یادداشت های یک دیوانه
Відкрити в Telegram
بغل کن مرا ، چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم روی تن من بود یا تو.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
221
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+1230 днів
Архів дописів
Repost from توییت مردمی🔊
ایران ورژن جمهوری اسلامی عالیه
شبش جنگ داری
اول صبحش زلزله
بیدار میشی بالا رفتن قیمت دلار و طلا رو شاهد هستی
میری سرکار بیرون همه افسردن
موقع کار تو گرما برق و آب قطع میشه
برمیگردی خونه آخر شب خسته و کوفته قیمت ها افزایش پیدا کرده نسبت به صبح
و شب میای اینترنت بچرخی نت ضعیفه
Repost from ARTA
اینقدر خوشم میاد یه نفر خیلی رندم ری اکت توت فرنگی به همه پیام های چنل میده
خیلی انرژی میده بهم هرکسی هستی مرسی داداش 🫠💙
Repost from N/a
چو جان فدای لبش شد خیال می بستم
که قطرهای زِ زُلالش به کام ما افتد
خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مَساز
کَز این شکار فراوان به دام ما افتد
Repost from N/a
تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟
تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟🌟
