uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

labyrinth

labyrinth

Відкрити в Telegram

♡゙ : good riddance, i guess. ⋆ @laberinthbot◞ @HoldingOnToHeartache

Показати більше
Іран134 889Категорія не вказана
318
Підписники
-224 години
+27 днів
+5030 днів
Архів дописів
بچه ها زودباشید کنکورتونو بدین تا شما نیاین هنوز به ما میگن چس ترم

من از الان استرس گرفتم

حالا من با شروع کلاسا کار ندارم شکار واحد ۲۴ مرداد؟

اقا داستان خیلی جدیه مثل اینکه

photo content

sticker.webp0.15 KB

سگ گرمای شهریور من کجا بیام

اره بابا قبل حذف و اضافه نمیره کسی

اون یکی دوهفتم بگیم کسی نمیره😂 همون مهر ایشالا

اکثرا یکی دوهفته قبل مهر دانشگاها شروع میشه

حالا یه ذره خایمالی دانشگاهو کردیم ولی نگفتم تابستون میام

بچه ها ببخشید این داستان شروع کلاسای ترم جدید از ۲۱ شهریور چقدر راسته

مثلا درحد "اووو اووو رو برای عموها (من) بخونید"

یه حالیم انگار صبح شنبه‌ ۱ مهره

TAKE ME BACK TOROKHODA

تو اکسپلور می‌بینم یکی از علوم تحقیقات و خاطراتش ویدیو ساخته بغض می‌کنگ

از اونجایی که احتمالا بدونید من علاقه زیادی به نوشتن و خصوصا متنای طولانی دارم، و امروز این رو نوشتم و یجورایی یه فلش بک به این ۶ سالی که گذشت و یه‌سری مسائل دیگه‌ست. حالمم خوبه و دلم برای کسی تنگ نشده همینطوری نوشتم thank you for your attention to this matter

و اما برنده کی بود؟ چون مطمئنا من نبودم. من همونجایی که گذاشتم هربلایی سرم بیاد و موندم و موندم چون ته دلم امید داشتم که یه روز همه‌چیز درست می‌شه و همونقدر که دوست دارم، دوست داشته می‌شم باختم، همونجایی که چشمام رو به روی حقیقت بستم و برای خودم بهونه اوردم، همونجایی که صبر کردم و صدمو گذاشتم باختم. تهش هم من موندم و غم، اعتمادی که هیچ‌جوره درست نشد و دیوار بلندی که دور خودم ساختم. من موندم و قانون اول "ترک کن تا ترک نشی" اما شایدم برنده من بودم، اونجایی که بالاخره واقعیت رو دیدم و خودم رو نجات دادم بردم، اونجایی که فهمیدم من بیشتر از کافی بودم و هیچوقت کم نذاشتم یا مقصر نبودم بردم، اونجایی که یاد گرفتم خودم، آرامشم، اعصاب و روانم و استاندارد هام رو الویت اولم بذارم بردم، اونجایی که دوستای واقعیم رو پیدا کردم بردم، همونایی که از اول تا آخر مسیر پیشم موندن و هوامو داشتن، اونجایی که رها کردن و رفتن رو یاد گرفتم و دوباره خود واقعیم شدم بردم، پس شاید خیلی هم بد نشد، چون درنهایت من نور رو پیدا کردم.