uk
Feedback
Nana's girl.

Nana's girl.

Відкрити в Telegram

Stalking me? That's funny. شاید ناشناس: @Violeteverbot Strong and broken just like Violet Evergarden✨️.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
203
Підписники
-424 години
-57 днів
-530 день
Архів дописів
شاید درک نکنید ولی به عنوان فردی که حتی صدای دبیر ورزش دبستانش رو یادشه اینکه صدای یک شخصیت نزدیک رو اینطوری فراموش کنم، واقعا عجیب.

شمارو نمیدونم ولی من آدمی هستم که صدای افراد بیشتر از چهر‌ه‌هاشون توی ذهنم میمونه و حتی با شنیدن صدای یک نفر بعد از سال‌ها میتونم اون شخص رو به خاطر بیارم، شاید چهره‌ها یادم بره ولی صدا هرگز. و برای اولین باز فرد نزدیکی توی زندگیم بودکه من در حد لیترلی دو روز صداش رو جوری فراموش کردم که انگار هیچوقت نشنیده بودمش.

بعد از اینکه ۹۸۸۹۹ روز، روزی سه وعده گریه کردم جلوی خودم رو گرفتم و چهار روز گریه نکردم بعدش امروز با دوستم باهم سرش گریه کردیم.

هروقت حس میکنم "خب دیگه موو ان کردم و واقعا زمان زیادی گذشته"‌ شبش خوابشو میبینم 🤡.

یعنی

منو ببرید یه سیرک دیگه اینجا یک ستاره هم براش زیاده

چهل هزار نفر و چهل روز گذشته‌. چه اعداد دردناکی برای شمردن جان‌های از دست رفته و بازماندگانِ مرده.

سلامت روانم؟ صفر اعصابم؟ ناموجود عفت کلامم؟ کاملا از دست رفته گریه؟ زیاد عزادرای؟ بسیار زیاد حالم؟ ایران

بله عزیزم بنده هر انسانی که اذیتم کنه یا کنارش حس خوبی نگیرم رو حذف میکنم چون همین الانشم ببین داریم توی چه وضعیتی "زندگی" میکنیم واقعا نیاز ندارم یک بی سر و پای دیگه بیاد گند بزنه به سلامت روان نداشته‌ام.

photo content

sticker.webp0.04 KB

چشمام رو عمل کردم و نباید بهشون فشار بیاد اما کار و روزم شده ویدئو‌ها رو نگاه کردن و گریه کردن، چیکار میتونم بکنم؟ مسخرست ولی فقط زمانی که منم باهاشون عزاداری می‌کنم کمی آروم میشم.

ذهنم دیووانه‌ام میکنه جدا.

من فکر میکردم آدمی هستم که سخت موو آن میکنه یا حتی موو آن کردن برام ممکن نیست ولی این درست نبود. تنها موو آن کردن از "تو" بود که برای من اینقدر سخت بود چرا که بعد از تو با آدمای نزدیکی قطع ارتباط کردم اما به راحتی ازشون عبور کردم. نمیدونم چرا؟ شاید چون گذاشته بودم روحم رو لمس کنی، شاید چون کنارت تونستم خود واقعیم باشم، شاید چون تو بخش‌هایی از من رو بیدار کردی که من نمیدونستم وجود دارن، شاید چون تو بی نهایت متعلق به دنیای من بودی یا شایدم چون تو، "تو" بودی.

به پاس هر وجب خاکی از این ملک چه بسیار است، آن سرها که رفته ز مستی بر سر هر قطعه زین خاک خدا داند چه افسرها که رفته

این مدت یک آدم‌هایی بهم پیام دادن و جویای حالم شدن که فکر می‌کردم حتی نمیدونن وجود دارم. همه جز تو، همه جز تو.

I'm losing my mind 😍😍

چرا همه برگشتن به زندگی عادی؟ حتی تلگرام برگشته به قبل! چطور میشه؟ چطور میشه چهل هزار نفر کشته بشن و آب از آب تکون نخوره؟