broken mind
Відкрити в Telegram
من از دیار عروسکها میآیم از زیر سایههای درختان کاغذی در باغِ یک کتاب مصور.... 🐳mamoooo
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
208
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+830 днів
Архів дописів
208
میبینی؟ طوری در رنجکشیدن ماهر شدهای، که گاهی خودت هم زخمهایت را از یاد میبری. و اما عزیزم دیدی؟ دیشب هم صبح شد.
208
ما انسانها، حتی وقتی بدبختیم، باز هم رؤیا میبافیم؛ این یکی از رازهای زنده بودن ماست.
ابله/ داستایفسکی
208
وقتی خدا میخواست تو را بسازد
چه حال خوشی داشت؛
چه حوصلهای
این موها، این چشمها
خودت میفهمی؟
من همهی اینها را دوست دارم.
عباس معروفی
208
همهچیـز به تو ختم میشود.
به چشمهای دُرشتت، به خالِ گوشهی دستت، به نامههایی که گاه و بیگاه برایم مینویسی(:
