•·⌞ SILVER FOX + Daily🦐⌝·•
Відкрити в Telegram
1 125
Підписники
-1524 години
-1217 днів
-18830 днів
Архів дописів
انقد بخاطر مایکل دوران تینیجری کصم خل شده بود که همه مدرسه هیتم میدادن
اجی خوشحالم بهش اشاره کردی. بله بیشتر برای ادبیات ایران و بعضی کشورای آسیاییه.
این تحلیل مغز مریض من بود ولی کافیه یه درصد هم فکرکنم برایان یا هیو که عاشق اشعار کل دنیا هستن از دل ادبیات ایرانی این موضوع رو کشیده باشن بیرون
And I’ll be SO IN LOVE W BRYAN
اجی این داستان شمع و پروانه فقط برا ایرانه یا شایر ادبیات جهان هم دارن؟
باهات موافقم ولی بعضیاشون هستن که پدر عروس، عروس رو تا دم راهرو میاره و ادامه اش دوماد میره از دست پدرش میگیره و تا محراب همراهیش میکنه.
Repost from N/a
با همه تحلیل هات موافقم و عالی بودن اما این قسمتش در فرهنگ ازدواج مسیحی در کلیسا این داماد که منتظر عروس پس اینجا هانیبال منتظر عروسش ویل که بعد تمام اتفاقات و رد کردن های ویل بلاخره قبول کرد و بله رو گفته و داره به محراب برای انجام خطبه عقد میره
ای واهاهاهیایاای بچه ها من الان متوجه شدم ویل حتی شبیه این ایموجی پروانه آبی هم پوشیده اینجا😭
لحظه روشن کردن شمع تو کلیسا یعنی شمع هایی به عنوان پیشکش برای دعا واسه خودت کنی. موقع عروسی روشن کردن شمع یعنی پیوندتون محکمتر بشه و هیچ جانوری حتی مرگ نتونه شمارو از هم جدا کنه.
به عقیده من این صحنه اولین باری هست که هانیبال داره دعا میکنه.
اینجا اژده ها مرده فرض شده. و این آخرین شانس هانیبال برای نگه داشتن ویل پیش خودشه.
و ویل برای دلیلی واسه موندن پیش هانیبال پیدا میکنه.
یا قدرتی برای همیشه ول کردنش.
موندن و زندگی کردن پیش هانیبال؟ ریسکه بخوای پیش کسی بمونی که بارها بخواد بکشتت!دارن شمع هارو به همدیگه پیشکش میکنن. چون برای همدیگه حکم خدا رو دارن. همدیگه رو خدا میبینن.
Are you talking about God or Hannibal? - You forgive how God forgives.تنها خدایانی که هرکدومشون حاضرن پرستش کنن. هانیبال ویل رو. و ویل هانیبال رو. جالبه دوباره برمیگردیم به شعر مولوی به شمس=)
شمس من و خدای من…دارن از خدای خودشون میخوان بهشون رحم کنه و آزادشون(ولشون) کنه، یا نگهشون داره. شاید هردو. شاید هیچکدوم. سکانس آخری که حذف شد و هانیبال و ویل روی صندلی جلو شمع ها نشسته بودن. و این همون قسمتیه که ویل بالاخره تسلیم میشه. همون قسمتی که هانیبال انتخاب میکنه. همون قسمتی که بالاخره یکی میشن.
و دعاهاشون، که تنها دعاهای واقعی تمام عمرشون برای چیزی کرده بودن، بالاخره مستجاب شد. نذری و شیرینی این عروس دوماد خوشگل هم قیمه پخش میکنیم. آدرس کوبا دفتر چهارم هانیبال:((#Hannibal #untolds
یک جنبه دیگه کت و شلوار سفید مخصوصا وقتی وسط کلیساییم، لباس عروس هست!
مخصوصاااا وقتی اون صحنه ای که ویل انگار داره از راهروی کلیسا میاد سمت هانیبال . درست مثل دامادی که راهروی کلیسا رو طی کنه دست نو عروسشو بگیره بیاد جلو کشیش:))
#Hannibal
#untolds
علاوهبر اینکه رنگهای کت شلوارش ظاهر آروم و هیولایی هانیبال رو نشون میدن، یه چیز خیلیییی شاعرانه تر هم نشون میدن.
هانیبال مثل شمع لباس پوشیده.
شمع سفید که آتیش قرمز درونش بخاطر عشق بی پایان اونو ذره ذره آب میکنه. هیجانی ترش میکنه.
ولی عشقش کیه؟ شمع اکثرا تو اشعار ادبی برای کی میسوزه؟
پروانه=)
شمع عشق و شور و نور داره. و بخاطر عشقش به پروانه میسوزه و آب میشه. پروانه مجذوب نور و شور و اشتیاق شمع هست. و چون هی بهش نزدیک و دور میشه کم کم بال های میسوزه. ولی اهمیتی نمیده چون عاشق اون نوره:((. Conclusion: they die for each other.#Hannibal #untolds
+1
این کت شلوار سفید هانیبال کاستوم مورد علاقه منه و شاید کلا چند ثانیه نشون داده شده باشه. اونم کجا؟ تجسم ویل.سفید معمولا نماد صداقت، خوبی و innocence هست. و همینطور نماد بی طرفی و آرامش. ویل با تجسم هانیبال تو این کت شلوار با این جزئیات شخصیتشو داره نشون میده. دنیا چجوری هانیبال رو دیده. چطور شناخته؟ تصویری که خود هانیبال به بقیه نشون میده: دکتر خوب و آروم و محترم. خونسرد و مسلط. اما پیرهن و کراواتی زیر اون کت سفید پیدا شدن قرمز تیرهان. رنگ خونهای قربانی های هانیبال. هیولای قرمزی که زیر اون ظاهر آروم و سفید قایم شده. اما همونطور که قبلا هم گفتم قرمز رنگ شور و اشتیاق و شهوت هم هست. زیر اون کت شلوار سفید آروم، یه موجود خطرناک شدیدا احساساتی، غیرمنطقی و پرشور خوابیده. برای ویل میسوزه. دلش برای ویل عین شمع های قرمز کلیسا میسوزه. اشتیاقش نسبت به ویل مثل آتشی هست که همه چیو میبلعه! #Hannibal #untolds
