uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

کومورِبی🌿✨

کومورِبی🌿✨

Відкрити в Telegram

•کومورِبی در زبان ژاپنی به معنای نور خورشید است وقتی از لابلای برگ درختان می گذرد🌿✨ •گوشه ای از حال و هوای من https://telegram.me/ProChatsBot?start=sc-ojaLkrlS7n

Показати більше
Іран122 485Категорія не вказана
1 162
Підписники
-424 години
+2507 днів
+44130 днів
Архів дописів
در مورد پیدایش آتش و دستیابی انسان به این عنصر حیاتی دو روایت بزرگ در اساطیر ایران و یونان وجود داره. پرومته در یونان و هوشنگ در ایران زمین.

دیدی آن قهقههٔ کبکِ خرامان، حافظ که زِ پنجهٔ شاهینِ قضا غافل بود؟

«چو طهمورث آگه شد از کارشان برآشفت و بشکست بازارشان به بند آورید آن همه دیو را پدید آورید آن دل نیرنگ را چو دیوان ز بندش به جان آمدند ز کردار بد ناتوان آمدند نبشتن به خسرو بیاموختند دلش را به دانش برافروختند نبشتن یکی نه که نزدیک سی چه رومی، چه تازی و چه پارسی چه سغدی، چه چینی و چه پهلوی نگاریدن آن کجا بشنوی» #فردوسی

طهمورث؛ دیوبند، آموزگار نوشتن و پادشاه تمدن پس از هوشنگ، فرزندش طهمورث بر تخت شاهی نشست؛ پادشاهی که در شاهنامه با لقب دیوبند شناخته می‌شود، زیرا توانست دیوان را شکست دهد و به فرمان خود درآورد. فردوسی، طهمورث را پادشاهی دادگر، نیرومند و خردمند می‌داند. او مردم را به ریسندگی، بافندگی و ساخت جامه از پشم آشنا کرد و بسیاری از هنرهای زندگی را گسترش داد. اما مهم‌ترین دستاورد او، به اسارت گرفتن دیوان بود. دیوان برای رهایی از بند، رازی بزرگ را به او آموختند؛ هنر نوشتن. آنان سی گونه خط را به طهمورث آموختند و از آن پس دانش و فرهنگ، راهی تازه برای ماندگاری یافت. در نگاه اسطوره‌ای شاهنامه، این روایت نشان می‌دهد که حتی نیروهای آشوب و تاریکی نیز در برابر خرد و اقتدار، به خدمت تمدن درمی‌آیند و دانش را در اختیار انسان قرار می‌دهند. #شاهنامه #طهمورث @komurebii✨🌿

من از روییدنِ خارِ سرِ دیوار دانستم که ناکَس کَس نمی گردد از این بالا نشینی ها.. •صائب

‏دیگر به چاکِ سینه، مجالِ رفو نبود... • شهریار

همینقدر قشنگ گفت: «اشک تاوانی که چشم‌ها برای درست ندیدن باید بپردازند».

شبی یک داستان از شاهنامه رو مرور کنیم؟
Anonymous voting

ای صنم🌿✨

آن نَخلِ ناخَلف که تبر شد، زِ ما نبود ما را زَمانه گر شِکَند ، ساز میشویم ... •صائب

اندوه بر تو باد که خانه های ما را به اندوه آکندی.

@komurebii✨🌿

«یکی روز شاهِ جهان سوی کوه گذر کرد با چند کس هم‌گروه پدید آمد از دور چیزی دراز سیه‌رنگ و تیره‌تن و تیزتاز دو چشم از برِ سر چو دو چشمه خون ز دود دهانش جهان تیره‌گون نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ گرفتش یکی سنگ و شد تیزچنگ به زورِ کیانی رهانید دست جهانسوز مار از جهانجوی جست برآمد به سنگِ گران، سنگِ خرد همان و همین سنگ بشکست خرد فروغی پدید آمد از هر دو سنگ دلِ سنگ گشت از فروغ آذرنگ نشد مار کشته، ولیکن ز راز از این طبعِ سنگ آتش آمد فراز جهاندار پیشِ جهان‌آفرین نیایش همی کرد و خواند آفرین که او را فروغی چنین هدیه داد همین آتش آنگاه قبله نهاد یکی جشن کرد آن شب و باده خورد سده نام آن جشن فرخنده کرد ز هوشنگ ماند این سده یادگار بسی باد چون او دگر شهریار» #فردوسی @komurebii🌿✨

