A Girl&Her Books🪷
Відкрити в Telegram
_Life of saina✨ Books&Candles🕯 Also flowers 🌷 Tiktok:@saina3729 Me: @agirlandherbookbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
226
Підписники
-124 години
-187 днів
-1130 днів
Архів дописів
"کَس را به خلوتِ دلِ من جز تو راه نیست
این در به غیرِ روی تو پیوسته بسته باد"
_سعدى
و این منم
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلودهٔ زمین
و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی
زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت
ساعت چهار بار نواخت
امروز روز اول دی ماه است
من راز فصلها را میدانم
و حرف لحظهها را میفهمم
نجاتدهنده در گور خفتهاست
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتیست به آرامش
-فروغ فرخزاد
Born to receive handwritten letters, forced to write “me and who” on social media.
تمام این شعر
که هنوز سه واژه اش را بیشتر نسروده ام
قبل از این نسروده ام میخواهد بگوید
که هوا برای زندگی کافی نیست
و نور نیز لازم
و آن میرساند آنچه که رسانا باشد
میتواند شعر باشد و شاعر مرده
پس هوا را از من بگیر اگر میخواهی
غذا را از من بگیر
اما باغ پر از زیبایی ات را نه
هوا را غذا را از من بگیر
حظها را از من بگیر اما خنده ات را نه
من همان هشتاد برگ برجسته ی یک خطم
و تو زیبا نفس ناسلامت منی اکنون
پس تشدید بگذار بر سلامتم
تو اصلا خورشیدی!
از این شعر تکراری تر ممکن است؟!
نه...
اصلا تو همان خورشیدی که
پشت ابر نماندی و نمی مانی و نخواهی ماند
پس هوا را غذا را از من بگیر
اما باغ پر خنده ات را نه
که موی گندیده ی به چشم آمده ات هم
مازاد بر مصرف من است
عشق یعنی پوست هفتاد هزار تخمه ی
آفتابگردان را درونه کاسه ریختن
وقتی که زندگی ول است و
خوش است و
رها
-محسن نامجو
