uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Economental | اکونومنتال

Economental | اکونومنتال

Відкрити в Telegram

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
640
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
+830 днів
Архів дописів
✔️ مثال: در کاهش شدید عرضه ارز، فقط با یک رشد ۱۰ درصدی تقاضا، قیمت دلار ۴۶ درصد رشد می‌کند. 🔹 این تاثیر، جدا از تاثیرات افزا
✔️ مثال: در کاهش شدید عرضه ارز، فقط با یک رشد ۱۰ درصدی تقاضا، قیمت دلار ۴۶ درصد رشد می‌کند. 🔹 این تاثیر، جدا از تاثیرات افزایش شیب منحنی تقاضاست. اگر همزمان منحنی تقاضا افزایش شیب یابد و به سمت راست نیز منتقل شود تاثیر تغییرات آن بر قیمت شدیدتر می‌شود. (البته این محاسبات سناریو است و الزاما رخ نخواهد داد.) @SadraMolavi

تحلیل عرضه و تقاضای دلار.mp350.14 MB

✅ ساز و کار ساده سیاست‌گذاری بانک مرکزی فعلی 🔴 معیارهای برآورد ارزش واقعی دلار و رفتار بانک مرکزی در مواجهه با نوسانات دلار #دلار #اقتصاد_ایران @SadraMolavi

🔴 در پست فوق دیدگاهی که در مورد احتمال ائتلاف کشورهایی مثل امارات بیان کردم تحلیل خودم بود که ممکن است امارات اکنون به‌جای توجه به ایران، به تهدید که پس از جنگ از نظر موازنه، آنها را تهدید می‌کند توجه کند اما در چارچوب دیدگاه استفن والت، کشورهای حاشیه خلیج فارس باید پاسخ متفاوتی از تحلیل من داشته باشند. 🔹 اگر واکنش احتمالی کشورهایی مثل امارات و عربستان را در چارچوب نظریه موازنه تهدید بررسی کنیم، از چهار عاملی که برای ارزیابی ادراک تهدیدِ این کشورها عنوان کردم، بخش «نیات تهاجمی» عامل اصلی در این بین است که از ادراک به قطعیت تبدیل شده است، چراکه بهرحال ایران به این کشورها حمله کرده است بنابراین امارات و... باید در پی تقویت ائتلاف خود با آمریکا و حتی اسرائیل باشند. والت می‌گوید وقتی یک دولت هدفِ تهاجم قرار می‌گیرد، دیگر «مماشات» معنایی ندارد و تنها راه عقلانی از نظر او، موازنه‌سازی سخت و همه‌جانبه با کمک قدرت‌های بزرگ علیه منبع تهدید (ایران) است، زیرا تسلیم شدن در برابر همسایه‌ای که عملاً دست به تهاجم زده، از نظر استراتژیک به معنای پایان استقلال امارات خواهد بود. واکنش جمهوری آذربایجان در روزهای اولیه جنگ پس از حمله به فرودگاه نخجوان چیزی در چارچوب نظریه موازنه تهدید محسوب می‌شود. همچنین ورود نیروهای گروه‌های حسدالشعبی و فاطمیون به ایران طی روزهای گذشته نیز در این چارچوب قابل تفسیر است. @SadraMolavi

