broken mind
Відкрити в Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
211
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+1130 днів
Архів дописів
211
بگذر تابستان،
بگذر .
حال من با تو خوب نمی شود
پاییز حال مرا خوب میشناسد .
محمود دولت آبادی
211
از پشت پنجره به مـاه خیره میشوم که انتظارِ دوباره باهم بودنمان را میکشد. تـرسهای مـرا فقط تو آرام میکردی، لمس انگشتانِ ظریفت جان تازهای در رگهایم است. تو ماه کوچک و غمگین بودی و من نویسندهای شبزندهدارِ تو.
قلبت تنهـا آشیانهای این پرندهی زخمی بود؛ با این حال اگر نباشی نوشتن از تو آخرین اُمید من است، آخریـن سنگرم.
211
من هرکاری کردم هیچوقت نتونستم کافی باشم، نه برای خودم نه برای اطرافیانم و این چیزیه که همیشه باعث غمگین شدنم میشه.
