uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

پلان ۲۷

پلان ۲۷

Відкрити в Telegram

[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیام‌ها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
276
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
«نامه‌ای فرستاده نشده به یک دوست» منو صد درصد دوست خودت می‌دونی؟ پس چرا وقتی پرسیدم ناراحتی، گفتی نه؟ من تو رو دوست خودم می‌دونم؟ آره، چون از این اتفاق دو ساعت گذشته و من هنوز نتونستم به چیزی جز تو فکر کنم. نتونستم به هیچ کاری برسم، نتونستم از جام بلند شم، درمورد تو با هوش‌مصنوعیم حرف می‌زنم و باهم برات پیام آماده می‌کنیم. چرا به من خوش‌بین نیستی؟ از این ناراحتی که من تو رو بد دیدم؟ من تو رو بد ندیدم. تو هم منو بد نبین. چرا درکم نمی‌کنی؟ مگه دوستم نیستی؟ چرا وقتی ناراحتم کنارم نیستی؟ چرا خودتو کنار من نمی‌بینی و گارد می‌گیری؟ چرا کاری می‌کنی که نتونم بگم ناراحتم؟ مگه دوست بودن معنیش این نیست که همو دوست داریم؟ اگه همو دوست‌داریم چرا برای ساکت کردن صداهای سرم بهم میگی «باشه حق با توئه»؟ اینو گفتی که تمومش کنی؟ هعی. احتمالا اگه اینا رو هم بدونی فکر می‌کنی که من از تو ناراحتم و قرار نیست بفهمی من فقط سوگوار یک صمیمیت از دست رفته هستم. احتمالا متوجه نیستی که چقدر قلبم به درد میاد وقتی می‌دونم و می‌بینم رفتارت با بقیه گرم‌تر از منه. وقتی می‌دونم بقیه محترم و مهم‌تر از من هستن. خوش به حال هر کسی که عزیزِ تو باشه. خوش به حال هر کس که دوست تو باشه. خوش به حال هر کس که با تو بخنده و تو بخندونیش. من تا همیشه حسودت باقی می‌مونم. اگه دوست‌داری این‌طوری ادامه بدی و این شکلی باشه، هیچ اشکالی نداره و بهش احترام و می‌ذارم، حتی اگه راحت‌تری، با من و خودت روراست باش تا تنهات بذارم و برم. فقط بعدش باید یک‌جایی رو پیدا کنم تا بتونم برای یک‌عمر ناراحت باشم.

اتفاقا عشق اومده که وجودت رو از اون آرومی و یکنواختی دربیاره. انقدر دنبالِ آسودگی نباش! اقیانوس باش و از تلاطم نترس. تو از موج‌های درونت، عمیق و گسترده‌تری. پس بذار عشق‌اش تو رو به هم بریزه.🤍

داشتم توی یوتیوب ویدئو می‌دیدم که به این ویدئو با عنوان "شروع کردن و ادامه ندادن" رسیدم. مهم‌ترین حرفی که توی این ویدئو زده شد این بود که «استمرار به معنی هميشه ادامه دادن نیست، بلکه به معنی هنر بازگشته». یعنی شما به هر دلیلی اگه از مسیری که داشتی خارج یا منحرف شدی یا به هر دلیلی حواست پرت شد، بتونی برگردی! یه سری پیشنهاد هم توی این ویدئو بود که چطور وقتی distracted شدیم، به مسیر برگردیم: - کانسپت استمرار رو بهتر درک کنیم (استمرار: هنر برگشت)، اگه استمرار رو به معنی متوقف نشدن بدونیم، در صورت توقف فکر می‌کنیم دیگه راهی برای برگشت نیست. - دلیل و چرایی مسیری که داریم رو یادمون نره. سخت‌ترین کارها با داشتن دلایل قوی انجام می‌شن. - سیستمی برای خودمون طراحی کنیم که برگشتن به مسیر رو راحت‌تر کنه. یعنی از self-control استفاده کنیم تا با کمترین حواس‌پرتی مواجه بشیم. - کاری که قراره انجام بدیم رو گروهی انجام بدیم، حمایت یک گروه باعث می‌شه اگه فاصله گرفتیم، بهتر و سریع‌تر بتونیم به مسیر برگردیم.

[Maybe one day]
+1
[Maybe one day]

Repost from دو در یک
‏شخصیت بالغ و سالم، راه درست رو انتخاب می‌کنه نه راه کوتاه رو. : وجودگرا

اگه شما یا بخشی از شما توسط یک نفر یا کسانی نادیده گرفته بشه، چطور به این قضیه نگاه می‌کنید؟ اگه اون مسئله برای شما مهم باشه، اما نه اون‌قدری که راحت باشید مجددا یادآوری کنید، چطور؟ آزرده‌خاطر می‌شید؟ سرد رفتار می‌کنید؟ خودخوری می‌کنید؟ یا دوباره تکرار می‌کنید؟ (البته توجه کنید بعضی اوقات واقعا منطقی نیست جوابی که داده شده، مجددا تکرار بشه و نشون میده به دنبال گرفتن واکنش بودید). ناراحتی‌تون رو مستقیم به رویِ طرف میارید؟ کنجکاو بودم بدونم بقیه تو چنین موقعیتی چه واکنشی نشون میدن.

