𝑎𝑢ˑ𝒜𝑡𝑜𝑛𝑒𝑚𝑒𝑛𝑡.
Відкрити в Telegram
316
Підписники
-624 години
-97 днів
-4030 днів
Архів дописів
سلام عزیزم وقتت بخیر
خوشحالیم که اینجوریه و دوستش داری))💘
حقیقتا راضیم که داری به جزئیات رفتارها توجه میکنی این خیلی برام ارزشمنده، چون پسرای تاوان هر کدومشون شخصیت عمیق و رد زخمهایی از گذشته دارن که رفتارهای امروزشون رو شکل میده، و اینکه یکی بهشون دقت میکنه و برای درکشون مشتاقه، بهشدت ذوقم رو قلقلک میده.
سونگمینی ناز...😭 قندوعسل همهی ماست با اینکه گاهی خیلی تلخ میشه.
واقعاً ووسان رو خیلی سخت میشه فهمید 🫠 بس که این دو نفر باهم لج میکنن خب کوتاه بیاین.😭
باعث افتخارمونه نازز.
بگردمم...هونگ متاسفانه بخاطر گذشتهای که داشته خودش رو در برابر برادر کوچکش مسئول میبینه فارغ از اینکه اینجوری داره به جفتشون آسیب میزنه.
واقعاً از بابتش مفتخر هستیم و خوشحالیم که دوستش داری و امید داریم در ادامه هم از روند داستان لذت ببری و باهامون تا ته قصهی بچههای تاوان بیای.
بنده هم از شما ممنونم و بوس به شما سلامت باشی نازنازی. 💕💕💕💕
سلام..
خب من تازه خوندن تاوان رو تموم کردم ( البته ببخشید برای پارتهای قبل نظر ندادم میخواستم همشون رو با هم بگم )
اول از همه، من خیلی خیلی دوستش دارم طوری که همینجوری با پارتنرم درموردش حرف میزدم و براش داستان رو تعریف میکردم؛ پس لطفا فکر نکن که کم لطفی بعضیها به این معنیه که ما دوستش نداریم..
بعد هم اگر بخوام درمورد تمام اپیزودها صحبت کنم احتمالا خیلی طولانی بشه پس لطفا پر حرفی من رو ببخش.
هرچی میره جلوتر من رو هم دربارهی گذشتهی شخصیتها، هم دربارهی ادامهش خیلی کنجکاو میکنه. واقعا دوست دارم رازها رو کشف کنم
میدونید رابطههایی که کمکم دارن شکل میگیرن یا روابطی که بین شخصیتها ساختین خیلی قشنگان. حس واقعی بودن دارن یعنی همزمان که آدم رو حرص میدن آدم رو سافت هم میکنن.
سونگمین واقعا کیوت و شیرینه واقعا باید بذاریش توی جیبت و فرار کنی و واقعا حس مکمل بودن رو در کنار چانگبین داره😭
ووسان هم یجورایی خیلی عصبیم میکنن با کارهاشون که البته من بیشتر حق رو به وویونگ میدم چون سان به معنای واقعی یه کروکدیل احمقه ( هرچند توی پارت جدید خیلی مظلوم شد )
من تیکههای فان داستان رو خیلی دوست دارم این حس رو بهم میده که کاملا توازن رو توش برقرار میکنن. نمیذارن فضا خیلی خشک بمونه و همزمان خسته کننده نیستن؛ کاملا به جا هستن و خیلی خوش میگذره.
حساسیت هونگجونگ روی سونگمین به نوعی من رو یادم خودم میندازه چون من هم زیاد درمورد اطرافیانم احساس مسئولیت دارم. ولی توی بعضی پارتها بود که دلم برای چانگبین میسوخت، همه یهو هجوم میآوردن بهش، واقعا بادم رو خالی میکرد 🙁
دوستی وویونگ و چانگبین، حتی دوستی سان و چانگبین برام خیلی قابل لمس و قشنگه وقتی درموردشون میخونم ناخودآگاه نیشم باز میشه خیلی نازن.
رابطهی چانگبین و سونگمین در عین لطیف و زیبا بودنش خیلی غمانگیز به نظر میاد و دلم میخواد براش گریه کنم جدی.
از همهی اینها که بگذریم، من روند داستان رو خیلی دوست دارم. غیرقابل پیشبینیه و هر لحظه یه چالش جدید جلوی روت میذاره و همین هم باعث میشه بخوام ادامه رو بخونم و سردر بیارم که چی میشه، قضیه چیه و کلی سوال دیگه دارم که دنبال جوابشونم.
ممون از وقت و زحمتی که پاش میذارید. من قدردان همشون هستم و بهتون خسته نباشید میگم. امیدوارم از این به بعد با خوشحالی و رضایت کامل آپش کنید.✨🩷
ناموسا چی داری میگی من از شدت دلتنگی هزار بار تاوان رو خوندم بعد تو چی میگی منظورت چیهههطنطنطنطننطنژط....
حس میکنم به ناموسم توهین شده😭💔
