227
Підписники
-224 години
-77 днів
-730 днів
Архів дописів
228
"ما کاشفان کوچههای بنبستیم
حرفهای خستهیی داریم
اینبار پیامبری بفرست که تنها گوش کند!"
228
"کاش آدمها به این سطح شعور برسند که وقتی با کسی تماس میگیرند و طرف بیشتر از دوبار جواب نمیدهد؛ یا نمیتواند جواب بدهد و یا هم نمیخواهد جواب بدهد؛ پس هی پشتسرهم زنگ نزنید!"
228
در رابطه با سلیقهی موسیقی من خیلیها نظر دادهاند. یکی گفته سلیقهی خوبی داری و دیگری با تمسخر گفته خودکُش بیگانهپرست هستی، چون همیشه آهنگهای خارجی گوش میکنی. قبول دارم که آهنگهای خارجی بیشتر گوش میکنم، ولی دلیل نمیشود که بیگانهپرست شوم. لیست بلندبالایی از هنرمندان افغانی هم دارم که همیشه به آنها گوش میکنم؛ فقط از این خیلههایی که این چندسال اخیر چیزی سرهم کردهاند و بهنام آهنگ منتشر کردهاند، گوش نمیکنم. نمیدانم چرا اینها را مینویسم و درمورد سلیقهام صفایی میدهم؛ قطعا کوچکترین اهمیتی برای شماها ندارد، ولی خواستم اینجا بنویسم تا بماند؛ همین.
228
عزیز من، صرفا چون این اواخر اثری نسبتا خوب از خانوادهی موسیقیِ افغانستان نشنیدهیی، دلیل نمیشود به آهنگ جدید فرهاد دریا شهکار بگویی. درست است آهنگ خوبی است و احساسات آدم را برمیانگیزد؛ مخصوصا در این برههی زمانی که قرار داریم، ولی شهکار نیست. این مساله نشاندهنده فقیر بودن ما در تولید اثر باکیفیت و خلق نوآوری است. باید قبول کنیم که در بخش هنر هیچچیزی برای گفتن نداریم. این چندسال اخیر که جز ابتذال چیزی دیگری شاهد نبودم و بههمین دلیل است که از قدیمیها بیشتر گوش میکنم، چون اصالت واقعی را در اثرهای آنها میتواند دید.
228
جان ویلیامز را دوست دارم، چون میداند چطور نُتها را کنار هم بچیند تا اثری غمگین و در عین حال قشنگ و آرامبخش تحویل بدهد.
228
فاز آنهایی که تا پایشان به خارج میرسد به ناله کردن و گذاشتن استوریهای غمگین میهنپرستی که نمیدانم "بیآشیانه گشتم" و امثالهم شروع میکنند -جدا از آنهایی که واقعا از روی مجبوریت و ناچاری رفتهاند- را نفهمیدم.
228
یکشنبه، ۱۷ آگست، ۲۰۲۵
این روزها باتری اجتماعیام خیلی زود تمام میشود و با این حال، سعی میکنم در مقابل آدمها حوصلهمندی اختیار کنم. از طرفی هم از مکانیزمی که ذهنم برای درگیر کردن خودش استفاده میکند تعجب میکنم؛ یعنی یک سناریوهایی برای خودش میسازد که احتمال اتفاق افتادنش خیلی کم و در حالاتی اصلا ممکن نیست.
228
Repost from V e n u S i a n🪴
من آن قدر زیاد رویا بافته ام و کمتر زیسته ام، که گاهی سه ساله ام.
اما روز بعد اگر خوابی که دیده ام محزون باشد سیصد ساله ام؛
تو اینطور نیستی؟
در لحظاتی به نظرت نمی رسد که در آستانه ی آغاز زندگی هستی و زمان دیگر، سنگینی چندین هزار قرن را روی دوش خود حس نمی کنی؟
_ژرژ ساند
_نامه به گوستاو فلوبر
228
میگفت: "هیچوقت برای آدمی که سه ثانیه نمیارزد، سه ساعت وقت نگذار!" و چقدر درست میگفت.
228
Repost from دُژَم
یکی دوتا فیلم را برای امشب کنار گذاشته بودم که ببینم اما دلم نمیکشد که ببینم. هر چه موسیقی بیکلام و آهنگ میشنوم، از همهٔشان بیزار میشوم. به اتفاقهای آخر فکر میکنم و از فکرکردن هم پشیمان میشوم. آن صمیمت قبلی را هم دیگر نسبت به اینجا ندارم که بیشتر پرحرفی کنم. تنها چیزی که میتوانم بگویم، همین است: «روزگار غریبیست نازنین.»
