uk
Feedback
نوفپ رُشدیسم فردی

نوفپ رُشدیسم فردی

Відкрити в Telegram

اینجا رفتار و تمرکز، مهندسی می‌شن. روان شناسی+ فیزیک + ریاضی + علوم اعصاب == تغییرِ عادت و تنظیمِ مغز. ⚡️نه فقط محتوای انگیزشی؛ بلک مواجهه، پروتکل و عمل. از تئوری تا اجرا؛ از رنجِ دانایی، تا اوجِ توانایی.

Показати більше
1 718
Підписники
+5924 години
+877 днів
+38630 днів
Архів дописів
امروز واقعا از خودم ممنونم که از استمراری که برای نوشتن این روزنگار ها داشتم، اگر روزی فکر اینو داشتم که چیزی نمیدونم یا بدرد نمیخوره یا تمرکز ندارم فقط یه قدم کوچیک برداشتم، الان میبینم وقتی سرگشته و حیران و زیر بار کلی چیز هستی گاهی نیازه استوپ کنی و به عقب نگاه کنی و ببینی چطوری اومدی و برای آینده یه مسیر بچینی، ولی نکته مهمش اینجاست که تعهد کافی رو داشته باشی که هرروز برنامه نریزی و به برنامه متعهد باشی تا خطا کنی تا یادبگیری و بعد دوباره بتونی برنامه ریزی کنی. اگر میبینی خیلی به فاک رفتی و همه چی حس میکنی رو سرت خراب شده یه کاری بکن، بجای برنامه ریختن برای عمل برای ده سال آینده ات بیا برای چند ساعت حتی یک ساعت یا چند دقیقه آینده ات برنامه بریز، اینطوری بیشتر حس میکنی اوضاع تحت کنترله، مثلا اگر درست یا کارت عقب مونده یا خیلی وقته تحرک بدنی نمیکنی، بجای یه برنامه ریزی خفن فول آپشن و بعدش لم دادن و ادامه دادن به مسیر قبلی بیا یه کاری بکن بیا و یه قدم کوچیک مثل یه پیاده روی یا یه صفحه مطالعه یا یه مسئله حل کردن یا به ینفر پیام دادن یا ... تعیین کن و انجامش بده، فوق العادست...!
تکرار تکرار تکرار تکرار تکرار تکرار....! چطوری میشه یه فیلو خورد؟ لقمه لقمه
اما سه خطی امروز: 1
. امروز کجا وسوسه شدم که پاداش سریعو بگیرم؟ 2. امروز کجا تصمیم گرفتم بجا پاداش سریع راه اصولی رو انتخاب کنم؟ 3. اگر فردا بخوام یک قدم کوچیک بردارم کجا میتونم بردارم که یکم پوستم کلفت تر بشه؟
این داستان ادامه دارد...! #NPhone 🎧 @ACT_PODCAST

امروز مشغول بودم یادم رفت، اما خیلی سریع و تیز میگم: میدونی نقطه رشد کجاست؟ همون نقطه ای که ذهنت میگه تو مجبوری که بر اساس این حس فسردگی، شکست، یاس، بی حالی یا... عمل کنی، چاره ای نداری، ولی اینبار تو فقط میشنوی و رد میشی، مثل یه دیوونه ای که تو مترو بهت فحش میده، و میری اون کارو انجام میدی، اینجا دقیقا نقطه پرشه، آیا حاضری بدون طناب بپری ؟
میخوای تغییر کنی ؟ شکارچی این لحظات باش، اصلا براشون کمین کن، منتظر باش حالت بد بشه که تو بری یه کار سخت انجام بدی، ده بار بیست بار اینکارو بکن قول میدم آدم قبلی نمیشی، پوستت میشه به کلفتیه کروکودیل.
سه خطی محشر:⚡️
1. امروز کجا وسوسه شدم که پاداش سریعو بگیرم؟ 2. امروز کجا تصمیم گرفتم بجا پاداش سریع راه اصولی رو انتخاب کنم؟ 3. اگر فردا بخوام یک قدم کوچیک بردارم کجا میتونم بردارم که یکم پوستم کلفت تر بشه؟
این داستان ادامه دارد....! #NPhone 🎧 @ACT_PODCAST

