𝘓ᨵׁׅׅ𝘴𝘵𝓒𝘢𝘴𝘵𝘭ꫀׁׅܻ݊ ᰔᩚ
Відкрити в Telegram
-ᴬ ʷᵃʸ ᵗᵒ ᵉˢᶜᵃᵖᵉ𓏲 𝘟𝘪𝘢𝘠𝘢𝘯 𝘍𝘢𝘯𝘤𝘭𝘶𝘣 "ᴀ ʟᴏsᴛ ᴘʟᴀᴄᴇ ғᴏʀ ᴡᴇᴀʀʏ 𝗌ᴏᴜʟ𝗌" 𝖠𝗇𝗈𝗇: @Lostca3ttlebot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
337
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
𝖶𝗁𝖺𝗍 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗌𝖾𝖾 𝗂𝗇 𝗍𝗁𝖾
*𝗔𝗿𝗰𝗵𝗶𝘃𝗲𝘀: 𝗖𝗿𝗶𝗺𝘀𝗼𝗻 𝗦𝗵𝗮𝗻𝗴𝗵𝗮𝗶*
«𝓘𝓼 𝓽𝓱𝓮𝓻𝓮 𝓪𝓷𝔂𝓽𝓱𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓮𝓯𝓽 𝓽𝓸 𝓼𝓪𝓿𝓮𝓭?!...»
+نمیخوام بمیرم نمیخوام نمیخوام.... بزار برم.. _تو قرار نیست بمیری، بهم نگاه کن.. همه چی تموم شده... حالا دیگه من اینجام.. *بیا بریم خونه، یان. تنها چیزی که پسر جوان را هنوز به شخصی که در کودکی اش بود وصل می کرد چشمانش بود. چشمانی که هایشیا هر شب انعکاس آن هارا در آسمان پر ستاره شبانگاه میدید. بارها این لحظه را تصور کرده بود، لحظه رها کردن اورا. و چقدر احمق بود که فکر می کرد این لحظه قرار است خیلی دیر فرا برسد. در آموزش های ویژه بایگانی هیچ روشی برای رها کردن یک تکه از قلبش یاد نگرفته بود. افکار نامهربان در ذهنش جولان میدادند و او را در سکوت فرو می برد. "من حقش رو دارم تورو درگیر مشکلات خودم بکنم؟ اونقدر نزدیکت هستم که بهت تکیه کنم؟!" &های یان، اگه داری این نامه رو میخونی احتمالا من...#Fiction
