𝑨𝒕𝒂𝒓𝒂𝒙𝒊𝒂
Відкрити в Telegram
216
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 днів
Архів дописів
216
اختلال شخصیت اسکیزوئید یکی از اختلالات شخصیت که با کنارهگیری از روابط اجتماعی، تمایل شدید به تنهایی و محدود بودن ابراز احساسات شناخته میشود. افراد مبتلا معمولاً از بودن در کنار دیگران لذت چندانی نمیبرند و ترجیح میدهند بیشتر وقت خود را بهتنهایی بگذرانند. آنها اغلب دوستان صمیمی ندارند، علاقه کمی به روابط عاطفی یا عاشقانه نشان میدهند و فعالیتهای انفرادی را به کارهای گروهی ترجیح میدهند. این افراد معمولاً آرام، کمحرف و از نظر هیجانی سرد یا بیتفاوت به نظر میرسند؛ بهگونهای که ممکن است در برابر تعریف، انتقاد یا حتی اتفاقات مهم زندگی واکنش عاطفی کمی نشان دهند. با این حال، این به معنای نداشتن احساسات نیست؛ بلکه آنها احساسات خود را کمتر بروز میدهند و معمولاً نیازی به صمیمیت و ارتباط نزدیک با دیگران احساس نمیکنند. این الگو از اوایل بزرگسالی شروع میشود و در موقعیتهای مختلف زندگی دیده میشود. تفاوت اصلی اسکیزوئید با اسکیزوتایپی در این است که افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید طرز فکر و ادراک طبیعی دارند و باورهای عجیب، تفکر جادویی، سوءظن شدید یا تجربههای ادراکی غیرمعمول را تجربه نمیکنند. در مقابل، افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوتایپی علاوه بر مشکل در روابط اجتماعی، معمولاً افکار و رفتارهای غیرعادی دارند؛ ممکن است تصور کنند اتفاقات عادی پیام خاصی برای آنها دارند، به تواناییهای ماورایی یا ذهنخوانی باور داشته باشند، گفتارشان عجیب یا مبهم باشد و در شرایط استرس تجربههای ادراکی غیرمعمول داشته باشند. به بیان ساده، فرد اسکیزوئید از تنهایی لذت میبرد و علاقهای به روابط نزدیک ندارد، اما ذهن او مانند سایر افراد واقعیت را درک میکند؛ در حالی که فرد اسکیزوتایپی علاوه بر انزوای اجتماعی، دنیا را به شکلی متفاوت و گاهی عجیب تفسیر میکند. به همین دلیل، اختلال شخصیت اسکیزوتایپی از نظر ویژگیها به طیف اسکیزوفرنی نزدیکتر از اختلال شخصیت اسکیزوئید محسوب میشود.
216
اختلال شخصیت اسکیزوتایپی یکی از اختلالات شخصیت، که با الگوی پایدار تفکر، ادراک، رفتار و روابط اجتماعی غیرمعمول شناخته میشود. افراد مبتلا معمولاً از کودکی یا اوایل بزرگسالی احساس میکنند با دیگران متفاوت هستند و برقراری روابط صمیمی برایشان دشوار است. آنها اغلب دچار اضطراب اجتماعی شدیدی هستند که با آشنا شدن با دیگران نیز از بین نمیرود، زیرا ریشه آن بیشتر در بدبینی و سوءظن است تا خجالت. این افراد ممکن است باورهای عجیب یا «تفکر جادویی» داشته باشند؛ مثلاً تصور کنند با افکارشان روی اتفاقات تأثیر میگذارند، قدرتهای ویژهای دارند یا رویدادهای عادی پیامهای پنهانی برای آنها هستند. گفتارشان گاهی مبهم، استعارهآمیز یا غیرعادی است و ظاهر یا رفتارشان نیز ممکن است برای دیگران عجیب به نظر برسد. با وجود این، افراد مبتلا معمولاً ارتباط خود را با واقعیت کاملاً از دست نمیدهند و برخلاف اسکیزوفرنی، هذیان و توهم پایدار ندارند، اگرچه در شرایط استرس شدید ممکن است برای مدت کوتاهی دچار تجربههای ادراکی غیرمعمول، مانند احساس حضور فردی در اتاق یا شنیدن صداهای مبهم، یا افکار شبهپارانوئید شوند. آنها معمولاً دوستان صمیمی کمی دارند، در درک نشانههای اجتماعی دچار مشکل هستند و ممکن است حالات چهره یا واکنشهای هیجانی نامتناسبی نشان دهند. علت این اختلال ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی است و احتمال بروز آن در بستگان افراد مبتلا به اسکیزوفرنی بیشتر است.