انسان موجود عجیبیه، بیشتر مثل شمشیر دو لبه ست، هم میتونه بصورت خیلی عجیبی خودشو تخریب کنه و هم میتونه بصورت عجیب و غریبی رشد کنه، اما این چطور اتفاق میفته؟ آدمیزاد ابعاد مختلفی داره از جمله ذهن و بدن و رووح و شهود و...، هر کدوم یه ابزارن برای گسترش دادن آگاهی ای که تو داری، ولی هیچوقت نباید خودتو ذهنت یا حست یا بدنت بدونی، اونا فقط ابزارهایی هستن که به تو داده شدن تا بتونی این مسیر رو باهاشون پیش ببری، البته مثل هر ابزاری این ابزارها بسیار ظریف و شکننده و در عین حال قدرتمند و بُرّنده هستن.
خیلیا اون لبه خود تخریبی شون رو در طول سالها و ماهها خیلی تیز کردن و در عین حال لبه خودسازی کُند شده، و جالبی این استعاره میدونی کجاست؟ یک لبه در عرض یک روز تیز نشده که یک روزه هم کند بشه و بالعکس...!
تو فیلما دیدی یا دیدی چطوری چاقو رو تیز میکنن، میکشنش به یه جسمی که باعث میشه ناهمواری های لبه ها بریزه و هموارتر بشه، این کارو برای اینکه یک شمشیر خیلی تیز و برنده بسازی شاید لازمه صدها بار انجام بدی، این سمباده کشیدن مصداق همون عمل ها و اقدام های ریزی هست که قسمت های پیش بهش اشاره کردیم، هربار تیز تر میکنی، لبه قدرت بدنی با یه حرکت ورزشی، لبه آگاهی با مطالعه، لبه خونسردی با مدیتیشن یا ....!
ما اکثرا خیلی از لبه های زندگیمون زنگ زده و کند شده، ولی خبر خوش اینه با هربار اقدام کردن قراره اون لبه صیقل بخوره و روز به روز تیز تر و تیز تر بشه.
خب برا امروز شمشیربازی بسه بریم سراغ سه خطی:
1. امروز کجا وسوسه شدم که پاداش سریعو بگیرم؟ وقتی میخواستم همه سوالارو سریع و بدون فکر و درگیری و تایم گذاشتن از چت جی پی تی بپرسم اما انجام ندادم. 2. امروز کجا تصمیم گرفتم بجا پاداش سریع راه اصولی رو انتخاب کنم؟ 3. اگر فردا بخوام یک قدم کوچیک بردارم کجا میتونم بردارم که یکم پوستم کلفت تر بشه؟خودمو با سوال و محتوای زیاد یادگرفتن با کیفیت بسیار بالا تو مدت زمان کوتاه و محدود به چالش میکشم.
#NPhone 🎧 @ACT_PODCAST

روز نُهُم👇🏻⚡️

روز هشتم امروز خبر خاصی نیست، جدّا، فقط یه فهم جدید هست، بعضی موقع بهترین کار هیچ کاری نکردنه، بعضی موقع با هیچ کاری نکردن میبری، همچنین یه جنگجو درسته همیشه درحال تمرین با شمشیرشه ولی گهگاهی شمشیر رو تیز میکنه تا دوباره برندگی قبل رو به دست بیاره. سه خطی امروز:
1. امروز کجا وسوسه شدم که پاداش سریعو بگیرم؟ 2. امروز کجا تصمیم گرفتم بجا پاداش سریع راه اصولی رو انتخاب کنم؟ 3. اگر فردا بخوام یک قدم کوچیک بردارم کجا میتونم بردارم که یکم پوستم کلفت تر بشه؟
این داستان ادامه دارد...! #NPhone 🎧 @ACT_PODCAST

🎯روز هشتم👇🏻

روزنگاری امروز رو میخواستم ننویسم چون فکر کردم که کامل نیست یا یچیزی کمه یا من به اندازه کافی بلد نیستم یا ... ولی ناقص تموم کردن خیلی بهتر از کامل ناقص گذاشتنه...!

