کانال| بشیر احمد عالمیار
Відкрити в Telegram
نشر یادداشتهای دینی و فکری، ترجمه متون عربی، اشعار و نکتههای ادبی؛ از نوشته و ترجمههای ناقابل خودم و نیز گزیدهای از آثار ارزشمند اهل علم و ادب.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
241
Підписники
+124 години
Немає даних7 днів
-830 день
Кількість дописів
Триває завантаження даних...
Реакції
Коментарі
Telegram Stars
ТОП дописів по
Триває завантаження даних...
Аналітика дописів
Дописи | Динаміка переглядів | |||||
نقد و بررسی کتاب انسان دوم.
«انسان دوم»، نخستین اثر نویسنده در حوزه ادبیات داستانی، تلاشی است در جهت نگرش درست به هویت، ریشههای فرهنگی و دیار آدمی. در این اثر میتوان تقابل میان دو نوع نگرش را مشاهده کرد: نخست، نگرشی که نسبت به اصل و مبدأ خویش بیتفاوت است و میکوشد خود را با هر شرایطی سازگار سازد؛ حتی اگر آن شرایط هیچگونه سنخیتی با فطرت و روح انسان نداشته باشد. در برابر آن، نگرشی قرار دارد که انسان را به سوی زیستن فطری و توجه به اصالت خویش فرامیخواند.
این داستان را میتوان از چند جهت مورد بررسی قرار داد:
نخست: از لحاظ محتوا
داستان از نظر درونمایه، اثری قابل توجه است؛ زیرا به معضلی میپردازد که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این اثر، خودکمبینی، فراموشی هویت، نادیده گرفتن دستاوردهای مردم خویش و انسانزدایی از انسان مدرن به نقد گرفته شده است. همچنین زیباییهای سرزمینی محروم که کمتر در رسانهها بازتاب مییابد، به تصویر کشیده شده است.
با این همه، میتوان گفت اگر «متستان» را نمادی از کشور خودمان بدانیم، از دیدگاه نگارنده، در بیان زیباییها و خصال نیک مردم آن، گاه نوعی مبالغه عاشقانه دیده میشود؛ زیرا در زندگی واقعی و تجربه زیسته ما، کمتر با چنین جلوههای گستردهای روبهرو میشویم.
دوم: از لحاظ ادبیات داستانی
چنانکه اشاره شد، «انسان دوم» نخستین تجربه نویسنده در عرصه داستاننویسی است و طبیعی است که کاستیهایی نیز داشته باشد؛ اما زیباییهای اثر به اندازهای است که خواننده میتواند از کنار بسیاری از این کاستیها بگذرد.
نثر سلیس و روان، احساس فراوان ـ بهویژه در صحنههای عاشقانه داستان ـ از نقاط قوت این اثر است. با این حال، اگر نویسنده در روند روایت، بیشتر به درون ماجراها میرفت و مطابق اقتضای داستاننویسی، جزئیات رویدادها را با دقت بیشتری بازگو میکرد، میتوانست بر جذابیت اثر بیفزاید. همچنین در مواردی، اگر به جای بیان مستقیم وضعیتها، به روایت و نمایش آنها میپرداخت تا خواننده خود بتواند صحنهها را در ذهن خویش تصور کند، ارتباط مخاطب با داستان عمیقتر میشد و ذهن او بیشتر درگیر اثر میگردید.
در مجموع، «انسان دوم» در ادبیات داستانی ما ـ که در بسیاری از موارد متأثر از اندیشههای وارداتی بوده است ـ اثری متفاوت و تازه به شمار میآید. نویسنده با نگاهی انتقادی به برخی جریانهای فکری وارداتی پرداخته است و این ویژگی، از امتیازات مهم کتاب محسوب میشود. برجستهترین نکته درباره این اثر آن است که داستان صرفاً روایتی عاشقانه و احساسی نیست، بلکه حامل یک اندیشه و پیام فکری نیز هست. | 12 | 0 | 0 | 1 | Loading... | |
Немає тексту... | 12 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
استقلال: از تجلیـل تا تحلیـل
هر کتلۀ انسانی اعم از: ملت، قوم، قبیله، نژاد و… در گسترۀ تاریخ (گذشته) خویش دستآوردها و ارزشهایی دارد که تقریباً مورد اتفاق است و آنها پیوسته بدان مباهات میورزند و از آن نکوداشت میگیرند. ارزشها ممکن است گاهی از جنس پیروزی در جنگ باشد، یا سرآمدی در دانش و یا هم پارهیی از امور و ارزشهای اخلاقی و قس علیهذا. از این میان، پیروزی در نبرد علیه بیگانهگان بخش عظیمی از افتخاراتِ تاریخ معاصر افغانستان را شکل میدهد که مال مشترکِ همۀ اقوام و گروههای ساکن در این کشور است و از اینرو، بیمناسبت نیست اگر از آن جمعاً بزرگداشت صورت گیرد و این بزرگداشت به یک معنا کار نیک و دوراندیشانهیی است؛ زیرا میتواند هنوز هم روحِ استقلالطلبی و شور آزادیخواهی را در ناخودآگاهِ نسلهای آینده زنده نگه دارد و اتصالِ ما را با گذشته مستدام بدارد. از این بابت، بایستی از چنین مناسبتهایی – ولو به صورت نمادین- تجلیل کرد. جالب است اینکه بدانیم، مردم افغانستان – برخلاف بسیار ی از ملتهای دیگر – پیهم در سه نبرد خونین با فرنگیها به پیروزی رسیدهاند و از اینرو، بازخوانی اینگونه خاطرهها میتواند بر تحفظ و تکثیر غرور ملیِ ما اثرگذار باشد.
