مخرب
Відкрити в Telegram
نقش اصلی پشت صحنه بود، من فقط تماشاچی ام. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6617477537
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
361
Підписники
-124 години
+77 днів
-530 днів
Архів дописів
361
Repost from N/a
میخوام یه مجموعه شعر منثور بنویسم با عنوان
The Flowers of Evil -- گلهای شیطانی
این مجموعه قراره فقط چند شعر جدا از هم نباشه؛
هر ۱۰ شعر به شکلی به هم وصل میشن و در کنار هم، یه داستان واحد رو روایت میکنن.
مجموعه هم در نهایت یه کاور و هویت مستقل خودش رو خواهد داشت.
اما بخش جالبش اینجاست:
از بین ادمینهای حاضر در این چنل، هرکسی که دوست داره توی این پروژه حضور داشته باشه، فور بزنه.
من از بین فورهایی که میگیرم، ۱۰ چنل رو انتخاب میکنم و بر اساس محتوا، شخصیت و وایبی که از هرکدوم دریافت میکنم، برای هر چنل یک شعر منثور مینویسم.
البته انتخاب شدن یا نشدن، به هیچوجه به معنی بهتر یا بدتر بودن محتوای کسی نیست.
برای این مجموعه و داستانی که توی ذهنم دارم، یه سری کلیات و فضای مشخص وجود داره و ممکنه محتوای بعضی افراد با اون فضا مچ نباشه.
پس اگر انتخاب نشدید، لطفاً به هیچ عنوان بهش به چشم رد شدن یا بد بودن محتوای خودتون نگاه نکنید. 🖤
ضمن اینکه دوست دارم اسم چنل تمام کسانی که توی شکل گیری این مجموعه کمک کردن، حتی اگر جزو ۱۰ چنل اصلی نباشن، در پایان مجموعه آورده بشه.
و یه نکته هم اینکه این پروژه احتمالاً چند روزی زمان میبره؛ چون قرار نیست شعر های آماده یا فیالبداهه باشن.
من میخوام از صفر شروع کنم، فضای هر چنل رو پیدا کنم و بعد شعرها رو طوری بنویسم که هم به شخصیت چنل بخوره و هم در نهایت، این ۱۰ شعر کنار هم یک داستان واحد بسازن.
پس اگر دوست دارید یکی از گلهای این مجموعه باشید... 🌹
فور کنید.
361
عزیز من، پوست تنم اضافه اس، یا تیزی با خودت بیاور و مرا نجات بده یا بوسه های گرمت را روانه تن خون الودم کن
361
امروز مردم ، دیروز هم همینطور ، یادم نمی آید کی زنده بودم ، اما مردن هایم هم دیگر قابل شمارش نیست ، دیگر نمیدانم ، تا چه حد ملتمسانه و کمی هم بزدلانه جان پس می دهم و در ازایش درد می گیرم. اگر درونم را بشکافی ، جز مایع سیاه فام چیز دیگری نمی یابی. اما اگر مغزم را متلاشی کنی ، فکر های زیادی هستند ، که ناقوسشان ، گوش هایت را کر میکنند ، و اگر دست به عمق افکارم ببری. کودکی در آنجا میبینی که گم شده است ، و به تدریج در افکار حیران می شود . اما اگر آن کودک را با شادی یافتی، بدان که دیگر من پیروز شده ام و بر همه چیز غلبه کرده ام. اما اگر او را با آن جثه کوچکش در مخروبه های رنج پیدا کردی، بدان، که من مرده ام و دیگر هیچ وقت باز نمی گردم
361
https://t.me/destructive_kj/7814
من هم هفتاد سالمه. بیا باهم دوست بشیم. بریم شطرنج و تختهنرد بازی کنیم.