روز هفتم👆

یه سوال دارم، آخرین باری که از زندگیت راضی بودی کی بوده؟ واقعا یه لحظه استوپ کن و بهش فکر کن...! یه ماه پیش ؟ یه سال پیش؟ ده سال پیش؟ کی بود؟ میدونی یه جوری شده انگار دسترسی به یه زندگی ارزشمند و غنی غیرممکنه و شدنی نیست، انگار اصلا قدرتش/اراده اش نیست انگار آدما دیگه مثل آدمای قبلنا نیستن، میدونی چی میگم، ولی بنظرت مقصر کیه؟ مشکل کجاست؟ بنظر من مشکل هر کس یجاست و جالبیش اینه تقریبا همه مشکلشونو میدونن و براش پلن و برنامه و راه حل و آموزش و ... هم دارن ولی میدونی چی جلوشونو گرفته؟ عمل یه بخش بزرگیش به این برمیگرده که مشکلی که طی ماهها و سالها ایجاد شده رو میخوایم تو یه روز یا یه هفته حل کنیم و این میشه گفت نشدنیه، ولی ازت میخوام یه مشکل اساسی که خیلی وقته باهاش در گیری رو مشخص کنی برا خودت یه قدم خیلی کوچیک خیلی کوچیک تنظیم کنی که همین امروز یا فردا براش برداری، مثال بخوام بگم، مثلا با اضافه وزن مشکل داری و میدونی اگر کمترش کنی زندگیت در کل بهتر میتونه بشه، ولی همش میگی وقت نیست حوصله نیست و...، اما میدونی بجای اینا چیکار کنی؟ یه قدم بنویس، مثلا 10 دقیقه پیاده روی، 5 دقیقه کشش با موزیک یا ...! به همین سادگی، یه فیل رو چطور میشه خورد؟🐘
لقمه لقمه
درسی که از امروز گرفتم اینه که زندگی قرار نیست همیشه به صورت خطی بره بالا یا بیاد پایین، بالا و پایین و چیزای غیر منتظره زیاده، ولی ما قابلیت اینو داریم که مدیریتشون کنیم و از همین طریق رشد کنیم. 💊سه خطی امروز: 1
. امروز کجا وسوسه شدم که پاداش سریعو بگیرم؟ 2. امروز کجا تصمیم گرفتم بجا پاداش سریع راه اصولی رو انتخاب کنم؟ 3. اگر فردا بخوام یک قدم کوچیک بردارم کجا میتونم بردارم که یکم پوستم کلفت تر بشه؟
این داستان ادامه دارد...! #NPhone 🎧 @ACT_PODCAST

🚨روز ششم🤞🏼

روز ششم بنظرم میرسه ما آدما تقریبا همیشه خدا جواب سوالا و راه حلّ مشکلاتمون رو داریم ولی با پیچیده سازی و فکر بیش از حد و تحلیل های مسموم سعی میکنیم اینقدر پیچیده کنیم راه حل رو که به طرف عمل کردن پیش نریم، الان تویی که داری میخونی میدونی یه کاری که میتونه هفته آیندتو بهتر از این هفته کنه چیه، همون اولین چیزی که به ذهنت اومد، میری امتحانش میکنی، شاید درست باشه شاید غلط، نه اینطوری نیست این نگاه خطرناک صفر و صده، احتمالا 30 درصد 20 درصد جواب بده ولی هیچوقت نه صفره نه صده، جالبه نه؟؟؟ هفته بعد ارور هاتو میبینی و بیشتر راه حل یا استراتژیتو پیشرفت و بهبود میبخشی، به همین راحتی اتفاق میفته، اینو تکرار میکنی و هی بهتر و بهتر میشی. ولی برای اینکه به مرحله آخر بهتر شدن برسی اول لازمه با واقعیت کنونی زندگیت روبرو بشی، بجای گارد گرفتن جلوی مشت و سیلی های زندگی خیلی اوقات بهتره گاردتو بیاری پایین تا بزاری واقعیتی که سالهاست ازش فرار میکنی یقه تو بگیره، ولی با همون ساده سازی و برداشتن فقط یه قدم یه جاخالی از اون مشت سنگینه میدی، و یکم اعتماد بنفس میگیری که عع نه پس منم میتونم، نگاه میکنی تو همون چشم هیولایی که سالها و ماه هاست ازش میترسی...!
بترس... نترس... فرقی نداره بهرحال اون اقدامت ماه بعد و سال بعد برات میمونه نه چیز دیگه ای، مهم نیست چه حالی بودی، یا شرایطتت چی بود، اگر اشتباه میگم بگو اشتباه میگی...!
سه سوال طبق روند که امروز از خودمون میپرسیم و سعی میکنیم صادقانه جوابشونو بدیم: 1. امروز کجا وسوسه شدم که پاداش سریعو بگیرم؟ 2. امروز کجا تصمیم گرفتم بجا پاداش سریع راه اصولی رو انتخاب کنم؟ 3. اگر فردا بخوام یک قدم کوچیک بردارم کجا میتونم بردارم که یکم پوستم کلفت تر بشه؟
این داستان ادامه دارد...! #Nphone 🎧 @ACT_PODCAST