با این وجود، ناکامی تاریخی دستگاههای سیاسی در امر تأمین عدالت اجتماعی، دولت-ملتسازی و توسعۀ دانش – در گذشته – بسیار عبرتانگیزند. فیالمثل کافیست بدانیم در دورۀ عبدالرحمنخان، در کُل جغرافیای این کشور سه دبیرِ چیرهدست یافت نمیشد که امور اداری دربار را برعهده گیرد. اینگونه میتوان به اعماق فاجعۀ فکری و فرهنگیِ نهادینهشده در این سرزمین اشراف پیدا کرد. این در حالیست که همزمان با عصر عبدالرحمن خان، از صدها فیلسوف و نویسنده و دانشمند، شاعر و مخترع و… میتوان در جاهای دیگر دنیا، فیالمثل اروپا سراغ گرفت که حتا فهم اندیشههای آنها بر حافظۀ روشنفکرانِ ما سنگینی میکند. با این گفته، اگر «زمان» را پیوسته فرض کنیم و «حال» را برآیندِ ضروری «گذشته» بینگاریم، آنگاه اگر کنون در چنین وضع اسفباری نمیبودیم، بایستی تعجب میکردیم. بودن در وضع کنونی به یک معنا، تحمیلِ گذشته است، گذشتهیی عمدتاً تاریک و ظلمانی که سایۀ سنگینش را تا «اکنونِ» ما گسترانده است. این نکته را برای آن گفتم تا نشان دهم «گذشته»یی که گاه پنجهزارساله خوانده میشود، غالباً درخشان و پُررونق نبوده است، هر چند استثنائاً گاهی به سمتی حرکت کرده که امیدبخش بوده است.
با این بیان، گذشتهیی با این وصف را نمیتوان صرفاً ستایش کرد، بل نیاز به تحلیل بیطرفانه و سنانِ فکر نقاد نیز دارد. تبجیلِ صرف و تکریمِ نابهجای «گذشته»، ما را از درک واقعیّتِ آن بازمیدارد و مانعی در برابر فهمِ «گذشته» بنیاد مینهد. اینگونه برخورد با گذشته از نگاه علمی کاملاً بیوجه است و صرفاً میتواند تسکینِ کاذبانهیی باشد که به درد سیاستمداری منفعتخواه یا ناسیونالیستی متصلب میخورد. با این وجود، در رویکردی جامعهشناسانه، بسیار مهم است اینکه بدانیم ما در چه وضعی قرار داریم و از یک مناسبتِ تاریخی، در چه شرایطی تجلیل میکنیم. تجلیل از استقلال در اوضاع و احوالی که بتوان واقعاً مستقلانه تصمیم گرفت و عمل کرد، بسیار شایسته و ستودنیست. برخلاف، تجلیل از آن در کشوری که همواره وضعیت آن تابعِ معادلاتِ قدرتهای منطقهیی و جهانی بوده و مهمتر از آن، بالفعل تحت حمایتِ کشورهای خارجی – اگر نگوییم اشغال – قرار دارد، بسیار مُضحک و حزنانگیز است. از آن بدتر، هزینهسازیِ هنگفت برای تدویر یکچنین محافلی، آنهم در وضعیتی که میلیونها تن زیر خط فقر مطلق قرار دارند و شهروندان با هزارویک مشکلِ حاد اقتصادی دستبهگریباناند، تراژدی خندهداریست که آدمی را به «تأملِ دشوار» و «پُرفاجعه» فرو میبرد. | 14 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
وقتی که سقوط اخلاقی روی میدهد میبینی که مردم در ابتدا با آن مقابله میکنند،
سپس
با گذر زمان از اعتراض به آن خسته میشوند و بعد از آن به تدریج، آن را میپذیرند
و
سپس به فرهنگی عمومی در جامعه تبدیل میشود و بعد از آن، هر کس که به این سقوط اخلاقی اعتراض کند عقبافتاده بشمار میرود
پس
باید این اشتباه را از همان ابتدا متوقف کرد قبل از اینکه به فرهنگی رایج تبدیل شود که از اعتراض به آن خجالت میکشیم".
استاد نایف بن نهار | 37 | 1 | 0 | 3 | Loading... |