امروز مورخ ۱۴۰۵/۰۵/۰۹ با {س.ق} پاستا خوردیم و گیم زدیم و آهنگ گوش دادیم. حضورش رو شُکر و سایه‌ش مستدام. به‌راستی که دوستِ خوب، نیمی از سلامت روان است.

‌ گاهی یک حکومت زمانی ماندگارتر می‌شود، که از یک ساختار سیاسی، تبدیل به یک «باور» شود. وقتی سیاست، با «ایمان» و «هویت» یکی شود، رهبر حکومت دیگر فقط یک مسئول نیست، نقد او، دیگر یک نظرِ مخالف نیست، یک حمله به باور و ارزش فرد است و حقیقت رفته‌رفته جای خودش را به وفاداری‌ای می‌دهد که بویِ توهم می‌دهد. «فقر» می‌شود صبر. «رنج» می‌شود افتخار و «مخالفت» تبدیل می‌شود به خیانت و انسان بی‌آنکه متوجه باشد، ممکن است از همان چیزی دفاع کند که زندگی‌اش را از او گرفته است! هیچ آرمانی نباید آنقدر بزرگ شود که انسان را از دیدن دردِ انسان‌های واقعی بازدارد. پ.ن۱: صداگذاری از محیط واقعی شهر که سال‌هاست فلسفه‌ی آن، مرا به فکر فرو برده است. پ.ن۲: نامی که برای این فایل انتخاب کردم، سندروم استکهلم است. یعنی زمانی که گروگان، به گروگانگیر خود پناه می‌برد و شیفته‌ی او می‌شود.

محمدرضا شجریان - خیالت.mp34.42 MB

08_-_the_winner_takes_it_all.mp311.41 MB

از موردعلاقه‌های امروزم:

به چهره خانمی که اومد دست این آقا رو بگیره هم دقت کنید که چه شکلی جاخورد و حتی احتمالا ناراحت شده. ولی خب این آقا بین ناراحت شدن همسرش و یک نفر دیگه، نفر دیگه رو انتخاب کرد. همین‌جاست که «اولویت‌» موضوع پیدا می‌کنه. به‌نظرتون اگه مرد سبک‌سری بود با خودش نمی‌گفت من که همسرمو بیش از اینا ناراحت کردم، حالا این بارم روش؟ یا بعدا در توجیه کارش می‌گفت نمی‌دونستم ناراحت می‌شی یا نه. یا می‌گفت بعدا از دل همسرم درمیارم. یا مثلاً خجالت می‌کشید و روش نمی‌شد این کارو بکنه و فکر می‌کرد کار زشتیه و... بهانه زیاد بود، اما این تصمیمِ سریعِ در لحظه‌ی این آقا که ناخودآگاه بود، خیلی چیزها به آدم می‌گه. اون لبخند غرورآمیز همسر هم از سر همین بود. زن‌ها خوب می‌فهمن آقایون تصمیمات ناخودآگاه‌شون رو بر چه اساسی گرفتن و چه معنایی پشتِشه. مطمئن باشید اون خانم جوان هم اگه آدم درستی باشه، تعهد و عشق رو درک می‌کنه و بعداً احترام بیشتری هم برای این زوج قائله.

این ویدیو رو خیلی وقت پیش دیده بودم، کانسپت یادم بود، اما جزئیات نه. الان دوباره دیدمش و فهمیدم این لبخند رویِ چهره‌م، معجزه‌ی همون جزئیاته. خیلی حس خوبی داشت، ببینید.

Repost from N/a
تعهد و عشق حتی روی چهره‌ی آدم‌ها تاثیر میذارن. مثلاً ببین که این زن با چه افتخاری به همسرش نگاه کرد و لبخند زد.

دقیقا. اینم یه تفاوتِ قشنگ دیگه بین آدم‌ها...

‌ البته رفتار خودم رو تأیید یا رفتار بقیه رو رد نمی‌کنم ها فقط منظورم تفاوت‌شون بود

راستش من خودم هم تو share کردن بعضی چیزهای موردعلاقه‌م، محتاط‌ام. مثل آهنگ، تیکه‌کتاب، عکس، سریال و...

‌ چقدر آدما فرق دارن من یه متن یا ویدیو، پادکست هر چیو دوست داشته باشم برا همه می‌فرستم 😂

یکی توی پیوی پیام داده که «نوشته‌هات رو خیلی دوست‌دارم و بخاطر همین برای هیچ‌کس نمی‌فرستم». امیدوارم این رابطۀ تاکسیک بین کانال و طرفداراش پایان پیدا کنه و به رشدش کمک کنید. (JK)

هر چه آدم‌های بیشتری شجاعت اینو پیدا کنن که خودِ واقعی‌شون باشن -مخصوصا وقتی با استانداردهای تحمیلیِ جامعه (و حتی بعضاً روانشناسی) منطبق نباشن- شهامت بیشتری به کل محیط اطراف‌شون تزریق می‌کنن تا اون‌ها هم «فرصتِ خودشون بودن» رو پیدا کنن! خیلی قشنگه. حداقل یک‌بار توی زندگیت، لباسی رو بدوز، کاستوم کن و بپوش که ترند و به‌روز نیست. حرفی رو بزن که اکثر آدم‌ها باتعجب نگاهت کنن، به روشی فکر کن که بهت بگن دیوونه. اصلا اگه فکر می‌کنی زشته، زشت باش. انقدر به زشت بودنت ادامه بده تا بفهمی اولشم زشت نبودی، فقط متفاوت بودی.