ادامه پست بالا: والت همچنین در کتاب می‌گوید که ایدئولوژی عامل ضعیفی برای حفظ ائتلاف‌هاست بلکه «امنیت و بقا» حرف اول را می‌زنند. همچنان می‌توانیم فرض کنیم جایگاه روسیه و چین ثابت باقی بماند، اما در ائتلاف با گروه‌های نیابتی، صرفا ایدئولوژی شیعه دیگر در بلندمدت کارساز نیست بلکه حتما می‌بایست ایران بستر بقا و امنیت آنان را نیز فراهم کند بنابراین در مذاکرات و گفتگوهایی که بحثی از توقف و آتش‌بس یا تضمین عدم حمله مجدد می‌شود می‌بایست روی گروه‌های نیابتی نیز مذاکره کرد در غیراینصورت اگر بقای آنها به حاشیه رانده شود احتمال دارد این آخرین ائتلاف مبتنی بر ایدئولوژی آنان باشد و بعدها عمدتا بر اساس منافع با گروه‌ها و کشورهای دیگر متحد شوند. از سوی دیگر حضور برخی از این گروه‌ها در جغرافیای نزدیک‌تر به اسرائیل، کفه موزانه تهدید را کمی به نفع ایران سنگین‌تر می‌کند و موجب می‌شود در شرایطی دیگر، برای حمله به ایران بیشتر فکر شود. بدیهی است که اسرائیل در شرایط فعلی یک دشمن فعال فرض می‌شود و دنبال آرمانگراییِ کنار گذاشتن همزمان مجادله توسط طرفین نیستیم، همچنین بازیگر فعال در ایران را جمهوری اسلامی فرض می‌کنیم نه یک حکومتِ فرضیِ دیگر، چراکه باید مطابق با واقعیت موجود صحبت کنیم. همچنین اتحادی اگر با روسیه و چین مفروض باشد نمی‌تواند بر پایه ایدئولوژی ضدآمریکایی حفظ شود و حتما منافع و امنیتی طرفین باید در میان باشد. اگر در بلندمدت ایران بتواند منافع کشورهای قدرتمند بیشتری را در ایران ایجاد کند ورود به جنگ با ایران برای حتی آمریکا (در شرایط فعلی تغییر نظم جهانی) دشوار خواهد شد چراکه کشورهای بیشتری ممکن است دلایل کافی برای ائتلاف با ایران داشته باشند. ایران باید تلاش کند تصویر خود را نزد کشورهای منطقه، یک کشور مظلوم و غیرتهاجمی نمایش دهد. از سوی دیگر اسرائیل در سال‌های اخیر انگیزه‌های تهاجمی بیشتری نشان داده است که تهدیدکننده بسیاری از قدرت‌های منطقه است بنابراین ممکن است تصمیم میان آنکه ایران تهاجمی‌تر است یا اسرائیل دشوار باشد و با توجه به قدرت بالای نظامی اسرائیل احتمال دارد کشورهای منطقه احساس تهدید بیشتری از اسرائیل در پی شکست ایران بکنند و از ورود به ائتلاف با اسرائیل و آمریکا اجتناب کنند زیرا با «موازنه تهدید» در تضاد است. با توجه به موقعیت، یکی از پیش‌فرض‌های ایران این است که هیچ‌یک از کشورهای منطقه وارد جنگ تقابل نخواهند شد. فرض بزرگتر بودن تهدید اسرائیل در صورت وجود چشم‌انداز خروج آمریکا از منطقه قوی‌تر می‌شود، از این روی با توجه به سند امنیت ملی اخیر آمریکا که احتمال سپردن امنیت خاورمیانه به کشورهای منطقه را برجسته‌تر کرده بود احتمال دارد که کشورهای عرب منطقه اسرائیل را تهدید بزرگ‌تری ببینند به ویژه اگر ایران درهم‌کوبیده و تضعیف شود، اما در هر حال در موقعیت فعلی باید ایران بطور فعال در پی تنش‌زدایی با کشورهای منطقه باشد. چشم‌انداز حضور نیروهای آمریکایی در پایگاه‌های کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در هر حالتی موجب تمایل این کشورها به ورود به ائتلاف ضد ایرانی شود، این یکی از دلایلی است که لازم است ایران پایگاه‌های آمریکا در منطقه را مورد هدف قرار دهد تا استفاده از آنها کمتر امکان‌پذیر شود. در کنار تمام موارد بالا ایران باید به دنبال افزایش توانمندی‌های بومی خود در جهت دفاع و حمله باشد. در شرایطی که رقیب دارای «توان تهاجمی» بالایی است ایران نیز باید توان پهپادی،‌ موشکی و حتی هسته‌ای خود را توسعه دهد تا هزینه هرگونه تهاجم مستقیم به خاک کشور را افزایش دهد. در مجموع از دیدگاه چارچوب نظری استفان والت، موازنه‌سازی موفق برای ایران در گرو مدیریت هوشمندانه تهدید است؛ به این معنا که در برابر محور آمریکا اسرائیل ایستادگی قاطع نشان دهد، اما همزمان با دیپلماسی عمل‌گرایانه از تحریک و ترساندن سایر کشورهای منطقه بپرهیزد تا آنها را به آغوش رقیب هل ندهد. تنگه هرمز را بسته نگه‌دارد اما باید مدیریت کند تا دردی که بر کشورهای همسایه یا قدرت‌های دنیا که اخیرا فرصتی برای ایستادن در مقابل ترامپ پیدا کردند تحمیل می‌شود ائتلاف آنها با آمریکا و اسرائیل را موجه نکند. /پایان @SadraMolavi