امروز تمرکزم بهتر بود و بهبود رو حس میکردم، انرژی رو میتونستم تو پشت گردن و کل بدنم حس کنم، این دقیقا برعکس روز یکم بود که بدنم داشت یک گرمای ناخوشایند رو پالس میداد، تو تغییر عادت و ترک اعتیاد یک گفته قشنگی هست میگه که
"قبل از اینکه حالت بهتر بشه، اول حالت بدتر میشه"
، امّا اینارو نگفتم که باز تو تله پاداش های کوتاه مدت بیفتم، من همچنان در تلاشم که بالای قله رو ببینم نه سر قله، تو مسیر گاهی میتونه حالمون بهتر باشه و گاهی بدتر، این ذات مسیره، و این استثنائی برای کسی قائل نیست، فقط تفاوت کسی که میرسه به قلّه میرسه و کسی که نمیرسه اینه که یکی به بالا رفتن ادامه میده یکی جا میزنه چون گرد و غبار های مسیر کورش میکنن و یا حواسش نیست و وسط مسیر سُر میخوره و بعد زمین خوردن ادامه نمیده. از امروز هر روز این سه تا سوالو هر شب از خودمون بپرسیم(اگر با من جواب بدید برا خودتون نتیجه رو میبینید)
1. امروز کجا وسوسه شدم که پاداش سریعو بگیرم؟؟ وقتی که بجای فکر کردن برای فهمیدن روی یک مسئله یک تکانه ای درونم به وجود اومد که برم از یکی دیگه اونو بپرسم.
2. امروز کجا تصمیم گرفتم بجا پاداش سریع راه اصولی رو انتخاب کنم؟ وقتی که میخواستم همینطوری یه چیزی رو بجای عمیق خوانی و فهم بخونم و عمیقتر خوندنشو به آینده موکول کنم ولی تصمیم گرفتم با دقت بیشتری بخونم حتی اگر کمی زحمتش بیشتره.
3. اگر فردا بخوام یک قدم کوچیک بردارم کجا میتونم بردارم که یکم پوستم کلفت تر بشه؟ سعی کنم تایم بیشتری رو تمرکز کنم و ظرفیت شناختیم رو افزایش بدم.
این داستان ادامه دارد...! #Nphone 🎧 @ACT_PODCAST

⚡️روز پنجم👇🏻

جنگجو بودن به معنای کامل بودن یا پرفکت بودن نیست، جنگجیدن تو زندگی یعنی در بدترین شرایط بهترین تصمیم رو برا خودت بگیری، یعنی وقتی زخمی هم هستی شمشیرتو تسلیم حریفت نکنی، امروز فهمیدم مسیر یادگیری و رشد خطی نیست، یک مسیری هست که بالا و پایین زیاد داره، بیشتر مثل سربالایی و سرپایینیه، یعنی چی؟! یعنی یه مدتی سخته فکر میکنی این سربالایی(سختی مسیر) تموم نمیشه، یا بالا رفتنت بی نتیجست، ولی وقتی مدتی ادامه میدی و میرسی به اون بالائه میفتی تو سرازیری و کلی از مسیرتو بدون گاز دادن طی میکنی، دفعه بعدی دوباره قله های بزرگ و کوچیک تو راهت سبز میشن و این بد نیست این یعنی همیشه یه چالشی داری که حلش کنی و بتونی رشد کنی. بخاطر همین یه انسان بالغ میدونه:
"فقط انتخابم دست خودمه نه حوصلم نه حسّم نه فکرام نه ... فقط عملم تو همون شرایط ذهنی/روانی و..."
و خوبیش میدونی چیه؟ وقتی اون قدمو برمیداری در وجود تمام اون سختیا پوست کلفت تر و سرسخت تر میشی، نه اینکه دیگه قرار نیست اون بی حوصلگی یا ناامیدی نباشه، تو میفهمی که بزرگتر از حست هستی، بزرگتر از فکرت هستی. من با اینکه شاید نتایجم داره گِرَم به گِرَم به زندگیم تزریق میشه ولی هنوز امیدوارم برای هفته ها و ماه های آینده، یه کوهنورد واقعی فقط جلو پاشو نمیبینه قلّه رو میبینه، چون اونجا مقصده و با هرحالی ادامه میده، حتی اگر لازم باشه ترمز میزنه و استراحت میکنه. یادت باشه:
"وقتی یه دستاوردی/پاداشی با یه کلیک به دست میاد با یه کلیکم میتونه از دست بره، ولی وقتی یه چیزی طی ماه ها و سالها ساخته میشه، با یه لرزه از بین نمیره"
این قانون زندگیه، اگر میخوایم تو گیم(بازی) زندگی سرآمد بشیم و لول آپ بشیم لازمه قوانینشو به یاد داشته باشیم و یاد بگیریم، اکثرا قوانین ساده ان و نیاز دارن اعمالمون رو باهاشون همسو کنیم.
مثلا یه قانون دیگه اینه:
"به اتمام رسوندن یه کار دست و پا شکسته به روش خیلی کثیف خیلی بهتر از ناتموم گذاشتن یه کار بخاطر یه ایده آل غیر معقوله"
این داستان ادامه دارد...! #Nphone 🎧 @ACT_PODCAST

