uk
Feedback
Eunoia | Sara Akbari

Eunoia | Sara Akbari

Відкрити в Telegram

در هیچ واژه و نامی خلاصه نمی‌شوم! سارا... ام، آزرین، ماهین، لارنا، وناریس، آرلیا، مژان، نوال، آویسنا، نالین، سیریوس، هما، سارین، ژیار، ایریس سفید، انوش و... همه فقط توصیفم می‌کنند؛ اگر خواستی بدانی ام، مرا بخوان، با معنا و عمیق! #سارا‌_اکبری

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
619
Підписники
Немає даних24 години
-67 днів
-2530 днів
Архів дописів
اگر من نوشته‌هایم را با ساقه‌ی برگ‌ها می‌نوشتم، واژه‌هایم مثل نسیم آرام بر بستر طبیعت می‌لغزیدند؛ سبک، بی‌صدا، اما پر از معنا
اگر من نوشته‌هایم را با ساقه‌ی برگ‌ها می‌نوشتم، واژه‌هایم مثل نسیم آرام بر بستر طبیعت می‌لغزیدند؛ سبک، بی‌صدا، اما پر از معنا. اما اگر بر ساقه‌ی برگ مو می‌نوشتم، کلماتم همچون شاخه‌های پیچانِ تاک، لطیف و صبور، خود را به نور می‌رساندند. در هم‌آمیختگی این دو، نوشتن بدل می‌شد به هنر تنیدن زندگی در تار و پود گیاه؛ هر جمله، چون رگی زنده در ساقه‌ای سبز، هر واژه، چون قطره‌ای از شهدِ رسیده‌ی انگور. برگ‌های مو، خط‌خطی می‌شدند از شعرهایی که می‌رسیدند، برگ‌های ساده، آرام می‌ماندند برای نجوای نثر. و من، نه نویسنده، که باغبانی می‌شدم برای واژه‌ها؛ می‌کاشتم‌شان در سبزی، می‌نوشتم‌شان با نور، و می‌چیدم‌شان وقتی رسیده بودند… نوشته‌هایم دیگر کاغذ نمی‌خواستند؛ تنفس می‌کردند، می‌روئیدند، می‌رسیدند… در ساقه‌ی برگ‌ها مخصوصا برگِ مو. ✍|#انوش

ذهن انسان گاهی بهترین متحد ماست و گاهی سرسخت‌ترین چالش. اگرچه این فعالیت ذهنی بی‌وقفه خسته‌کننده به نظر می‌رسد، اما واقعیت این است که چنین واکنشی بخشی از سازوکار تکاملی بقای ماست؛ درست مثل یک نگهبان پرهیجان که همیشه خطر را پیش از وقوع می‌بیند و سعی می‌کند ما را آماده و هوشیار نگه دارد. اما همین غریزه بقا اگر مهار نشود، می‌تواند آرامش روانی را مختل کند، خواب را به‌هم بریزد یا موجب بازنگری وسواسی در تصمیم‌گیری‌های گذشته شود. به طور کلی بیش‌فکری متکی بر دو الگوی تکراری است: مرور گذشته و تمرین آینده. هر دو نیز از یک منشأ مشترک سرچشمه می‌گیرند: دستگاه عصبی که نمی‌تواند بدون اطمینان کامل آرام شود. ذهن حتی پس از پایان یافتن یک اتفاق استرس‌زا، آن را بارها پردازش می‌کند، انگار با یک دور دیگر فکر کردن می‌تواند به راه‌حل نهایی برسد. ریشه این چرخه معمولاً احساسی حل‌نشده است. وقتی یک احساس مبهم یا ناخوشایند باشد، پناه بردن به تحلیل ذهنی امن‌تر از مواجهه واقعی با آن احساس به نظر می‌رسد. این دفاع طبیعی در ابتدا ما را محافظت می‌کند، اما به مرور به یک الگوی ناکارآمد تبدیل می‌شود. افرادی که در محیط‌هایی بزرگ شده‌اند که در آن اشتباه هزینه‌بر بوده یا عدم قطعیت تهدید محسوب می‌شده، اغلب یاد می‌گیرند برای هر پیامد احتمالی آماده باشند. ذهن آن‌ها در بزرگسالی نیز دائماً در حالت آماده‌باش باقی می‌ماند و حتی در نبود خطر واقعی به دنبال تهدید می‌گردد. اما شناخت این ریشه‌ها می‌تواند بار سرزنش خود را کاهش دهد. ۱.چگونه  بیش‌فکری را به نظم ذهنی تبدیل کنیم؟ وقتی افکار در چرخه‌ای تکراری گیر می‌کنند، بهترین راه رهاسازی آن‌ها بیرون‌ریزی است. تصور کنید این افکار را از سرتان بیرون می‌کشید و جایی قرار می‌دهید که قابل‌دیدن باشند. نوشتن آن‌ها، یا تبدیل‌شان به سؤال‌های ساده مانند «دقیقاً دنبال حل چه چیزی هستم؟» یا «یک قدم کوچک بعدی چیست؟» می‌تواند ابهام را کم‌کم برطرف کند.

