترده بانک مرکزی، زمان آن رسیده که بسیاری از رویههای فدرال رزرو از نو ارزیابی شوند. این گروهها قرار است تا پایان سال گزارشهای خود را ارائه کنند و پیشنهادهایی برای اصلاح سیاستگذاری پولی و ساختار داخلی فدرال رزرو بدهند.
✅وظایف کارگروه ها:
کار گروه اول:
تحقیقات و گزارش بر روی ارتباطات فدرال رزرو:
🔹به عقیده وارش بانک مرکزی بیش از حد درباره آینده نرخ بهره راهنمایی کرده و این موضوع وابستگی بازارها به اظهارات فدرال رزرو را افزایش داده است به همین دلیل به دنبال اصلاح در نحوه اطلاع رسانی فدرال رزرو در بازارهاست.
کار گروه دوم:
تحقیقات و گزارش بر روی ترازنامه فدرال رزرو:
🔹یکی از دغدغه های قدیمی کوین وارش این است که ترازنامه بزرگ ممکن است باعث تحریف قیمت دارایی ها شود به همین دلیل وظیفه این کار گروه بررسی نقش ترازنامه فدرال رزرو و بررسی خرید اوراق قرضه از طرف فدرال رزرو است.
کار گروه سوم:
تحقیقات و گزارش بر روی داده ها و روش های تحلیل داده:
🔹بررسی و ارزیابی اینکه فدرال رزرو از چه داده هایی برای تصمیم گیری استفاده میکند.
کار گروه چهارم:
تحقیقات و گزارش بر روی بهره وری،اشتغال و اثرات هوش مصنوعی:
🔹این کارگروه وظیفه دارد به این موضوع بپردازد که آیا تغییرات در فناوری ها میتواند فرضیات قدیمی درباره اشتغال و تورم را تغییر دهد یا خیر.
کار گروه پنجم:
تحقیقات و گزارش بر روی چارچوب تورم و هدف گذاری تورمی:
🔹این کار گروه قرار است به ارزیابی این موضوع بپردازد که آیا روش های فعلی فدرال رزرو برای کنترل تورم همچنان مناسب است یا خیر.
✍نحوه انتخاب اعضا به این شکل است که اعضا قرار است هم از داخل فدرال رزرو و هم از خارج آن انتخاب شوند که متشکل از اقتصاددانان دانشگاهی، متخصصان بازارهای مالی، کارشناسان داده، متخصصان فناوری است.
این کمیته های تخصصی قرار است طی چند ماه آینده به تحقیق وگزارش بپردازند و پیشنهادهای اصلاحی ارائه دهند. به گفته وارش انتظار بر این است که نتایج اولیه از پاییز منتشر شود و بیشتر گزارشها تا پایان سال تکمیل شوند.
@poolpira
203
📊کنگو نقطه بحرانی زنجیره تأمین کبالت و باتریهای جهان است
✍جدول فوق آسیبپذیری زنجیره تأمین سه ماده معدنی کلیدی شامل نیکل، لیتیوم و کبالت را از طریق شبیهسازی حذف بزرگترین تولیدکننده هر ماده و محاسبه تغییرات قیمتی در بازار مواد معدنی و دو نوع باتری پرکاربرد (NMC/NCA و LFP) بررسی میکند. دادهها نشان میدهد اندونزی ۳۴.۵ درصد از تولید جهانی نیکل، استرالیا ۳۳.۳ درصد از لیتیوم و جمهوری دموکراتیک کنگو ۸۳.۸ درصد از کبالت جهان را در اختیار دارند. حذف اندونزی از بازار نیکل، قیمت این فلز را ۸۹.۱ درصد افزایش میدهد و باتریهای NMC را ۵.۱ درصد گرانتر میکند. حذف استرالیا از بازار لیتیوم، قیمت این ماده را ۹۵.۷ درصد بالا میبرد و باتریهای NMC را ۱۸.۹ درصد و باتریهای LFP را ۲۰.۳ درصد گرانتر میکند. اما شدیدترین شوک قیمتی مربوط به حذف کنگو از بازار کبالت است که قیمت این ماده را ۲۷۶.۷ درصد افزایش داده و باتریهای NMC را ۹.۳ درصد گرانتر میکند.
