uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

چیزی به ذهنم نمیرسه

چیزی به ذهنم نمیرسه

Відкрити в Telegram

۲۲۸۰؛ اگر درخت بودم.. حرف بزنیم: http://t.me/BluChtBot?start=YEGAN

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
266
Підписники
+224 години
+57 днів
+1030 днів
Архів дописів
برای این روزها.

این روایتِ برقراریِ ارتباطِ چشمی‌ست بین مسافرانِ یک اتوبوس و من که در سمند نشسته‌ام. انسان‌هایی که تابه‌حال یکدیگر را ندیده‌اند و می‌دانند که دیگر یکدیگر را نخواهند دید، با یک نگاه تمامِ روزشان را برای یکدیگر مرور می‌کنند.

اینجا دیگه کجاست؟

Ah, the last time we saw you you looked so much older.. Your famous blue raincoat was torn at the shoulder.

جایی دو تنِ سراپا نفت، و کودکی‌ که دیگر هیچ‌چیز نمی‌شنود. جایی انفجاری عظیم بخاطرِ دو ورق چرکِ بیشتر‌. جایی هم مردی که در حوالیِ دیوانگی، کنارِ هیزم‌های نمناک قهوه می‌نوشد.

موسیقی را قطع کردم. گوش دادم. خواستم رویاهای دو دخترِ ده‌ساله را بهتر بشنوم؛ که با صدای لطیف‌شان با هم از دستبندهایی که به تازگی خریده‌اند، حرف می‌زنند.

3:10 در اصل تا دلهره‌یِ ابتدایی رو متوجه نشی، متوجهِ آرامشِ پسین هم نمیشی؛ که به درستی درباره‌ی این موسیقی صدق می‌کنه.

Drenched in timeless classic.
Drenched in timeless classic.

روزانه بیش از هزاربار به این کتابخانه نگاه می‌کنم و خسته نمی‌شوم. روزانه هزاربار نامِ تک‌تکشان را می‌خوانم و از رنگ‌های تکراری‌شان لذت می‌برم و باز هم وقتی می‌روم دلم می‌خواهد برگردم و به این کتاب‌ها خیره شوم؛ برای بارِ هزارویکم. خداوند از ما هر چه را می‌گیرد، صفایِ این کتابخانه را نگیرد.

رگ‌های شقیقه‌‌هایش باد کرده‌ست، متورم و لرزان. می‌گوید نباید انقدر زود عصبی شم. آدم باید جمع کنه و سرِ یه موضوعی درست‌حسابی عربده بزنه، اینطوری راحت مغزم تخلیه میشه و به این روز هم نمیفتم.

photo content

+8
17. The WLF.flac18.04 MB

از موسیقی‌های پروژه‌ی TLOU2 ساختِ موسیقی‌های احساسی بر گردنِ گوستاوو سانتائولایا بوده و ساختِ قسمتی از موسیقی‌ها که مربوط به فضای پر استرس و مضطرب بوده رو مک کویل برعهده داشته‌؛ و باید گفت که به درستی از پسِ ایجادِ استرسی زیرپوستی در انسان براومده. موسیقی‌های ساخته‌شده توسط کویل در اون پروژه، آثار زیر هستند.

Strange words come on out Of a grown man's mouth when his mind's broke Pictures and passin' time, You only smile like that when you're drinking.

دعوا می‌آید و می‌رود. تو می‌مانی مامان.

دمی سنگین می‌گرفت و بعد آن را بند می‌کرد به گیتار. شروع می‌کرد 'کودکانه' را خواندن و در میانه‌ها پُک می‌زد. سال‌ها بعد که موهایش سپید شد، دیگر نمی‌کشید و از جوان‌ها هم می‌خواست نکشند. در دفترش نوشته بود: هرکس می‌گوید ترکِ سیگار آسان است، نمی‌داند سیگار چیست. پس از ترک هم پیوسته عاشقِ بوی سیگار بود. می‌گفت نمی‌دانم این چیست که اینگونه ما را به عصیان کشیده است. برای روزِ رفتنش؛ نهم شهریورماه.