a piece of your cake.
Відкрити в Telegram
🫖@herladyofcameliasBot /t.me/HidenChat_Bot?start=6375112375 'nothing just tea addiction [مرا به خانهام ببر اگرچه خانه، خانه نیست]
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
226
Підписники
-224 години
-47 днів
-430 днів
Архів дописів
من هربار که خواستم گذر کنم از این مسیر
وجودم را در آیینه تنهاتر از مادر یافتم.
Repost from Annamorphin
«مالیخولیا: آن هنگام که نمیتوان نامی برای اندوه گذاشت.»
_ژوزف ژوبر
«اندوه، ۱۹۰۰»
از هنری مارتین
«sorrow, 1900»
By Henri Martin
Repost from ·Alaska, Alaska·
«وقتی دندونت درد میکنه، زبونت هی میره سراغش. همیشه از زخم خبر داری.»
خیلی وقتها به این فکر میافتم که چرا سراغ زخمهامون میریم؛ انگار میخوایم مطمئن بشیم هنوز درد میکنن یا نه. شاید غم هم همینطوری کار میکنه، یا دلشکستگی. موضوع این نیست که دلمون بخواد زخم رو دوباره باز کنیم، نه، فقط گاهی حس میکنم یه گوشه از وجودمون هنوز میخواد همونجا دیده بشه، هنوز امید داره یه روز کسی همون جایی بغلمون کنه که اولین بار زخمی شدیم.
چه خورد این دل در آن محفل که همچون مست اندر گل
از آن میخانه چون مستان چه ناهموار میآید
1|5_Aghrabe_Zolfe_Kaj_Live_Arash_Fouladvand_Orchestre_Philharmonique.mp312.58 MB
Repost from Art and death.
©️Henry Brown Fuller - Portrait of Ebba Bohm, 1905
©️Frank W. Benson - Spring, 1895