@poolpira
203
📊باتری خودروهای برقی پیشران اصلی بازار لیتیوم و کبالت است.
✍جدول فوق ترکیب تقاضای جهانی شش ماده معدنی کلیدی شامل لیتیوم، کبالت، نیکل، گرافیت، مس و منگنز را در بازه ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ به تفکیک هفت کاربرد اصلی آن ها که شامل باتری خودروهای برقی، باتریهای غیرخودرویی، سرامیک و شیشه، فلزات و آلیاژها، سیمکشی و زیرساخت، مواد دیرگداز و سایر مصارف است، نشان میدهد.
باتری خودروهای برقی با جذب ۶۵ درصد از تقاضای جهانی لیتیوم، ۴۵ درصد از کبالت، ۱۱ درصد از نیکل و ۱۰ درصد از گرافیت، بهوضوح پیشران اصلی بازار این مواد معدنی است.
@poolpira
203
📊شکاف عمیق هزینه تولید لیتیوم
✍این نمودار هزینه تولید لیتیوم را در سطح معدن برای سال ۲۰۲۴ به تفکیک کشورهای تولیدکننده شامل آرژانتین، استرالیا، شیلی، چین، سایر کشورهای آفریقا و سایر نقاط جهان نشان میدهد.
تولیدکنندگان آمریکای لاتین بهویژه شیلی و آرژانتین با ترکیب هزینه پایین و ظرفیت بالا، از مزیت رقابتی قوی برخوردارند و قادرند حتی در دورههای رکود قیمتی، سودآوری خود را حفظ کنند. در مقابل، معادن پرهزینه در چین، آفریقا و سایر نقاط جهان در برابر کاهش قیمت جهانی لیتیوم آسیبپذیر هستند و ممکن است ناچار به تعدیل تولید یا تعطیلی شوند. این شکاف هزینهای باعث بقای تولیدکنندگان کم هزینه در بازارهای نزولی شده است.
@poolpira
203
📊بازار جهانی مواد معدنی حیاتی در دست چند کشور معدود
✍نمودار فوق توزیع نابرابری را نشان میدهد که بازار جهانی مواد معدنی حیاتی مورد نیاز برای فناوریهای نوین مانند باتریهای لیتیومی، خودروهای برقی و ذخیرهسازی انرژی، بهشدت در انحصار چند کشور معدود قرار دارد و این موضوع، آسیبپذیری زنجیره تأمین جهانی را در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی، تحریمها یا بلایای طبیعی بهطور چشمگیری افزایش میدهد. در حالی که بازار نفت و گاز با وجود اهمیت راهبردی، به دلیل پراکندگی جغرافیایی تولیدکنندگان از ثبات نسبی برخوردار است، تمرکز شدید در مواد معدنی کلیدی به معنای وابستگی عمیق کشورهای صنعتی مصرفکننده به تأمینکنندگان محدود است. این ساختار، قدرت چانهزنی کشورهای تولیدکننده را تقویت کرده و ضرورت متنوعسازی منابع تأمین، سرمایهگذاری در بازیافت و توسعه معادن جدید را برای اقتصادهای پیشرفته به یک اولویت راهبردی تبدیل کرده است.
@poolpira
203
✍این مقاله به این موضوع میپردازد که آینده انرژی پاک جهان فقط به فناوری خودروهای برقی و باتریها وابسته نیست، بلکه به چند ماده معدنی خاص مانند لیتیوم، نیکل و کبالت گره خورده است. مشکل اینجاست که بخش عمده این مواد در تعداد کمی از کشورها متمرکز شدهاند،برای مثال اندونزی در نیکل، کنگو در کبالت و استرالیا در لیتیوم پیشتاز است. به همین دلیل این کشورها میتوانند با محدود کردن عرضه، روی قیمتها و حتی سرعت گذار جهان به انرژی سبز تأثیر بگذارند.