ادامه پست بالا: از دیدگاه دستگاه محاسباتی ایران، آمریکا و اسرائیل صرفاً به دنبال مهار نیستند، بلکه هدف نهایی آنها تغییر رژیم یا تضعیف بنیادین ساختار قدرت در ایران است. در چنین شرایطی والت استدلال میکند که تسلیم شدن تفاوتی با «نابودی» ندارد. بنابراین رفتار عقلانی از منظر این نظریه، «ایجاد موازنه» و «مقاومت» است. حال در این شرایط که ایران هیچ متحدی به جز گروه‌هایی شکست‌خورده یا ضعیف ندارد، تنها گزینه‌ای که فاکتورهایی از قدرت و کنترل را در خود داشت که برای رژیم مانده بود انتخاب آن متحد خاموش یعنی «تنگه هرمز» بود. ایران بر اساس «تهدیدی» که احساس کرد با اتحاد با تنگه هرمز، «موازنه» برقرار کرد. والت چهار عامل را برای ارزیابی درک میزان تهدید تعیین می‌کند: قدرت کل، مجاورت جغرافیایی، توانمندی‌های تهاجمی، و نیات تهاجمی درک شده. قدرت نطامی آمریکا و اسرائیل در بالاترین سطح دنیاست، مجاورت نسبی جغرافیایی اسرائیل برقرار است و آمریکا نیز بخاطر پایگاه‌های منطقه‌ای در منطقه حضور دارد، توان تهاجمی هردو کشور علیه ایران بالاست، نیات هردو کشور نیز با ترورها و اقدامات این یکی دو سال کاملا شفاف است، لشکرکشی اخیر به منطقه نیز که کاملا هویدا بود. بنابراین هرچهار عامل مد نظر والت برای ارزیابی تهدید، برای ایران در بالاترین سطح بوده است. هرچقدر سطح تهدید بیشتر باشد تلاش آن دولت برای برقراری موازنه و ائتلاف‌سازی بیشتر خواهد بود. دوباره برمی‌گردیم به حال حاضر. ایران قبل از این جنگ یا طی این دو سه سال با چه کسی یا کشوری می‌توانست متحد شود؟ تقریبا با هیچکس. گزینه‌هایی از قبیل چین و روسیه بوده‌اند اما رویکرد آن کشورها به اتحاد با ایران اشتراک نداشته است و بیش از کمک‌های جزئی نمی‌شده از آنها انتظاری داشت، حتی احتمال دارد ارائه پهپادهای ایرانی به روسیه پس از نابودی حزب‌الله با هدف جلب روسیه برای ائتلاف با آنها پس از جنگ احتمالیِ قابل پیش‌بینی با اسرائیل بوده باشد. گزینه توافق با خود آمریکا نیز روی میز بود ولی به دلایل مختلفی از جمله سوگیری ضدآمریکایی و ضداسرائیلی و همچنین موقعیت زمانیِ گیرافتاده ایران مانع از ایجاد توافق شد. بگذریم، و برگردیم به تفسیر جنگ ایران با دیدگاه‌های استفن والت. از نظر استراتژی نبرد نیز ایران، جنگ نامتقارن را باید برمی‌گزید چراکه بر اساس مقالات علمی در مقابل یک قدرت بسیار برتر، یک جنگ مستقیم موجب شکست می‌شود بنابراین اگر جنگ نامتقارن اتخاذ شود می‌توان شانس برد را کمی بیشتر کرد. اما من اینجا قصد تحلیل شرایط بر اساس کتاب ریشه‌های اتحادها را داریم و قصد پرداخت همه‌جانبه به جنگ را ندارم. از اینجا به بعد برداشت‌های من از کتاب با کمک هوش مصنوعی ارائه می‌شود. بر اساس دیدگاه‌های والت می‌بایست ایران در حفظ و گسترش ائتلاف‌های خود بکوشد. ما ائتلاف با چند بازیگر را در حال حاضر می‌بینیم، یکی تنگه هرمز، دومی گروه‌های نیابتی در کشورهای اطراف، سوم کمک‌های جزئی روسیه و چین، چهارم تبعات قیمت نفت و گاز در اقتصاد جهانی. اگر قرار باشد ائتلاف‌ها حفظ شود با توجه به آنکه می‌توان جایگاه چین و روسیه در کمک جزئی را ثابت فرض کرد و انتظار جلوتر یا عقب‌تر رفتن آنها در افق قابل پیش‌بینی را نمی‌توان داشت، و همچنین با فرض این که گروه‌های نیابتی نیز کاملا وابسته به ایران باشند و حضور آنها در میانه جنگ، نقش استراتژیک ندارد و صرفا به منظور تضعیف توان پدافند هستند (تا جایی که تجارت در دریای سرخ تهدید نشود.) گزینه‌ای که باید تحت اراده ایران حفظ شود، مسدود نگه‌داشتن تنگه هرمز است. بنابراین از این زاویه، تنگه هرمز باید بسته بماند. اما لازم به یادآوری است که ما بالاتر فرض کردیم که این جنگ برای جمهوری اسلامی دو نقش دارد: اول اینکه این جنگ یک جنگ موجودیتی است و تسلیم نیز برای آنها مساوی با نابودی است. دوم آنکه حتی اگر تسلیم در کوتاه‌مدت به معنای نابودی نباشد امکان حملات گاه‌وبیگاه توسط اسرائیل به هرجایی از خاک ایران که بخواهند منتفی نیست بنابراین تسلیم، در بلندمدت به معنای نابودی خواهد بود. اما والت می‌گوید همزمان با حفظ و توسعه ائتلاف‌ها باید درک دیگران از نیات کشور را مدیریت کرد. والت هشدار می‌دهد که اتخاذ مواضع بیش از حد تهاجمی باعث می‌شود سایر کشورها حتى کشورهای بی‌طرف از ترس، عليه شما ائتلاف کنند. نفع ایران در این است که تصویر پرخاشگرانه از خود به جهان مخابره نکند. بنابراین باید یک دیپلماسی فعال اتخاذ شود که  بطور دائم به کشورهای همسایه اطمینان داده شود که تهدید بزرگی برای آنها نیستید در این صورت احتمال اتحاد و ائتلاف آنها با آمریکا را تا حدی کمتر کند. از سوی دیگر باید جریان عبوری از تنگه هرمز و تاثیر قیمت‌ها بر اقتصاد جهانی نیز بصورت عقلانی مدیریت شود تا کشورهای قدرتمند، از تبعات آن به حدی آسیب نبینند که وارد ائتلاف علیه کشور شوند. ادامه 👇👇

