Blue daily
Відкрити в Telegram
https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-cPD4U3eua1
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
364
Підписники
-124 години
-37 днів
-3230 днів
Архів дописів
364
Repost from افسانه فولکلور ادبیات حماسی ™
این یکی از چندین افسانه قدیمی گل است که به ما میگوید چگونه اولین #گلهای_فراموش_شده به وجود آمدند، و در زیر یکی دیگر از گلهای شناختهشده دیگر را مشاهده میکنید.
#گل_فراموشم_نکن 👇
عاشقی محنتِ بسیار کشید
تا لبِ دِجله به معشوق رسید
نشده از گل رویش سیراب
که فلک دسته گلی داد به آب
نازنین چَشم به شط دوخته بود
فارغ از عاشق دلسوخته بود
دید در رویِ شط آمد به شتاب
نو گلی چون گل رویش شاداب
گفت بَهبَه چه گل زیباییست
لایق دست چو من رعناییست
حیف از این گل که برد آب او را
کند از منظره نایاب او را
زین سخن عاشق معشوقهپرست
جست در آب چو ماهی از شست
خوانده بود این مَثل آن مایه ناز
که نکویی کن و در آب انداز
خواست کازاد کند از بندش
نام گل برد و در آب افکندش
گفت رَو تا که ز هجرم بِرَهی
نام بیمهری بر من ننهی
موردِ نیکیِ خاصت کردم
از غم خویش خلاصت کردم
باری آن عاشق بیچاره چو بط
دل به دریا زد و افتاد به شط
دید آبی است فراوان و دُرست
به نشاط آمد و دست از جان شست
دست و پایی زد و گل را بربود
سوی دلدارش پرتاب نُمود
گفت کای آفت جان سُنبلِ تو
ما که رفتیم ، بگیر این گُلِ تو!
بِکُنَش زیب سَر ، ای دلبر من
یاد آبی که گذشت از سر من
جز برای دل من بوش مکن
عاشق خویش فراموش مکن
خود ندانست مگر عاشق ما
که ز خوبان نتوان خواست وفا
عاشقان را همه گر آب بَرَد
خوبرویان همه را خواب بَرَد
#جلال_الممالک_قاجار
⚜ @legendfolkepic ⚜
364
Repost from افسانه فولکلور ادبیات حماسی ™
افسانهای آلمانی از شوالیهای میگوید که در نزدیکی رودخانه دانوب در حالی که سعی میکرد گلهای زیبایی را که در لبهی آب روییده بودند برای معشوقهاش بچیند در آب غرق شد. هنگام غرق شدن فریاد زد:
«فراموشم نکن»
به یاد او، این نام را به این گل کوچک داده اند. 🩵💜
#فولکلور
#گل_فراموشم_نکن
⚜ @legendfolkepic ⚜