بازار این مواد معدنی بسیار پیچیدهتر از بازار نفت است. دلیل آن این است که لیتیوم، نیکل و کبالت در تولید باتریها به یکدیگر وابستهاند. برای مثال اگر اندونزی عرضه نیکل را کاهش دهد و قیمت نیکل بالا برود، برخی تولیدکنندگان به سمت باتریهایی میروند که نیکل کمتری مصرف میکنند. در نتیجه ممکن است تقاضا و قیمت لیتیوم و کبالت کاهش یابد. بنابراین سیاست یک کشور نهتنها بازار ماده معدنی خودش، بلکه بازار سایر مواد معدنی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. این وابستگی متقابل باعث میشود منافع کشورهای تولیدکننده همیشه با یکدیگر همسو نباشد و گاهی در تضاد قرار گیرد.
مقاله تاکید میکند که موفقیت یا شکست گذار سبز تا حد زیادی به نحوه مدیریت این مواد معدنی حیاتی بستگی دارد. اگر کشورهای تولیدکننده از قدرت بازار خود استفاده کنند یا کارتلهایی مشابه اوپک تشکیل دهند، میتوانند بر قیمت باتریها، سرعت توسعه خودروهای برقی و حتی تحقق اهداف اقلیمی جهان اثر بگذارند. بنابراین در قرن بیستویکم، ژئوپلیتیک انرژی دیگر فقط درباره نفت و گاز نیست بلکه لیتیوم، نیکل و کبالت به منابع راهبردی جدیدی تبدیل شدهاند که آینده اقتصاد سبز جهان را شکل خواهند داد.
@poolpira
203
🖊عنوان مقاله:
مواد معدنی حیاتی، ژئوپلیتیک و گذار به انرژی سبز.
📌لینک دانلود مقاله:
https://t.me/Poolpira_Archive/23
@poolpira
203
🎙اولین کنفرانس مطبوعاتی کوین وارش رئیس فدرال رزرو آمریکا
✍کوین وارش در این کنفرانس مطبوعاتی تأکید میکند که سیاستگذاری فدرال رزرو باید بر پایه انجام دقیق ماموریت دوگانه یعنی ثبات قیمتها و حداکثر اشتغال باشد و تصمیمهای اخیر FOMC نیز در همین چارچوب گرفته شدهاند. وارش تصمیم کمیته برای حفظ نرخ بهره در محدوده ۳.۵ تا ۳.۷۵ درصد را تأییدی بر رویکرد فعلی سیاست پولی میداند و همزمان اشاره میکند که اقتصاد آمریکا با وجود افزایش عدمقطعیت ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک همچنان در حال رشد است، سرمایهگذاری و بهرهوری تقویت شده و بازار کار نیز نسبتاً پایدار باقی مانده است.
وارش تلویحاً نشان میدهد که با وجود این شرایط نسبتاً مثبت، ریسکهای بیرونی و تورم همچنان مانع از تغییر سریع در سیاست پولی میشوند و فدرال رزرو باید با رویکردی محتاطانه و مبتنی بر دادهها به مسیر خود ادامه دهد.
@poolpira
203
+1
صندوقهای بازار پول همچنان به همان اندازه گذشته جذاب هستند.
📰مقاله ای از نشریه بارونز
✍صندوقهای بازار پول در شرایط کنونی به یکی از جذابترین گزینههای سرمایهگذاری تبدیل شدهاند، زیرا علاوه بر امنیت بالا در برابر نوسانات بازار، بازدهی نسبتاً مناسبی نیز ارائه میدهند. برخلاف انتظار ابتدای سال که کاهش نرخ بهره فدرال رزرو را محتمل میدانست، افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و رشد قیمت انرژی باعث شده است تورم بالاتر بماند و احتمال کاهش نرخهای بهره کاهش یابد. همین موضوع موجب شده بازده صندوقهای بازار پول در سطوح جذاب فعلی باقی بماند.
