uk
Feedback
«ادبیاتِ عُصیان»

«ادبیاتِ عُصیان»

Відкрити в Telegram

کــیمیاکــریم‌زاده دانشجوی زبان و ادبیات پارسی|نوازندهٔ سنتور @Isyanhearsyoubot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
332
Підписники
+824 години
-47 днів
+630 день
Архів дописів
اَمان از سنتور که زبانِ ناگفته‌هاست، زبانِ فهمِ بی‌صداست، زبانِ رازهای مگوست🌬🪽.

1|7 - Krystal - Matt Maltese (320).mp38.60 MB

sticker.webp0.42 KB

Happy new year!𓇼๊〪᳕ Hope everything will be better in near future.
𐇛𝅘ْ𝅥𝅯〪〬🦌 𓇼๊〪᳕🎄彡☃️୨ৎ

࣪˖⁩⭒🥂៹𝐼'𝑚 𝑏𝑢𝑟𝑛𝑖𝑛𝑔 𝑚𝑦𝑠𝑒𝑙𝑓 𝑗𝑢𝑠𝑡 𝑡𝑜 𝑘𝑒𝑒𝑝 𝑦𝑜𝑢 𝑤𝑎𝑟𝑚 𝐼'𝑚 𝑔𝑜𝑖𝑛𝑔 𝑡ℎ𝑟𝑜𝑢𝑔ℎ ℎ𝑒𝑙𝑙 𝑎𝑛𝑑 𝑦𝑜𝑢 𝑔𝑖𝑣𝑒 𝑚𝑒 𝑚𝑜𝑟𝑒 ℎ𝑜𝑤 𝑐𝑜𝑢𝑙𝑑 𝑦𝑜𝑢 𝑡𝑟𝑒𝑎𝑡 𝑠𝑜𝑚𝑒𝑜𝑛𝑒 𝑦𝑜𝑢 𝑙𝑜𝑣𝑒 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑡ℎ𝑖𝑠, 𝑜ℎ 𝐿𝑜𝑟𝑑?


هزار شکر که در جانِ من نشانه‌ی توست که روحِ خسته‌ی من در پناهِ خانه‌ی توست اگر مرا به جهان اعتباری‌ست و نَفَس ز لطفِ چشمِ تو و نازِ بی‌بهانه‌ی توست به هر چه می‌نگرم، رنگِ نامِ تو دارد جهانِ ساده‌ی من در افسانه‌ی توست دلم گلی‌ست که شکفت از هوایِ لبخندت بهارِ عمرِ من اما از آب و دانه‌ی توست مرا چه حاجتِ فردوس و وعده‌هایِ دگر بهشتِ نقدِ من آغازِ لامِ لحظه‌ی توست اگر ز شوقِ تو سرشار شُکر می‌گردم به‌ حق، هرچه که دارم ز شکرانه‌ی توست
"عصیان، ۱۰ دی ۰۴ کنج همیشگی☃️"

--⋆✦ بزرگسالی زمانی اتفاق می‌افتد که فرد درمی‌یابد: بهتر است به خاطر دلیلی درست، رنج کشید، تا به خاطر دلیلی اشتباه، لذت برد.

برف آب همی دهی تو ما را ما از تو فقع همی گشاییم
سنایی❄️

Repost from N/a
اِن لَم اَمُت یَومَ الوداعِ تأسفاً لا تَحسَبونی فِی الموَدَةِ مُنصِفاً اگر روز وداع از اندوه سخت جان نسپارم مرا در دوستی منصف نشمارید.
-گلستان/ سعدی

ممنونم☃️.

Repost from "ص"
تویی بهار دلِ خستگان بی‌پرواز تویی غروب غم و صبح عشق را آغاز تویی قصیده‌ی مقصودم از رساله‌ی عمر گناه کرده کسی گر تورا کند ایجاز رمیده آهوی مردم‌فریبِ زیبایی که دل‌شکارچیان را کنی شکار به ناز گمان نبر که زبان از دهانم افتاده‌ست که کشته‌ایم و نیاید ز کشتگان آواز کسی که مهر تو دارد به دل نمی‌دانم که بر سعادت و جان خوشش بود چه نیاز؟ به بوی موی پر از زندگی تو مستم چنان که رفته ز یادم چه بود پست و فراز مرا دو مصرع چشم تو شاعری آموخت ز بیت‌های نگاهت شدم غزل‌پرداز برای مهر تو گر جان سپارم و بروم بیایم از لاهوت و دهم برای تو باز بیا و آتش جان صبا نشان و نشین «بیا و طرح سوالات بی‌جواب انداز» صبا،

به راستی چه شد که من ماندم و کُره‌ی خاکیِ چشمانی که از عشق میسوخت؟ عصیان"

sticker.webp0.04 KB

"دانشگاه خوارزمی دانشکده زبان و ادبیات فارسی" 🤍☃️❄️
"دانشگاه خوارزمی دانشکده زبان و ادبیات فارسی" 🤍☃️❄️

یا رب مرا به آرزوی خویشتن رسان! یا از دل و دماغ من این آرزو ببر
سلمان ساوجی❄️

Відеоповідомлення00:06

خیلی باید خوشبخت بود که کسی رو داشت، که هرشب‌ قبل از خوابیدن برات شعر بخونه، ازدیوان‌‌ها‌و شاعران‌ِمتفاوت.
بابا❄️🦋☃️

•❄️☃️•

گفته بودم چو بیایی غمِ دل با تو بگویم چه‌ بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
سعدی❄️

عشق داغیست که تا مرگ نیاید نرود هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد
سعدی☃️