🔴 بررسی متحدین ایران و جنگ فعلی در چارچوب نظریه استفن والت بنام «نظریه موازنه تهدید» ✔️✔️ استفن والت در سال ۱۹۸۶ یک کتاب نوشته بنام «ریشه‌های اتحادها»، کتابی که بعنوان یکی از مراجع در حوزه دلایل اتحاد کشورها استفاده میشه. والت میگه: رفتار کشورها بر اساس «تهدیدهایی» که درک می‌کنند تعیین می‌شود نه صرفاً بر اساس میزان قدرت رقبا یا دشمن. والت در مورد پاسخ کشورها به تهاجم دیگران، میگه بطور معمول کشورها دنبال موازنه خواهند رفت نه تسلیم یا پیروی از مهاجم. والت نظریه‌اش رو بنام «موازنه تهدید»  معرفی می‌کنه، که در مقابل دیدگاه موازنه قدرت قرار می‌گیره، یا حداقل اولویت بالاتری به «موازنه تهدید» میده. وقتی ریشه‌های اتحادها رو شروع کردم بخونم چند جمله کلیدی در مورد اهمیت انتخاب درست متحد دیدم مبنی بر اینکه: ​«از آنجا که توانایی انتخاب متحدان درست، یکی از مؤلفه‌های حیاتی امنیت ملی است، کشورهایی که رفتار دیگران را اشتباه قضاوت کنند یا شرکای اشتباهی را برگزینند، به احتمال زیاد خود را در معرض خطری جدی قرار خواهند داد.» این دو سه جمله من را برد به اوایل انقلاب، زمانیکه اتحاد ایران با کشورهای دنیا بازتنطیم شد. در این نواتحادسازی، ظاهراً ایران انزوا را انتخاب کرد، چراکه استراتژی آن، صدور انقلاب و ایده‌های انقلاب اسلامی و همچنین شیعه‌گرایی و تقابل با امپریالیسم آمریکا بود. این چند اصول، هیچ یک از کشورهای اطراف را در کنار ایران باقی نگذاشت، چراکه طبیعتاً صدور تفکر انقلابی به معنای تسلیح شیعیان کشورها اطراف و در نتیجه ایجاد آشوب در آن کشورهای بود. از یک سو بطور کل ضد نظم جهانی که یک نظم آمریکایی بود نیز رفتار کردند بنابراین در تیم ابرقدرت دنیا نمی‌توانست قرار بگیرد. آنچه می‌ماند، کشورها کم‌اهمیت بسیار دور و اما مهم‌تر از آن گروه‌های شیعه کشورهای اطراف بود. پس گویی ایران فقط با چند گروه و گروهک متحد شد، گروه‌هایی که طبیعتاً جایگاه دولت مرکزی را نداشتند و از نظر مالی و در نتیجه تسلیحاتی وابسته به ایران بودند، بنابراین به عبارتی می‌توانیم بگوییم از نظر مالی ایران با هیچکس متحد نبود و بطور کل روی پای خویش باید می‌ایستاد. این اتحاد با گروه‌هایی که به خودی‌خود قدرتی نداشتند و وابسته به حمایت ایران بودند یک سیستم شکننده ایجاد کرد بطوریکه برای مثال اگر توان اقتصادی ایران سقوط می‌کرد یا بواسطه تحریم امکان تبادلات