216
پاول( برادر لویی) آخرین کسی هست که لویی به او گفت دوستت دارم. نشنیدن اینکه دوستش دارند، و بهویژه نشنیدنِ صریحِ این کلمات از زبانِ لویی، ضربه بسیار بزرگی برای لستات هست. اما لویی نمیتواند آن را به زبان بیاورد، چون آخرین باری که این کلمه را گفت، پاول دست به خودکشی زد. از نظر لویی این همان اتفاقی است که وقتی به آدمها میگویی دوستشان داری میافتد: آنها یا ترکت میکنند یا نمیتوانند سنگینی و عظمت آن را تحمل کنند. لویی نیاز دارد در موقعیتهایی باشد که آدمها فقط بدون کلام این حس را درک کنند؛ اما لستات نیاز دارد که آن را بشنود. و چه کسی برای شنیدن این کلام بهتر از آخرین فردی است که لویی به او گفت ”دوستت دارم“؟این فکت خیلی قشنگ بود😭
216
اختلال هذیانی یک اختلال روانپزشکی است که در آن فرد به یک یا چند باور کاملاً نادرست و غیرواقعی، که به آن هذیان گفته میشود، اعتقاد راسخ دارد و حتی وقتی شواهد محکم و منطقی خلاف آن ارائه شود، همچنان به باور خود پایبند میماند. این هذیانها معمولاً حداقل یک ماه یا بیشتر ادامه پیدا میکنند. برخلاف اسکیزوفرنی، فرد اغلب دچار آشفتگی شدید در گفتار، رفتار یا تفکر نمیشود و میتواند شغل، روابط و فعالیتهای روزمره خود را تا حد زیادی حفظ کند؛ به همین دلیل ممکن است اطرافیان تا مدتها متوجه وجود یک اختلال روانی نشوند. محتوای هذیانها میتواند متفاوت باشد. برخی افراد باور دارند دیگران آنها را تعقیب میکنند یا قصد آسیب رساندن به آنها را دارند، برخی بدون هیچ مدرکی مطمئن هستند که شریک عاطفیشان به آنها خیانت میکند، بعضی تصور میکنند فردی مشهور یا دارای موقعیت اجتماعی بالا عاشق آنهاست و گروهی نیز باور دارند بدنشان به بیماری یا نقصی عجیب مبتلا شده است، در حالی که هیچ شواهد پزشکی این موضوع را تأیید نمیکند. این باورها برای فرد کاملاً واقعی هستند و او معمولاً برای اثبات آنها دلایل مختلفی ارائه میدهد. علت دقیق اختلال هذیانی هنوز مشخص نیست، اما پژوهشها نشان میدهند که ترکیبی از عوامل ژنتیکی، تغییرات در عملکرد مغز و تجربه استرسهای شدید یا طولانیمدت میتواند در ایجاد آن نقش داشته باشد. این اختلال معمولاً در بزرگسالی شروع میشود و اگر درمان نشود، ممکن است سالها ادامه پیدا کند و باعث ایجاد مشکلاتی در روابط خانوادگی، شغلی یا اجتماعی شود. یکی از بزرگترین چالشهای درمان این اختلال این است که بسیاری از مبتلایان باور دارند مشکلی ندارند و هذیانهایشان حقیقت دارد؛ بنابراین ممکن است تمایلی به مراجعه برای درمان یا مصرف دارو نداشته باشند
