uk
Feedback
لِــر‌نابِــلا

لِــر‌نابِــلا

Відкрити в Telegram

مجنون و شیفته‌ی زبان و بنگتن🐥🩷📚 Like crazy‎ꫂ᭪ • Tell me unknown ⭐ @Learnabellabot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
309
Підписники
-124 години
+37 днів
+130 днів
Архів дописів
و تا ابد، کنکور یکی از بی‌رحمانه ترین مراحلیه که یه جوون ایرانی باید بگذرونه.

تست ریاضی هم کمکی به حالم نمیکنه.

راستش یجوری احساس خستگی میکنم که I'm over

دچار شرم شدم.🤫

خب اره از اون لحاظ اوکیه بنظرم. ولی خب یادم اومد که یبار یک مرد رو پرنسس خطاب کردم چون زود قهر کرد. و خب این حساب میشه، نه؟😭

پست خوبی بود، یادم باشه دیگه از کلمه‌ی پرنسس برای مردها استفاده نکنم.

شما ته تحقیر مردان رو هم بگیري‌‌، باز تهش مي‌رسید به زن‌ستيزي. چون براي تحقیرش سریع یه ویژگي رو «زنونه» حساب مي‌کنید و بهش نسبت مي‌‌دید. مردي‌‌ که روتین پوستي‌‌ داره مي‌شه «پرنسس»، مردی که درباره بقیه نظر مي‌ده مي‌شه «خاله‌زنك»، مردي‌‌ که خوب آشپزی مي‌‌کنه مي‌‌شنوه «دیگه باید شوهرت بدیم». انگار اگه یه مرد ظریف، حساس، دقیق باشه یا مثلاً به ظاهرش اهمیت بده و آشپزي‌‌ بلد باشه، دیگه مرد نیست و باید مسخره بشه؛ در حالي که اینا اصلاً زنونه یا مردونه نیستن، فقط یه‌سري‌‌ ویژگي‌‌ و توانایي‌‌ انساني‌‌ان. همین طرز فکره که حتي‌‌ براي‌‌ تحقیر مردها هم از زن بودن به‌عنوان فحش استفاده مي‌‌کنه.

بچه‌ها چالش روز اول اسپیکینگه و باید صحبت کنین. پیشنهادم بهتون اینه که صداتون رو ریکورد کنین. اگر دوست داشتین صداتون رو میتونین بفرستین💋

Голосове повідомлення05:13

روز اول چالش اینجاست✨

بیا باهم درست کنیمم

Repost from ʚ pària ɞ
«تا حالا دقت کردی آدما چقدر قشنگ میتونن رفتار کنن؟ آدم‌هایی که واقعا از درون غنی هستن، همیشه توی تعریف کردن از دیگران پیش‌قدم می‌شن؛ آدم‌های شاد، موفقیتِ بقیه رو با تمام وجود جشن می‌گیرن؛ آدم‌های بافرهنگ، دانش‌شون رو با اشتیاق با بقیه تقسیم می‌کنن؛ و آدم‌های با اعتماد‌به‌نفس، اصلا نیازی نمی‌بینن که مدام با بقیه وارد رقابت بشن. در واقع، آدم‌هایی که با خودشون در صلح هستن، به‌جای اینکه با کوچیک کردنِ بقیه، خودشون رو بزرگ نشون بدن، راه رو برای درخششِ دیگران باز می‌کنن و الهام‌بخش هستن.»

منممممممم.

میخوام ویژن برد درست کنم، بنظرم خیلی جالبه.

و من الان واقعا دلم میخواد دبیر زبان بشم و دیگه نمیخوام به محدودیت هاش اهمیتی بدم، این چیزیه که همیشه از اعماق قلبم میخواستم.

و امروز صبح بابام بهمون گفت "دبیر زبان بشین سه‌قلوها"

بابام همیشه میگه دوست دارم که شما سه‌قلوها دیگه معلم بشین و راهِ من و مامانتون رو ادامه بدین، من همیشه بهش میگم که معلمی و تدریس رو دوست دارم ولی محدودیت هاشو؟ نه و نمیخوام معلم بشم. ولی همیشه یجایی از اعماق قلب و ذهنم، خودم رو در آینده یه معلم تصور میکنم.

میدونی حتی اگه نخندی هم میشکنی؟!

بچه‌ها آخرشب که میخواستین گزارش کار بفرستین، این پیام رو پر کنین و گزارشتون رو اینجا بنویسین و ناشناس من بفرستین💋 لطفا دایرکت یا پی‌وی نفرستین𓏲 ๋࣭ ࣪ ˖