•·⌞ SILVER FOX + Daily🦐⌝·•
Відкрити в Telegram
1 099
Підписники
-1724 години
-1227 днів
-24930 днів
Архів дописів
آجی که دنبال اطلاعات از بواسیر بود میتونی به آرماند مراجعه کنی همه کونش گذاشتن بازم نه گشاد شده نه از بواسیر خبری هست
یه سری پست های چنل تگ untolds نزدم براشون. خودتون باید بگردید پیدا کنید☹️
I don’t want to hear anyone saying Will didn’t return the favor. He did.
Repost from Mizumono🫀
+1
هنیبال یه ساعت تمام رانندگی کرد تا برای کصپسر صبحونه ببره✨
#hannigram
@Mizuumono ✨💜
Repost from N/a
خب نه ببین قضیه اینه همه منتظر فصل چهاریم تا ببینم ویل قرار چطوری شیر بده بهش 😅🫣
من که میتونم تو اون کونو بالاخره میدی.اگه دوصت پسر گیرت اومد لطف کن و بیا ازم بپرس برای تولدت کادو چی میخوای و من بگم
I wannn-a watch⌚️
+1
کتی که ویل کشید روی آلانا و هانیبال برداشتش.
VS
کتی که هانیبال موقع ریجکت شدن توسط ویل و تحویل دادن خودش به fbi پوشیده بود.
شبیه همن نه؟
مثل این میمونه که هانیبال با اینکار میخواست نشون بده این لحظه براش به اندازه رنجهایی که ویل میزومونو کشید دردناکه!!
He was already regretting what he did. Pain of rejection. Pain of giving his freedom away for love.
It aches. He aches for him.
#Untolds
#Hannibal
اگه میزومونو رو از زوایای مختلف بررسی کنیم، IMO، ویل چیزای بیشتری از هانیبال از دست داد.
حس رو به رو شدن با هویت واقعی هانیبال، چاقو خوردن از هانیبال، پیدا کردن ابیگل بعد چندین ماه، کشته شدن ابیگل به دست هانیبال و از دست دادن خود هانیبال.
He lost more than he ever gained.
بیش از حد براش زیادی بود و همینطور پشیمون از مسیرش.
اما کتی که ویل انداخت رو آلانا یادتون هست؟
#Untolds
#Hannibal
شاید این یکم زیادی دلولو بنظر برسه
ولی از دید من، هانیبال تو میزومونو بعد چاقو زدن به ویل، اول سر خودشو میاره جلو تا ویل رو بغل کنه. و صورتشو رو شونه ویل میذاره.
هانیبالی که یک قاتل کنترلگر هست میتونست بدون اینکه حتی یک قدم حرکت کنه، ویل رو اول به سمت خودش بکشه.
یه حرکت از سر قدرت.
یه حرکت که کنترل ویل رو کاملا دست هانیبال میذاشت.
ولی هانیبال اول خودش جلو اومد.
بدون هیچ تردیدی first move رو انجام داد.
خودش رو به ویل نزدیک کرد.
شاید
فقط شاید…
اون به این آغوش برای آرامش نیاز داشت.
یک حرکت بدون ترسناک. فارغ از همه اتفاقای ترسناکی که داشت میوفتاد.
این آغوش برای خود هانیبال بود نه ویل.
آغوشی که تصور میکرد اگه با ویل فرار میکرد ، بالاخره از ویل میگرفت.
آغوشی که میتونست شروعی تازه باشه
ولی تبدیل به خداحافظی شد.
برای هانیبال
اون چند ثانیه شاید نزدیک ترین چیزی بود که بعد همه تروماهای زندگیش، لمس کرد.
#Untolds
#Hannibal