مالی دشوار می‌شد این گروه‌ها به ناچار تضعیف می‌شدند. یا اگر تکنولوژی تغییر می‌کرد و ایران در شرایط تحریم امکان بروزرسانی تکنولوژی را نمی‌داشت آن گروه‌ها نیز به همین شکل عقب می‌ماندند. این اتحادی بود که فقط عمق ایجاد می‌کرد و هیچ قدرت مازادی برای ایران ایجاد نمی‌کرد. و خود این گروه‌ها توان اتحاد با هیچ گروه سومی نداشتند چراکه تکیه بر حمایت ایران داشتند و قدرت و امکانات یک دولت را نیز نداشتند. این اتحادها انتخاب روز اول یا سال‌های اولِ پس از انقلاب در ایران بود و طبیعتاً بنایی بود که پای‌بست آن همان زمان گذاشته شد. پای‌بست به هر مقدار قدرتمند و پیشرو می‌بود می‌توان انتظار رشد از آن می‌داشت ولی انتخاب عزلت، این گروه‌های وابسته را نیز در غربت نگه داشت. و اگر روزی پای‌بست ویران می‌شد تقریبا کل اتحادی که ایران روی آن حساب کرده بود فرو می‌ریخت. اکنون می‌دانیم که آن گروه‌ها فروریختند، شکست خوردند هرچند نابود نشدند، و یا بسیار عقب‌تر از رقبا ماندند. تحت همین شبکه اتحاد می‌گفتند اگر در سوریه و لبنان نجنگیم باید در تهران بجنگیم. حرف درستی بود اما برای همین نوع گزینش اتحاد، بنابراین در یک اتحاد دیگر، استدلال‌ها می‌توانست متفاوت باشد. اما باید برگردیم با واقعیت! این اتحاد تقریبا فروریخت، و حالا روزی شده است که جنگ به قلب ایران رسیده. اما ایران همیشه یک متحد خاموش داشته، که این‌بار تصمیم گرفت روی آن حساب کند، بنابراین در جنگ فعلی «تنگه هرمز» نقش «متحد» کشور را ایفا می‌کند، شاید مهم‌ترین متحد تا این لحظه از جنگ. در ادامه، جنگ فعلی ایران و اسرائیل را در چارچوب دیدگاه‌های استفان والت بررسی می‌کنم. همانطور که گفتم بطور معمول در پاسخ به تهدید یا تهاجم دیگران، کشورها به دنبال موازنه خواهند رفت نه تسلیم یا پیروی از مهاجم. والت اگر مشاور ایران در جنگ فعلی بود گزینه تسلیم را از روی میز برمی‌داشت و دیگر گزینه‌ها انتخاب می‌کرد. دیدگاه استفن والت عدم تسلیم است. در نظریه والت رفتار تسلیم یا پیروی تنها در صورتی منطقی است که دولت تحت تهدید بسیار ضعیف و فاقد هرگونه متحدی باشد، یا احساس کند که با جلب رضایت قدرت برتر می‌تواند بقای خود را تضمین کند. اما والت یک استثنای بسیار مهم قائل می‌شود: اگر مقاصد و نیات دولت تهدیدکننده به عنوان «تهاجمی غيرقابل‌تغییر» درک شود، دولت هدف «هرگز» تسلیم نخواهد شد. ادامه 👇👇 @SadraMolavi

