uk
Feedback
Radio Shajarian | رادیو شجریان

Radio Shajarian | رادیو شجریان

Відкрити в Telegram

«به هوای آواز، جایی برای شنیدن، گفتن و ماندن، به یاد شجریان.» 🤍🌱 «آهنگ‌های خوب شناخته نمی‌شوند چون گوش‌های صبور کم‌اند.» @RadioShajariannBot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
515
Підписники
+224 години
+47 днів
+430 день
Архів дописів
عشق را فریاد می زد چشمِ ما، اما دریغ بر زبان هرگز نیاوردیم... مغروریم ما
@RadioShajariann

موسیقی بیانگر آن چیزی است که نمی تواند با کلمات بیان شود و آن چیزی که نمی تواند سکوت کند. _ویکتور هوگو
@RadioShajariann

پنهان چه کنم؟ که فاش، می‌دانی تو‌.
@RadioShajariann

اندوه ارث پدری و مادریمان بود، ادامه‌دار، ریشه‌‌دار، همیشگی، جدا نشدنی.
@RadioShajariann

زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی
@RadioShajariann

با او بگو که مهرِ تو از دل نمی‌رود هر چند بسته مرگ، کمر بر هلاکِ من.. #فریدون_مشیری
@RadioShajariann

زمان میان من و او جدایی افکنده است...
@RadioShajariann

ای همیشگی ترین عشق ...
@RadioShajariann

در بهار زندگی احساس پیری میکنم...💔
@RadioShajariann

شب فراق که داند که تا سحر چندست مگر کسی که به زندان عشق در بندست بگفتم از غم دل راه بوستان گیرم کدام سرو ببالای دوست مانندست پیام من که رساند به یار مهر گسل که بر شکستی و ما را هنوز پیوندست قسم به جان تو خوردن طریق عزت نیست بخاکپای تو که آن هم عظیم سوگندست زدست رفته نه تنها منم درین سودا چه دست ها که زدست تو بر خداوندست ساز و آواز سه گاه و مخالف سه گاه آواز: محمدرضا شجریان سه‌تار: احمد عبادی نی: محمد موسوی
@RadioShajariann

هرکس به تماشایی رفتند به صحرایی ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی یا چشم نمی بیند یا راه نمی دارد هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی دیوانه ی عشقت را جایی نظر افتاده ست کآنجا نتواند رفت اندیشه ی دانایی گویند رفیقانم در عشق چه سر داری گویم که سری دارم درباخته در پایی امید تو بیرون برد از دل همه امیدی سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی زیبا ننماید سرو اندر نظر عقلش آن که اش نظری باشد با قامت زیبایی زنهار نمی خواهم کز کشتن امانم ده تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی من دست نخواهم برد الا به سر زلفت گر دسترسی باشد یکروز به یغمایی گویند تمنایی از دوست بکن سعدی جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی ساز و آواز ابوعطا استاد شجریان به همراه تار فرهنگ شریف و شعری از حضرت سعدی آلبوم پیوند مهر
@RadioShajariann

4_5873022796916865109.mp33.63 MB

به‌قولِ هوشنگ بادیه‌نشین:
«یک زندگی و این‌همه غروب؟»

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگری خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری من چنان عاشق رویت که ز خود بی‌خبرم تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی‌خبری به چه ماننده کنم در همه آفاق تو را کآنچه در وهم من آید تو از آن خوبتری برقع از پیش چنین روی نشاید برداشت که به هر گوشه چشمی دل خلقی ببری دیده‌ای را که به دیدار تو دل می‌نرود هیچ علت نتوان گفت به جز بی بصری گفتم از دست غمت سر به جهان در بنهم نتوانم که به هر جا بروم در نظری به فلک می‌رود آه سحر از سینه ما تو همی برنکنی دیده ز خواب سحری خفتگان را خبر از محنت بیداران نیست تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری هر چه در وصف تو گویند به نیکویی هست عیبت آن است که هر روز به طبعی دگری گر تو از پرده برون آیی و رخ بنمایی پرده بر کار همه پرده نشینان بدری عذر سعدی ننهد هر که تو را نشناسد حال دیوانه نداند که ندیده‌ست پری. اجرای خصوصی دشتی آواز :کاوه دیلمی ویولن :رحمت الله بدیعی تار:هوشنگ ظریف غزل از سعدی
@RadioShajariann

غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد؛ که چنین نرفته باشد، همه عمر بر تو حالی... تصنیف : در فراق آواز : استاد شجریان آلبوم : غوغای عشق‌بازان آهنگساز : سعید فرجپوری
@RadioShajariann

دارم سخنی با تو و گفتن نتوانم وین دردِ نهان سوز نهفتن نتوانم ( 11:11 ) تو گرمِ سخن گفتن و از جامِ نگاهت من مست چنانم که شنفتن نتوانم شادم به خیالِ تو چو مهتابِ شبانگاه گر دامنِ وصلِ تو گرفتن نتوانم با پرتوِ ماه آیم و چون سایه ی دیوار گامی ز سرِ کوی تو رفتن نتوانم دور از تو، منِ سوخته در دامنِ شب ها چون شمعِ سَحَر یک مژه خفتن نتوانم فریاد ز بی مهری ات ای گل که درین باغ چون غنچه ی پاییز شکفتن نتوانم ای چشمِ سخن گوی تو بشنو ز نگاهم دارم سخنی با تو وگفتن نتوانم مهتاب شبانگاه- گلهای تازه ۷۲ آواز بیات ترک محمدرضا شجریان (سیاوش) اسدالله ملک فرهنگ شریف امیرناصر افتتاح شفیعی کدکنی
@RadioShajariann

همرنگ یار مایی؟ یا رنگ از او خریدی؟ - مولانا

صدای جهانپرده بگردان و بزن ساز نو هين که رسيد، از فلک آواز نو برجه ساقی طرب آغاز کن َوز مِی کُهنه بنه، آغــاز نو زخم چو بر دل رسيد ديده پر از خون چراست؟؟ چون تو درون دلی نقش تو بيرون چراست؟؟ خود به جهان در مــرا يک دلکی بود و بس ما همه چون يک دليــم قصــد شبيه خون چراست خواننده: محمدرضا شجریان آهنگساز: برادران پورناظری شعر :بخش اول از دیوان شمس مولوی بخش دوم از از نظامی گنجوی
@RadioShajariann