⚡️روز چهارم👇🏻

روزم سِوّم میدونید امروز چیو فهمیدم؟ که با ذهنیت پاداش در فاصله یک قدمی نمیشه زندگی موفقی ساخت، منظورم چیه؟ یه حرف خوبی هست میگه "ما نمیتوانیم مشکلاتمان را با سطح فکری که آنهارا ایجاد کردیم حلّ کنیم"، لعنتی بیش از اندازه حقه، چرا؟ چون وقتی به ینفر میگی فلان عادت بد که شاید تو جامعه عادی هم باشه رو تغییر بده دو اتفاق میفته تو ذهنش: 1
) فکر میکنه با یه هفته، ده روز، دو روز، همه چی درست میشه، ولی این دقیقا تفکر اعتیادی و تفکر لذت لحظه ایه که کاری کرده که کار به همینجا برسه، موفقیت واقعی نتیجه ماهها و سالها تلاش و استمراره نه یه روز دوروز ولی وقتی هر وقت حوصلت سر رفت یه دکمه داری که میزنیش و حوصله سررفتن یا بی حالیت موقتا از یادت میره، مغزت یاد میگیره که پاداش باید خیلی سریع و با کمترین تلاش به دست بیاد. 2)فکر میکنه باید ساده و آسون باشه، تو زندگی میتونی به هرچیزی که میخوای برسی و به هرکسی که میخوای تبدیل بشی، امّا اول لازمه بهاشو بدی، بهاش ممکنه برا هرآدم از لحاظ وضعیت و کارای گذشته اش فرق داشته باشه، برای یکی مالیه، برای یکی فشار انجام دادن اون کاره، برای یکی دست کشیدن از ذهنیت های احمقانه گذشته شه (این یکی در عین سادگی خیلی درد داره و سنگینه).
حالا تو اینجا مصداق چیه؟ مصداق اینه که با تغییر یک سبک زندگی از فرداش قرار نیست پاشی بخونی دوست دارم زندگی رو...، اینطوری دچار نارضایتی و بی انعطافی نسبت به مشکلات و حالات روحی روانیت میشی، چون انتظاراتت رو سقفه، ولی اگر بیای سه ماه چهارماه رو در نظر بگیری میبینی آره اون موقع منطقی تره و دست یافتنی تر و ارزشمند تره...! یادت باشه: -"هیچی جایِ عمل رو نمیگیره" -"هیچ مسیر میونبری وجود نداره"
اینارو گفتم که بگم زندگی مثل فیلم سینمایی نیست که فقط نقاط اوج و موفقیت داشته باشه و با کمترین تلاش و در سریعترین زمان مفتی مفتی یه چیزی به دست بیاری، وقتی هم به دست آوردی نیازه اون موفقیت رو حفظ کنی، چند بار شده یه رژیم غذایی رو رفتی ولی وسطش ول کردی؟ یا هزاران عادت و دستاورد دیگه؟؟ زندگی فیلم سینمایی نیست، ویدیو گیم نیست، زندگی زندگیه و نیاز داریم این ابَر بازی رو یاد بگیریم و گاهی ممکنه توش شکست بخوریم ولی اینم بخشی از بازیه...! اینارو گفتم که بگم این تجربه های روزانه قرار نیست همیشه تو اوج خودش باشه زندگی گاهی اوقات رنگیه گاهی خاکستریه گاهی... بخاطر همین فقط عمل های ما تو بلندت مدت و میان مدت هست که مهمه و مارو میسازه و تصمیمات ریز ماست، اون تو فیلماست که قهرمان داستان با گرفتن یک تصمیم خارق العاده مسیر زندگیشو عوض میکنه.
امروز اینم فهمیدم که چقدر تایم و انگیزه و اراده رو مفتی مفتی با علاف شدن تو شبکه های مجازی و چرخ زدن تو یوتوب و گوگل و x y z ... از دست میدیم، و در ازاش هم هیچی نمیگیریم، ولی در ازای ورزش در ازای ارتباط در ازای کتاب خوندن در ازای تحقیق در ازای کار کردن پاداش واقعی میگیریم. این داستان ادامه دارد...! #NPhone 🎧 @ACT_PODCAST