دوستان یک تحلیل طولانی مبتنی بر یک کتاب نوشته در ادامه ارسال میشه. متن رو چندان ویرایش نکردم ممکنه برخی جملات تکرار شده باشه. 👇👇👇

✔️ اسم این موزیک «سانچی» است، که اشاره به رخداد آتش گرفتن کشتی ایرانی بنام سانچی و کشته شدن بیست‌سی نفر از سرنشینان ایرانی آن دارد. اتفاقی که حدودا ۵ سال پیش اتفاق افتاد. 🔖 آن روزها برای بیست‌سی نفر، مردم متاثر شدند، و یک فاجعه تقریبا ملی محسوب می‌شد که در دل فجایعِ قبل و بعدش بسیاری از مردم رو ناراحت کرد. 🔖 دو هفته پیش بیش‌از ۱۱۰ نفر از نظامیان ایرانی در یک کشتی در آب‌های اطراف هند کشته شدند، هیچ ناراحتی ملی و عمومی وجود نداشت، و حتی بسیاری خوشحال شدند. 🔖 روند زمانه اینگونه جلو رفته، خشم مردم در بالاترین حد است و گروه‌های ایرانیان، دیگر گروه‌های ایرانی را تقریبا بطور کامل «انسانیت‌زدایی» کرده‌اند و می‌کنند تا در زمان کشتن یکدیگر هیچ حسی غیر از نفرت نداشته باشند. 🔖 با هر کشته بیشتر، این احساس نفرت، تأیید بیشتری خواهد گرفت و هر کشته، قتل بعدی را توجیه می‌کند. 🔖 این خشم فقط با کشتن یکدیگر آرام خواهد گرفت، خون بسیاری از ایرانیان باید توسط یکدیگر ریخته شود تا بهای این «انسانیت‌زدایی» همگانی پرداخت شود. 🔖 رهبران گروه‌ها انسانیت‌زدایی شده‌اند، طرفداران هر گروه انسانیت‌زدایی شده‌اند، بنابراین اطلاق هر عقلانیت و هر نشانه دیگر از انسانیت به دیگران کاملا منع میشه، تا حتی در مقابل انتقاد، واکنش تهاجمی و بدون گذشت و بدون هیچ احساسی نشان داده شود.