هوشنگ؛ پادشاهی که آتش را به انسان هدیه داد. در اسطوره‌های ایران، هوشنگ دومین پادشاه از سلسله پیشدادیان و نماد خرد، آبادانی و آغاز تمدن است. یکی از مشهورترین روایت‌های مربوط به او، داستان کشف آتش است که در شاهنامه آمده است. روزی هوشنگ در دامنه کوه با ماری بزرگ و سیاه‌روی روبه‌رو شد؛ ماری هولناک که نماد اهریمن و تاریکی بود. او سنگی بزرگ برداشت و به سوی مار پرتاب کرد، اما سنگ به مار نخورد و به تخته‌سنگی دیگر برخورد کرد. از برخورد دو سنگ، جرقه‌ای درخشید و آتش پدیدار شد. هوشنگ دریافت که این فروغ، هدیه‌ای ارزشمند برای انسان است. او آتش را گرامی داشت، آن را نعمتی الهی دانست و مردم را با بهره‌گیری از آن برای گرما، روشنایی، پخت غذا و پیشرفت زندگی آشنا کرد. از همین رو، ایرانیان جشن سده را به یاد کشف آتش و پیروزی روشنایی بر تاریکی برگزار می‌کنند. #شاهنامه #هوشنگ @komurebii🌿✨

بی‌رحمانه‌ترین حالتِ زیستن اینجاست که ما؛هرچقدر هم که غمگین وخشمگین و سوگوار باشیم،و سوگِ ما هر آنقدر هم که موجه باشد،زندگی کاری به این حرف‌ها ندارد!ادامه دارد..!و ما بی‌رحمانه،‌ گستاخانه وناگُزیر ادامه پیدا می‌کنیم.با اندوهِ عظیمی بر دل؛همچنان راه می‌رویم،نفس می‌کشیم و کار می‌کنیم.و من روزی برایِ تو خواهم گفت که:چقدر سخت بود این‌گونه زیستن، و این‌گونه دوام آوردن... •نرگس صفاریان

از کوتهی ماست که دیوار بلند است؟

کیومرث؛ نخستین شاه و آغاز نبرد میان نیکی و بدی در شاهنامه، کیومرث نخستین پادشاه جهان و آغازگر فرمانروایی انسان بر زمین است. او بر فراز کوه‌ها می‌زیست، جامه‌ای از پوست پلنگ بر تن داشت و مردمان را به زندگی، داد و سامان فراخواند. در روزگار او هنوز شهر و کاخ و سپاه به معنای امروز وجود نداشت و انسان‌ها در هماهنگی با طبیعت زندگی می‌کردند. فردوسی کیومرث را نماد خرد، پاکی و آغاز تمدن ایرانی می‌داند. اما این آرامش دیری نپایید. اهریمن که تاب دیدن شکوفایی جهان را نداشت، فرزند خود را به جنگ کیومرث فرستاد. در سوی نیکی، سیامک، فرزند دلیر کیومرث، پیشاپیش سپاه ایستاد و برای پاسداری از پدر و سرزمینش به میدان رفت. نبردی سخت میان دو نیرو درگرفت و سرانجام سیامک در نبرد تن‌به‌تن به دست دیو کشته شد. این نخستین سوگ بزرگ در شاهنامه و نخستین خون پاکی است که در نبرد همیشگی خیر و شر بر زمین می‌ریزد. مرگ سیامک تنها اندوه یک پدر نیست؛ بلکه نمادی از بهایی است که برای پاسداری از راستی و داد باید پرداخت. کیومرث یک سال تمام در سوگ فرزند نشست، اما سرانجام با راهنمایی سروش از اندوه برخاست و مردم را به انتقام و برقراری عدالت فراخواند. هوشنگ، فرزند سیامک، فرمانده سپاه شد و با شکست دادن دیو، خون پدر را ستاند و امید را دوباره به جهان بازگرداند. فردوسی از همان آغاز شاهنامه نشان می‌دهد که تاریخ بشر با آسایش آغاز نمی‌شود، بلکه با رویارویی همیشگی نور و تاریکی شکل می‌گیرد. در این نگاه، کیومرث نماد خرد، سیامک نماد فداکاری و هوشنگ نماد تداوم راه نیکی است؛ راهی که با وجود رنج و فقدان، هرگز متوقف نمی‌شود. #شاهنامه #کیومرث @komurebii✨🌿

در برهه ای از تاریخ قرار گرفتیم که رسالت عجیبی برای زنده نگه داشتن تاریخ و فرهنگمون داریم. هر کدوممون فردوسی زمان باید باشیم. به قول بهرام بیضایی عزیز« ما ایرانی هستیم و این تموم نمیشه، این تازه آغازشه. ما با آنچه می‌سازیم ایرانی هستیم؛ با زبان، خاطره، فرهنگ و هویت»

چیزی که با تلاش کردنت درست نشد، با رها کردن تمومش کن✨

«عزیز اینا برای ورزشه!» وای به روزی که فراموش کنم.