در حالی که بازده سود تقسیمی سهام پایین است و اوراق قرضه نیز در معرض ریسک نرخ بهره قرار دارند، صندوقهای بازار پول گزینهای کمریسک و نقدشونده محسوب میشوند که بسیاری از سرمایهگذاران ترجیح دادهاند در شرایط عدم قطعیت اقتصادی، سرمایه خود را در این ابزارها نگهداری کنند.
با این حال نگهداری بیش از حد وجه نقد نیز میتواند یک اشتباه سرمایهگذاری باشد. اگر در آینده اقتصاد با شوک منفی روبهرو شود و فدرال رزرو نرخ بهره را کاهش دهد، بازده صندوقهای بازار پول افت خواهد کرد.
@poolpira
203
✍شواهد اقتصادی جدید با دیدگاه فعلی وارش درباره کاهش نرخ بهره سازگار نیستند. بازار کار آمریکا همچنان قدرتمند است، رشد اقتصادی بالاتر از انتظار ادامه دارد، بازارهای سهام در سطوح تاریخی قرار دارند و افزایش قیمت نفت ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی نیز تورم را دوباره بالا برده است. در چنین فضایی، ایدههای وارش از جمله تأثیر ضدتورمی هوش مصنوعی یا جایگزین کردن کاهش ترازنامه فدرال رزرو با کاهش نرخ بهره برای توجیه کاهش نرخ بهره از نظر اقتصادی قانعکننده نیستند و حتی بسیاری از سیاستگذاران فدرال رزرو نیز با این استدلالها موافق نیستند.
کوین وارش به احتمال زیاد ناچار خواهد شد برخلاف خواستههای دونالد ترامپ عمل کند زیرا در شرایط فعلی نهتنها کاهش نرخ بهره توجیهی ندارد، بلکه احتمال افزایش نرخها بیشتر از کاهش آنهاست. بنابراین بزرگترین چالش رئیس جدید فدرال رزرو احتمالاً نه مدیریت اقتصاد، بلکه پذیرش این واقعیت خواهد بود که دادههای اقتصادی او را به همان مسیری سوق میدهند که پیشتر جروم پاول در آن قرار داشت یعنی اولویت دادن به مهار تورم، حتی اگر این موضوع برای کاخ سفید خوشایند نباشد.
@poolpira
203
فدرال رزرو بهزودی باید خبر بدی به دونالد ترامپ بدهد.
📰مقاله ای از نشریه اکونومیست
✍کوین وارش سالها به عنوان یکی از چهرههای طرفدار سیاست پولی سختگیرانه و نرخهای بهره بالاتر شناخته میشد و ریاست فدرال رزرو در شرایطی که اقتصاد آمریکا داغ و تورمزا باشد، باید برای او یک فرصت ایدهآل محسوب میشد. با این حال، او به دلیل حمایت از کاهش نرخ بهره توسط دونالد ترامپ به ریاست فدرال رزرو رسیده و اکنون در شرایطی کار خود را آغاز میکند که محیط اقتصادی نسبت به زمان انتصابش بهطور قابل توجهی تغییر کرده است.
@poolpira
203
این مقاله به بررسی این موضوع میپردازد که اگر در خاورمیانه جنگی رخ دهد و باعث جهش شدید قیمت انرژی شود، چه اتفاقی برای اقتصاد جهان میافتد. مقاله دو سناریو را شبیهسازی کرده است: یکی اینکه قیمت انرژی فقط یک سال بالا بماند و دیگری اینکه این وضعیت سه سال ادامه پیدا کند.