✔️ مقدمه کتاب «قدرت جغرافیا» را در گروه کتابخوانی خوندیم که می‌تونید گوش بدین نوشته تیم مارشال اگر دوست دارید در گروه کتابخوانی باشید به من پیام بدهید. @SadraMolavi

✔️ نه چپ، نه راست، هیچ‌چیز جواب نمی‌دهد! 🔖 نتایج سیاست تک‌بعدی 🔖 تندرو شدن جریانات اقتصادی 🔖 شفافیت در بیان تبعات سیاست‌ها #اقتصاد #ایران @SadraMolavi

✔️ اولین کتابی که در گروه کتابخوانی خواهیم خواند «قدرت جغرافیا» نوشته تیم مارشال است. 🔖 «قدرت جغرافیا» کتابی است درباره‌ی ای
✔️ اولین کتابی که در گروه کتابخوانی خواهیم خواند «قدرت جغرافیا» نوشته تیم مارشال است. 🔖 «قدرت جغرافیا» کتابی است درباره‌ی این‌که چرا جغرافیا هنوز سیاست و اقتصاد جهان را شکل می‌دهد. تیم مارشال با تکیه بر ۱۰ نقشه‌ی کلیدی نشان می‌دهد کشورها در عمل با چه محدودیت‌ها و فرصت‌هایی روبه‌رو هستند: ▪️ دسترسی یا عدم دسترسی به دریا و مسیرهای تجارت ▪️ گلوگاه‌های دریایی و مسیرهای انرژی ▪️ همسایه‌ها، مرزها و عمق راهبردی ▪️ رقابت قدرت‌ها بر سر مناطق حساس و راه‌های ارتباطی هر فصل یک پرونده‌ی مستقل است و شما را وارد یک سؤال مرکزی می‌کند: «با این جغرافیا، گزینه‌های واقعیِ سیاست و امنیت و اقتصاد چیست؟» هر جلسه یک فصل/یک نقشه را می‌خوانیم و درباره‌ی نتایجش بحث خواهیم کرد. ➖➖➖➖➖ تیم مارشال روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی بریتانیایی در حوزه ژئوپلیتیک است که به خاطر توضیح ساده و قابل‌بحثِ مفاهیم پیچیده‌ی روابط بین‌الملل شناخته می‌شود. او پیش‌تر کتاب شناخته‌شده‌ی «زندانیان جغرافیا» را هم نوشته است. @SadraMolavi

🔖 یک گروه کتابخوانیِ کتاب‌های اقتصادی و سیاسی تشکیل دادم دوستانی که می‌خواهند در این گروه حاضر شوند به من پیام بدن: @SadraMolavii بعنوان اولین کتاب احتمالا یا یکی از کتابهای تیم مارشال را مطالعه خواهیم کرد یا کتاب آخر ری دالیو.