باگِ دنیا: عشقِ بعدی، تاوانِ زخمِ قبلی را بدهد. ✍|#انوش

همیشه حواست باشد: آن چیزی که خطرناک به نظر میآید، شاید تنها محافظت باشد و آن چیزی که بی‌خطر جلوه می‌کند، می‌تواند ویرانگرترین باشد. در طبیعت، گرگ‌ها محافظ گیاهان و جنگل اند چون جلوی زیاد شدن گیاه‌خوارها را می‌گیرند. اما همین گیاه‌خوارهای به ظاهر بی‌آزار، اگر رها شوند ،طبیعت را نابود می‌کنند. (پس در زندگی هم همیشه پشت نقاب‌ها رت ببین، گاهی دشمنت، ناجیت است و دوستت، مخرب‌ترین خطرت!)

تا وقتی که تنها زندگی کردن را به رسمیت نشناسیم، هیچ‌وقت ارزش اجتماع را درک نمی‌کنيم، یا برای ارتباطاتی که لایق‌شان هستیم صبر نمی‌کنیم. #آلن_دوباتن

آخرش روزی بهار خنده‌هامان می‌رسد پس بيا با عشق فصل بغض‌مان را رد كنيم… #قيصر_امین_پور

میانه‌ام با چای، قصه‌ای‌ست از جنس رفاقتِ آرام و همیشگی؛ از آن دوستی‌ها که بی‌هیاهو می‌مانند، بی‌ادعا، بی‌نام. چای برای من فقط
میانه‌ام با چای، قصه‌ای‌ست از جنس رفاقتِ آرام و همیشگی؛ از آن دوستی‌ها که بی‌هیاهو می‌مانند، بی‌ادعا، بی‌نام. چای برای من فقط یک نوشیدنی نیست، مرهمی‌ست در جام، آرامشی در بخار، دل‌گرمی‌ای در رنگ خوش‌رنگ کهربایی‌اش. هر غذایی با او کامل می‌شود؛ از نان خشک تا لقمه‌ای ساده. در هر لحظه‌ای که دلم تنگ می‌شود، بی‌آن‌که صدایش کنم، یادش می‌افتم: "یک پیاله چای داغ می‌چسبد!" اما چه تلخ است هر بار که هوس چای می‌کنم، پیاله‌ام دست‌نخورده می‌ماند؛ یا آن‌قدر غرق افکار می‌شوم که سرد می‌شود، یا کسی آن را می‌نوشد، یا دستی بی‌خبر آن را می‌ریزد. نمی‌دانم چرا، اما انگار سرنوشت من و چای همیشه در لحظه‌ی وصال، گسسته می‌شود. اگر روزی دوازده بار طلبش کنم، یکی‌اش هم به گلو نمی‌رسد. با این‌همه، باز عاشقانه دوستش دارم؛ با آن عطری که خستگی روز را از جان می‌برد، با آن گرمایی که سرمای لحظه را به آغوش می‌کشد. چای برای من، یادآورِ چیزهایی‌ست که خواستم‌شان، اما نصیبم نشد… ✍🏻|#انوش

اولین لقب را برای مینه گذاشته‌بودم، چون او (ماه) خطابم می‌کرد.🌙🤍

از میان پیام‌ها تشبیه زیبای سمیه را دریافتم (گل بابونه)؛ او گل رُز است. زیبا، مهربان و لطیف. نبشته‌هایش هم مثل خودش است دوست‌داشتنی و دل‌ربا.🤍

زیبایی گل بابونه در میان دشت‌های خاموش و نسیم‌های آرام، گل بابونه با چهره‌ی ساده و دل‌نشین خود چون فرشته‌ای کوچک از دل طبیعت
زیبایی گل بابونه در میان دشت‌های خاموش و نسیم‌های آرام، گل بابونه با چهره‌ی ساده و دل‌نشین خود چون فرشته‌ای کوچک از دل طبیعت می‌درخشد. گلبرگ‌های سفیدش، همچون پرده‌ای از مهتاب، در اطراف قلب زرد رنگش حلقه زده‌اند، گویی لبخندی لطیف از عمق آرامش بر زمین گسترده شده است. بابونه گل سکوت است و آرامش، رایحه‌اش نه فریاد می‌زند، نه جلب توجه می‌کند، اما دل را می‌نوازد. او یادآور لطافت زنانه و صبوری مادرانه است، گلی است که نه برای خود، بلکه برای دیگران شفا می‌بخشد. در فنجان‌های داغ چای، در پمادهای درمانی، یا در اشعار آرام‌بخش، بابونه همیشه گوشه‌ای از مهر طبیعت است. اگر روزی دلت گرفت، به دشت‌ها برو و نگاهی به گل بابونه بینداز... خواهی دید که زیبایی، گاهی در سادگی‌ست، و آرامش، در آغوش گلی بی‌ادعا.🌼

از دل نازنینش بگویم یا از نوشته‌های دلنشینش، از هنرهای پنهانش بگویم یا شیرینی زبانش‌. او رگ‌رگش هنر است و زیبایی، اما پنهان... در عصر امروزی خیلی چیز‌ها ممکن شده، حتی تکرار داستان مخفی بدخشی‌. من هم مخفی هنرمندی دارم در گوشه‌گک افغانستان، که هنرش در دفترچه‌اش نشر می‌شود و تنها مخاطبش من هستم‌. هر روز با کارهایش متعجبم می‌سازد، امروز هم با تعریف خاص و زیبایش از چشم‌هایم "گردک‌آهوی قهوه‌ای" حیرانم ساخت‌. می‌خواهم روزی فرا برسد که شما نیز این هنر را ببینید، نامش در کتاب‌فروشی‌ها بدرخشد، کانالش لبریز واژه باشد و صدای قلمش غوغا کند.