مقاله همچنین توضیح میدهد که افزایش قیمت انرژی فقط روی هزینه سوخت اثر نمیگذارد، بلکه کل زنجیره تولید و تجارت جهانی را تحت تأثیر قرارمیدهد.کارخانهها، بخش حملونقل و حتی کشاورزی باهزینههای بالاتر روبهرو میشوند و کشورهایی که برای تولید محصولات کشاورزی به کود شیمیایی وابستهاند، آسیب بیشتری میبینند. علاوه بر این، با کند شدن اقتصاد جهانی، تقاضا برای کالاهای صادراتی کاهش مییابد بنابراین حتی کشورهایی که منابع انرژی داخلی زیادی دارند، مانند چین، نیز ممکن است به دلیل افت صادرات با کاهش رشد اقتصادی مواجه شوند.
نتیجه اصلی این است که در هر دو حالت رشد اقتصادی جهان کاهش پیدا میکند و تورم افزایش مییابد،اما شدت این اثرات در همه کشورها یکسان نیست. کشورهایی که به نفت، گاز، فرآوردههای نفتی و کود وارداتی از خاورمیانه وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند.
@poolpira
203
🖊عنوان مقاله:
پیامدهای اقتصادی جهانیِ جنگ خاورمیانه در سال ۲۰۲۶
📌لینک دانلود مقاله:
https://t.me/Poolpira_Archive/22
@poolpira
203
با افزایش قیمت نفت، موجی از افزایش هزینهها سراسر اقتصاد آمریکا را درنوردید. کامیونها برای حمل کالا سوخت گرانتری مصرف میکردند، کارخانهها هزینه انرژی بیشتری میپرداختند و قیمت بسیاری از کالاها و خدمات رو به افزایش گذاشت. شاخص قیمت تولیدکننده (PPI) جهش کرد و پس از آن تورم مصرفکننده نیز به سرعت بالا رفت. مشکل اینجا بود که همزمان با افزایش تورم، رشد اقتصادی نیز کند شد. اقتصاددانان تا آن زمان عادت داشتند تورم را با رونق اقتصادی و بیکاری پایین ببینند، اما اکنون پدیدهای جدید در حال شکلگیری بود و آن تورم بالا در کنار رشد ضعیف اقتصادی و افزایش بیکاری بود. این وضعیت بعدها با عنوان رکود تورمی یا Stagflation شناخته شد.
بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ تنها یک شوک موقت نبود بلکه نگاه سیاستگذاران اقتصادی را برای همیشه تغییر داد. فدرال رزرو و بانکهای مرکزی دریافتند که شوکهای عرضه میتوانند اقتصاد را وارد شرایطی کنند که کنترل آن بسیار دشوار باشد. تورم برای سالها در سطوح بالا باقی ماند و سرانجام در اوایل دهه ۱۹۸۰، Paul Volcker رئیس فدرال رزرو تصمیم گرفت با افزایش شدید نرخهای بهره با آن مقابله کند اقدامی که اگرچه رکودی عمیق به همراه داشت، اما در نهایت تورم را مهار کرد.
#تاریخ_اقتصادی
@poolpira
203
شوک نفتی دهه ۱۹۷۰
1973 oil crisis
پاییز سال ۱۹۷۳ بود. اقتصاد آمریکا و بسیاری از کشورهای غربی سالها به نفت ارزان عادت کرده بودند. کارخانهها با انرژی ارزان تولید میکردند، خودروهای بزرگ آمریکایی خیابانها را پر کرده بودند و کمتر کسی تصور میکرد که جریان نفت روزی به یک سلاح سیاسی تبدیل شود. اما پس از جنگ اعراب و اسرائیل، کشورهای عرب عضو اوپک تصمیم گرفتند صادرات نفت به آمریکا و برخی متحدانش را محدود کنند. ناگهان عرضه نفت کاهش یافت و قیمتها در مدت کوتاهی چند برابر شدند. صفهای طولانی در جایگاههای سوخت شکل گرفت، برخی پمپبنزینها سهمیهبندی را آغاز کردند و مردم برای نخستین بار با این واقعیت روبهرو شدند که انرژی ارزان همیشگی نیست.
#تاریخ_اقتصادی
@poolpira
