uk
Feedback
HB

HB

Відкрити в Telegram

MEMORIES✨

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
547
Підписники
+9124 години
+807 днів
+3430 день
Архів дописів
HB
547
🌸🎀🥺
🌸🎀🥺

HB
547
دختر خوشگلم، حس شیشمتو جدی بگیر اون بیچاره داره بهت یچیزی رو میفهمونه.

HB
547
pisham mimoni y vght bad adat nasham🤭

HB
547
NEED🤍🫠

HB
547
نانااااا🥺🎀
نانااااا🥺🎀

HB
547
یه روز تو آیینه نگاه میکنی میبینی چیزی که سال پیش آرزوش رو داشتی با تلاش به دست آوردی اون روزِ که یه لبخند میشینه رو لبت و از خودت بابت استمرارت هرچند سخت،تشکر میکنی🧸

HB
547
‏آدمی را دارید که وقتی از زندگی خسته می‌شوید، شما را دوباره به زندگی برگرداند؟
‏آدمی را دارید که وقتی از زندگی خسته می‌شوید، شما را دوباره به زندگی برگرداند؟

HB
547
awww🥺

HB
547
ماه امشب واقعا خوشگله🥺🌑

HB
547
“Overthink” خیلی کلمه کوتاه و ناچیزیه درقبال کاری که من با مغزم انجام میدم.

HB
547
🩵🫐

HB
547
‏داری زندگیت و میکنی که یهو دلت بوس و بغل میخواد.🧸

HB
547
ميدونه چی لبخند میاره رو لبم.🥺💓
ميدونه چی لبخند میاره رو لبم.🥺💓

HB
547

HB
547
‏وابستگی بزرگترین باگ آدماست.

HB
547
NEW🥱

HB
547
آدم های عمیق، صحبت های عمیق، رابطه های عمیق، نگاه های عمیق، دوست داشتن های عمیق، من همه‌ی چیز های عمیق رو می‌پسندم.🙇🏻‍♀️

HB
547
& special thanks to my LOVE to make my birthday sooooooo special
& special thanks to my LOVE to make my birthday sooooooo special

HB
547
+1
FAMILY✨🥺

HB
547
از اونجا شروع شد که من خالص بودم. صادق بودم. عالی‌ترین آدم برای خیلی‌ها. اما مهمِ که قدر آدما دونسته بشه . وقتی که رفتم… همه برگشتن. یکی با پشیمونی، یکی با سکوت، یکی با یه سلام خجالت‌زده… چون فهمیدن چیزی که داشتن، تکرار نمی‌شه. چون فهمیدن کسی مثل من، فقط یه‌بار سر راهشون سبز می‌شه. من برای خیلی‌ها بهترین بودم، وقتی خودم هنوز نمی‌دونستم بهترین بودن یعنی چی… اما اون دختری که منتظر موند، که تحمل کرد، که هی فرصت داد و هی نابود شد، دیگه نیست. حالا منم با همه‌ی تلخی‌ها، با چشم‌هایی که گریه و خنده رو دیدن، و قلبی که هنوز، با همه‌ی این احوالات، زنده‌ست. زنده‌ست برای آدمایی که بلد بودن بمونن. برای اونایی که نفهمیدن من کی‌ام، ولی حس کردن بی‌نظیرم. برای دستی که وسط آشوب آروم گرفت تو دستم و گفت «تو لازم نیست درست شی… تو همین الانش هم خوبی.» بیست ساله‌م، با دلی که دیگه به هر دری نمی‌زنه، ولی وقتی بخواد، دیوار می‌شکنه، آدما رو بالا می‌بره، زندگی رو عوض می‌کنه. حالا منم با هدف‌هام، با خواب‌هام، با شورم. من هنوزم بلدم دوست داشته باشم، ولی نه هر کسی رو، اون کسی رو که بلد باشه کنارم بمونه، حتی وقتی خودمم گم شدم. آینده؟ آینده این‌بار شبیه منه: پُررنگ، جسور، زنده. من برای بودن، برای ساختن، برای رسیدن آمــاده‌م. و این شروعی تازه است :>
1384/5/9