Octopus<3🐙
Відкрити в Telegram
start_1404/02/23 :)))🤍
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
149
Підписники
Немає даних24 години
-367 днів
+5630 днів
Архів дописів
149
میگفت آدم امن چجوریه؟!
گفتم اینجوریه که تو ضعیف ترین
ورژنت رو بهش نشون میدی
و اون تنها دغدغه ش این میشه
که بهت آسیبی نرسونه . .
149
هر آدمی بالاخره یه جا دست میکشه
از توضیح دادن،
از ثابت کردن خودش،
از تلاش برای نگه داشتن دیگران؛
هر آدمی بالاخره یه روز عمیقا خسته میشه.
نا نداره
149
وقتی با یکی مشکل دارید با خود طرف دربارش حرف بزنید. هرکاری غیر از این انجام بدید شرایط فقط بدتر میشه.
149
تنها واکنشی که میتونم در مقابل هرچیزی نشون بدم، فعلا نگاه کردنه نه حوصله ی حرف زدن و توجیح کردن و توضیح خواستن دارم، نه دلم میخواد چیزیو بدونم و بفهمم فقط نگاه میکنم و تو مغزم سناریو میسازم.
149
یکی میگفت:
«هرچقدر بیشتر بخشیدمش، از اون به بعد همونقدر کمتر دوسش داشتم…»
من این جمله رو زندگی کردم!
149
بعضی وقتها هم هست آدم فکر میکنه به کسی نزدیکه. بعد یک رفتارهایی از طرف مقابل میبینه که باعث میشه بفهمی برای اون فرد مقابل اینطور نیست.
یا رابطه شما اون ارزش و معنایی که برای تو داشت رو برای اون شخص نداره، یا تو اون جایگاهی رو در زندگی اون نداری که اون فرد در زندگی تو داره. یک حس ناامیدی خاصی پیش میاد که قابل وصف نیست. قابل درکه اما همچنان گیرت میاندازه.
149
من از این آدمام که
اهمیت میدم
اهمیت میدم
اهمیت میدم
بعد یهو میبینی با یه حرکت از چشمم
افتادی و دیگه هیچوقت بهت اهمیت
نمیدم ،جوری که انگار هیچوقت نبودی...
149
یکی از ویژگی های آدم افراد بسیار حساس اینه که وقتی از دست یه نفر ناراحت بشن دیگه تو چشماش نگاه نمیکنن.
149
نمیدونم میتونم منظورمو برسونم یا نه؛
ولی من اصلا حد وسط ندارم!
یا یکیو انقد دوس دارم که رو کوچک ترین کارش حساسم؛
یا اصلا زنده مرده طرف برام اهمیتی نداره!
149
من اونجایی برنده شدم که دیگه به احساساتم توجه نکردم، در عوض حواسم به این بود که لیاقتم چیه.