✔️ آیا به سمت جنگ داخلی می‌رویم؟ 🔴 دکتر جیمز فیرون و دیوید لایتین، اساتید دانشگاه استنفورد یک مقاله نوشته‌اند که توضیح میده در طول تاریخ در چه شرایطی جنگ داخلی احتمال بالاتری دارد. 🔴 فیرون ۹ فرضیه برای ایجاد بستر جنگ داخلی مطرح کرده است که در ادامه می‌نویسم. 🔴 در ایرانِ حال حاضر شاید بحث تجزیه مطرح نباشد ولی احتمال ایجاد چیزی شبیه به جنگ داخلی کم نیست، به ویژه پس از کشتار گسترده اخیر و جنگ احتمالی پیشِ‌رو. 🔴 آنچه در این مقاله آمده صرفا بحث احتمال هست و پیش‌بینی قطعی در کار نیست اما با دیده انصاف ببینید کدام یک از مفروضات در کشور ما برقرار است و اینکه روندها به کدام سمت است. فرضیه‌ها درباره جنگ داخلی: ۱ـ متغیرهای تنوع قومی و زبانی: کشوری که تنوع قومی زبانی زیادی داشته باشد احتمال جنگ داخلی در آن بالاتر است. ۲ـ تاثیر تنوع قومی بر جنگ داخلی وابسته به قدرت اقتصادی آن کشور است، بطوریکه اگر وضعیت کشور خوب و رو به بهبود باشد احتمال جنگ داخلی کاهش می‌یابد و برعکس. ۳ـ در کشورهایی که یک قومیت غالب دارند و یک قومیت غیرغالب بزرگ نیز وجود دارد احتمالا بالاتر است. (فضای دو یا چند قطبی) ۴ـ میزان دموکراتیک بودن کشور: هرچقدر دموکراسی در کشور ضعیف‌تر باشد پتانسیل جنگ داخلی بالاتر است. ۵ـ هرچقدر سیاست‌های تبعیض آمیز بر ضد یک زبان یا یک دین و در کل عدم رواداری دین متفاوت بیشتر باشند احتمال جنگ داخلی بالاتر است. ۶ـ نابرابری ثروت هرچقدر بیشتر باشد احتمال جنگ داخلی بیشتر است. ۷ـ هرچقدر کشور دارای زمین‌های ناهموار و راه‌های صعب‌العبور بیشتری باشد که از پایتخت دور باشد احتمال جنگ چریکی بالاتر است. (که به تبع آن احتمال جنگ داخلی بیشتر می‌شود.) همچنین اگر مرز خارجی‌ای نزدیک باشد و پناهگاه‌هایی هم آن طرف مرز برای آن‌ها باشد احتمال را بیشتر می‌کند و اگر مردم بومی هم طرفدار شورشیان باشند همه چیز مهیا است. ۸ـ عدم وجود ثبات سیاسی، ترکیب کردن دموکراسی‌ و اتوکراسی توسط حکومت، جمعیت زیاد، دارا بودن قلمرو طبیعی توسط شورشیان، حمایت مالی یا نظامی شورشیان توسط دولت‌های خارجی، داشتن منبع درآمدی از جایی مثل معدن الماس، نفت یا چیزی اگر وجود داشته باشد احتمال جنگ داخلی بالاتر می‌رود. همچنین اگر منبع درآمد کشور نفت باشد احتمال جنگ داخلی بیشتر خواهد بود. ۹. اگر یک اقلیت دارای حداقل ۵ درصد جمعیت باشد و مورد تبعیض باشد احتمال جنگ داخلی بالاتر است. فیران در مقاله به بررسی مواردی پرداخته که یک سمت جنگ داخلی، دولت بوده و سمت دیگر نیز یک گروه سازمان‌یافته. در موارد موجود باید حداقل ۱۰۰۰ نفر کشته شده باشند و حداقل صد نفر کشته از دولت بوده باشند. همچنین تقریبا همان چیزهایی که موجب جنگ چریکی می‌شوند موجب جنگ داخلی نیز می‌شوند. به عقیده خودم، مهم‌ترین عامل در شروع جنگ داخلی، تضعیف حکومت مرکزی است. اما آیا حکومت مرکزی در شرایطی که اقتصاد ضعیف و رو به زوال باشد قوی می‌ماند؟ خیر. بنابراین وضعیت اقتصادی در کنار تبعیض، عدم دموکراسی و... است که دارد کشور را به سمت افزایش شدید ریسک جنگ داخلی می‌برد. ➖➖➖ این رشته توییت از یک مقاله تهیه شده است ولی از پادکست آنارشی اقتباس شده است.👇 https://castbox.fm/vb/522632713 مقاله مرجع 👇 https://share.google/p8qELxTGSbBG8kT4X @SadraMolavi

✔️ امشب از نظر مقالات علمی میگم از نظر تاریخی در چه فضایی جنگ داخلی محتمل‌تر هست. فعلا رای بدهید تا میانگین دیدگاه‌ها مشخص شود.

احتمال ایجاد گروهک‌های مسلح، «جنگ داخلی» و کاهش بیشترِ امنیت در ایران را چقدر می‌دانید؟
Anonymous voting

🔖🔖🔖 منابع برای سناریوی دومی که گفته بودم به روز شدند ....

👆👆👆 این ویدئو را ۱۰ ماه پیش ضبط کردم که بی‌ربط به شرایط فعلی دلار و طلا در ایران نیست. ریسک‌های بیشتری در این چند ماه بر کشور وارد شده که مهم‌ترین آنها جنگ بوده است.

✅ تبعات رشد بیشتر طلای جهانی برای اقتصاد ایران ⭕️ رشد اونس طلا چگونه بانک مرکزی ایران را به چالش خواهد کشاند؟ https://youtu.be/er7-n9qKpK0 #Gold #ایران @SadraMolavi