uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

چیزی به ذهنم نمیرسه

چیزی به ذهنم نمیرسه

Відкрити в Telegram

۲۲۸۰؛ اگر درخت بودم.. حرف بزنیم: http://t.me/BluChtBot?start=YEGAN

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
266
Підписники
+224 години
+57 днів
+1030 днів
Архів дописів
مرگِ ایوان ایلیچ و پس از آن آپارتمانِ پنجْ سِویم تمام شدند. درباره‌ی اثرِ تولستوی من کسی نیستم که نظر بدهم؛ اما در خصوصِ آپارتمانِ پنجْ سِویم از مینه سوئوت باید اعتراف کنم درعینِ موضوعِ عجیبش بسیار دوستش داشتم. از کتاب‌هایی‌ست که فکر می‌کنم حتما باید داستانش شنیده شود؛ و به عنوانِ آخرین خبر، از امروز به سراغِ خانواده‌ی پاسکوآل دوآرته نوشته‌ی کامیلو خوسه سِلا با ترجمه‌ی فرهاد غبرائی می‌روم.

photo content

در این سال‌ها پیدا می‌شود یک روز و در این روزها پیدا می‌شود یک لحظه که در آن روز و در آن لحظه، این حجم از عصبانیتِ انباشته شده با فورانی به بیرون پراکنده شود.

و این دردناک‌ترین نوعِ شکستگی بود.

تو چه در خود داری؟ چه داری که از اضطرابت دست و پای من یخ می‌زند؟

درد برایش آنقدر عظیم است که من و امثالِ من از درکِ او ناتوان‌ترین‌ایم.

آرنج دست راستم زخم شده است و نمی‌توانم دستم را به جایی تکیه دهم یا آن را روی میزی بگذارم. کلافه‌کننده‌ست اما حس می‌کنم آسیب‌هایی که من به آن زخم می‌رسانم بیشتر از این‌ها باشد. اوست که هرروز مرا یدک می‌کشد و از دستمِ کلافه است؛ و اوست که از هرروزه هشت ساعت پنهان شدن زیرِ آستینِ یک لباسِ بی‌کیفیت در حالِ خفگی‌ست. من برای او مضرترم، تا او برای من.

برای پنجمِ مهر؛ برای امیر مهدی فرخی‌پور.
برای پنجمِ مهر؛ برای امیر مهدی فرخی‌پور.

0:57 If you stay..

photo content

در حالی‌که در تختِ چوبی‌اش دراز کشیده بود، زمزمه می‌کرد: گویی در تمامِ این سال‌ها پیوسته با سِیری یک‌نواخت فرو می‌لغزیدم و گمان می‌کردم که به سوی قلّه صعود می‌کنم؛ و به راستی همین‌‌طور بود. در انتظارِ مردم در راهِ اعتبار و عزت بالا می‌رفتم و زندگی با همان سرعت از زیرِ پاهایم می‌گذشت و از من دور می‌شد؛ حالا هم که مرگ بر درِ خانه‌ام می‌کوبد. _مرگِ ایوان ایلیچ؛ لیو تولستوی. ترجمه‌ی رضی هیرمندی.

2:14 10/10

0:47 Oh baby I know, I know That we're getting out of control. Wish we could call this house a home..

تو ای شورِ بومِ غمین پر از خون‌دل و مهربان‌چِهر تو ای دُختِ شرمگینِ امید تو را دوست دارم، اگر دوست دارم.

جدیدا سمتِ راستِ صورتم از کار می‌افتد. گویی کسی نیزه‌ای را مدام در چشمِ راستم فرو می‌کند و مدام در می‌آورد. این هم بیماریِ نوین.

01. Tame Impala - Dracula.m4a8.46 MB

موزیک‌های Tame Impala اصولاً اینگونه‌اند که یک‌بار می‌شنوی و می‌گویی چرا باید این‌را گوش کنم و می‌زنی آهنگ بعدی. روزها بعد احساس می‌کنی ملودی‌ای مدام در ذهنت تکرار می‌شود؛ و این ملودی همانی‌ست که یکبار از او شنیدی. به این‌ها فکر می‌کردم که دیدم موزیکِ جدیدش را ریلیز کرده است و آماده‌ی صفا دادن به گوش‌های ماست.

به افتخارِ سریالی که مرا در آن روزها زنده نگه داشت.

او شبیهِ شعله است. شعله‌ای که در میانِ طوفان گیر افتاده‌‌است. باد بر او می‌کوبد. شکلش عوض می‌شود و بعضی اجزایش از بین می‌روند؛ اما او هنوز، چنگ بر زمین، بر جای مانده.