چشمانت را که دیدم، انگار پنجره‌ای به باغی ناشناخته باز شد…  همان لحظه بی‌اختیار گفتم: گردک‌‌آهوی قهوه‌ای! نه فقط از سر تعریف، که از حیرت بی‌درنگ، از دل واژه‌ای که خودش آمد، مثل یک الهام، مثل یک شعری که بر زبان می‌نشیند. که برای آن گودال‌های عمیق مهربانی که در نگاهت آرام گرفته‌اند، برای همان نوری که از دل شیطنت آهوی کوچک و دل‌برین می‌تابد. آهو، این موجود کوچک و بازی‌گوش، معصومیتی دارد که هرگز نمی‌تواند پنهان بماند؛ چشمانت همان شیطنت پاک و آن معصومیت بی‌تکلف را دارند.  و آن رنگ قهوه‌ای چشمانت؟ اعتیادی‌ست که دل را تسخیر می‌کند؛ رنگی گرم و پر از حس و زندگی، نه تیره و سنگین، بلکه مثل گرمای نخستین نسیم پاییزی که در دل سحرگاهی آرامش‌بخش جاری‌ست. رنگی که حتی در سادگی‌اش هزارن حرف ناگفته دارد. شبیه عصر‌های بارانی‌، شبیه عطری که از خاطره می‌گذرد و دل را می‌لرزاند. گردی چشم‌هایت، نه فقط شکل، که دریچه‌ای‌ست به جهان دلت… گودال‌هایی که عمق مهربانی را در خود نهان کرده‌اند؛ همان جایی که بی‌هیچ قضاوتی، فقط عشق جاری‌ست. چشمانی که نگاه‌شان بی‌هیاهو حرف می‌زند، که در سکوت‌شان هزاران آغوش پنهان است. انگار چشم‌هایت بلدند بی‌کلمه با دل آدم حرف بزنند، بلدند رد اشک را بدون افتادن بشناسند، بلدند هم آغوش درد باشند هم مرهمش. چشم‌هایی که هم شیطنتی کودکانه دارند، هم آرامشی که از جنس اعماق روح است.  خواستم نامی بالایت بگذارم همان‌طوری که خودت بالای عزیزترین‌هایت می‌گذاری. نامی از جنس تصویر و خیال، لطیف و صمیمی‌. پس گفتم: تو «گردک‌آهوی قهوه‌ای» منی، نه فقط یک اسم، که قصیده‌ای از مهربانی و زیبایی، که هر بار در نگاهت زنده می‌شود. استاد زیبا رو و چشم قشنگ من!🥰 # مخفی شما...

photo content

ترک کردن جای که هیچ تعلق به آنجا نداری یعنی پختگی، فقط عاجزها به ماندن اصرار میکنند. - ویکتور هوگو

من هنوز امیدوارم به روزی که واژه‌هایم خانه‌ی دل‌ها شوند و لبخند، پاداش صبوری‌ام باشد. ✍🏻|#انوش

معجزه آن‌گاه رخ می‌دهد که انسان‌ها شهامت خیال‌پردازی را در دلِ واقعیت زنده نگه دارند. ✍🏻|#انوش

خرداد/جوزا ماه تولد خودم بود، شما هم اگر ارتباطش را با ماه تولد خودتان ببینید بیش‌تر به ظرافتش پی می‌برید...

گل استر در ماه خرداد نماد وفاداری، صداقت و پاکی دل است؛ یعنی ویژگی‌هایی که با خلوص نیت و پایبندی به احساسات عمیق پیوند خورده‌اند. خرداد، ماهی است که در آن فصل بهار به اوج طراوت و شکوفایی می‌رسد و گل استر با ظرافت و زیبایی‌اش نمایانگر آن شادابی و امید به آینده است. رابطه گل استر با خرداد، تداعی‌کننده زندگی تازه، جوانی و احساسات صادقانه است که هم‌زمان با گرم‌تر شدن هوا و رویش طبیعت، دل‌ها را به سوی عشق و وفاداری می‌کشاند. در این ماه، گل استر به مثابه پیام‌آور صلح درونی و پیوندهای عمیق انسانی شناخته می‌شود. پس می‌توان گفت گل استر در خرداد، سمبل تداوم عشق و صداقت در اوج طراوت زندگی است. و در اصل نماد عشق، اصالت، دوستی، زیبایی، شادی و امید است‌‌.

این هم از رنگ‌های شاد، دل‌ربا و زیبایش!😍