uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

GOLDPAW

GOLDPAW

Відкрити в Telegram

⋆𓆝 𓆟 𓆞 𓆝 𓆟⋆ (دخترکِ چشم سفید) 𝑨𝑵𝒀𝑻𝑯𝑰𝑵𝑮 𝑻𝑶 𝑺𝑨𝒀?: @Mahipolaki_bot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
490
Підписники
-124 години
-17 днів
-1430 днів
Архів дописів
خانومییییی تغییرش دادم یکم رنگیش🩸🥀 #OC
+1
خانومییییی تغییرش دادم یکم رنگیش🩸🥀 #OC

Repost from «پیچک🌀»
دستخوش طوفان درون
+1
دستخوش طوفان درون

“Is life always this hard, or is it just when you're a kid?”
“Is life always this hard, or is it just when you're a kid?”

sticker.webp0.08 KB

این پیام + این اسکچ رو فور کنید چنلتون و یه کار مشخص کنید فور کنم اینجا ویو بخوره☆
حتما مشخص کنید/اگه چنل پرایوته لینک بدین

Repost from 力
#Commission🌱
#Commission🌱

Repost from «پیچک🌀»
ریشه
+2
ریشه

Repost from N/a
Happy birthday Elllie 21 𝑶𝒄𝒕𝒐𝒃𝒆𝒓 ※。.:*:・'°☆※。.:*:・'°☆※。.:*:・'°☆
+1
Happy birthday Elllie
21 𝑶𝒄𝒕𝒐𝒃𝒆𝒓 ※。.:*:・'°☆※。.:*:・'°☆※。.:*:・'°☆

ولی خیلی باحاله باور کن گربه ی توی خوابام این شکلیه

Repost from «پیچک🌀»
مثلاً گربه زشت شده به روی خودتون نیارید
مثلاً گربه زشت شده به روی خودتون نیارید

sticker.webp0.08 KB

Repost from N/a
⭐️چالش نقاشی⭐️
این پیام رو فوروارد کنید توی چنلتون و یکی از نقاشی‌هاتون با موضوع «گربه» رو بذارید تا اینجا فوروارد کنم. اگه از قبل آماده دارید میتونید همون رو بذارید. اگر هم میخواید جدید بکشید موردی نداره. برای سبک و شیوه و مکتب اجرایی هیچ محدودیتی وجود نداره.🐱
(محدودیت زمان: تا وقتی که خط بخوره)

Repost from N/a
👥️
+1
👥️

Repost from N/a
به خاطر دوتا بیلاخ
به خاطر دوتا بیلاخ

Repost from N/a
نمیدونم دیگه چی کم داره دارم کور میشم هرچی هست مربوط به پسر_
+1
نمیدونم دیگه چی کم داره دارم کور میشم هرچی هست مربوط به پسر_

Weapon 💔

I am not afraid.. I born to do this.
I am not afraid.. I born to do this.

Repost from 力
کار نزدم عوضش بیاید کارای دانشگاهمو ببینید
+4
کار نزدم عوضش بیاید کارای دانشگاهمو ببینید

با حس کردن نگاه سنگین کسی متوجه شدم یکی داره تعقیبم میکنه؛ پس محاسباتم درست بود : +اون... اومده. وانمود کردم متوجه اش نشدم و
+1
با حس کردن نگاه سنگین کسی متوجه شدم یکی داره تعقیبم میکنه؛ پس محاسباتم درست بود : +اون... اومده. وانمود کردم متوجه اش نشدم و به راهم ادامه دادم به هر حال که دنبالم میومد. زانو هام دیگه توانایی تحمل وزنم و نداشتن سرعتم کمتر و کمتر میشد. صدای قدم ها نزدیک تر شدن، بوی عطر ملایمی رو شبیه به بوی لیمو حس کردم، خودش بود. سایه ای روی سرم افتاد و دست های سردی که از روی زمین بلندم کردن. چهره محو و تار، موهای طلایی خیلی طولش دادی. https://t.me/+Mc_yMg2PIwViMTA0