💊روز سوم👇🏻

⚡️ روز دوّم👆

روز دوم امروز حس میکردم یه حالت رو زمین بودن دارم، واقعا سخته توصیفش کنم ولی انگار آدم قبلی نیستی... این شروع روز و وسطای روز بود، همشم اون حسای دیروز با شفافیت و جذابیت بیشتری تو بدنم حس میشدن، اما جای جالبش این بود که فهمیدم برای کشتن یک جنگجو لازم نیست خنجر رو بکنی تو قلبش، کافیه با 50 تا زخم کوچیک زخمیش کنی، این روشیه که وایکینگ ها و خیلی از قبایل برای کشتن افراد مختلف تو عصر های مختلف استفاده کردن،
حالا منظورم چیه؟
یه آدم در طول روز کمِ کمِ 30 40 بار گوشیشو چک میکنه، این یعنی چی؟ یعنی یه زخم سطحی رو سیستم پاداش مغزت، بای بای انگیزه، بای بای حوصله، بای بای تمرکز، و فکر کن هرروز 30 بار 40 بار داری از این زخما به مغز بیچاره ات میزنی و بعد میگی چرا حالم خوب نیست، این زمانی داره رخ میده که یک لحظه مغز میخواد پردازش کنه احساسات و استرس و افکارتو ولی فورا دستت میره به گوشی...! مثل نیش زنبوره، اول بی حس کننده(مورفین) میزنه ولی بقیش سمّه که وارد شریانت میشه. امروز زندگیم حس واقعی بودن بیشتری داشت، بیشتر حس کردم تو یه ویدیو گیمم، یا حالا هرچی که میخوای اسمشو بزاری، واقعا ما زندگیه قبل اینترنت رو تقریبا از دست دادیم، یه دنیای کوچیک با پروفایل و بیو و فالووینگ و فالور هامون برا خودمون درست کردیم که هرروز داریم تو اون چرخ میزنیم و توهم اینو داریم که داریم زندگی میکنیم ولی زندگی واقعی اون زمانی بود که برا دیدن دوستت داشتی از ذوق و شوق میمردی، برای خریدن یه چیز جدید، برا خوندن و آشنا شدن با یه موضوع، خوندن یه کتاب تا دو نصف شب و سیر نشدن ازش، نه این زندگی کدر و بی رنگ و روح که دیگه کسل کننده شده با اینکه همه امکانات تا ته رفته بالا....!
یه سوال دارم امروز ازت که وقتی واقعا جواب میده که بتونی همه چیز میزای داخل ذهنتو ببری بزاری تو کشو و درشو قفل کنی و بعد بهش فکر کنی و با صداقت و جرئت جواب بدی. -اگر اینترنت، گوشی و... رو ازت بگیرن چی ازت میمونه که بشه روش چیزی ساخت؟؟! چند درصد از تو باقی میمونه؟
اگر جوابت هیچیه یا نزدیک بهش واقعا نیاز داری رو این مسئله کار کنی. این داستان ادامه دارد....! #NPhone 🎧 @ACT_PODCAST

امروز روز اول بدون گوشیه، راستشو بخواید حسی سیگاری ای رو دارم که سیگارشو ازش گرفتن، یه حسی هست که انگار یه چیزی کمه، انگار یه چیزی رو از دست دادم، پشت دستام گردنم، داخل سرم انگار یه حفره و یه گرمای نه چندان خوشایند که انگار فولاد ذوب شده رو خیلی آروم میریزی روش، نمیدونستم یه تیکه آهن پاره و با یه تعداد خرده شیشه انقدر میتونه منو تحت تاثیرش قرار بده، تازه منی که سعی کردم تو سال ها و ماه های گذشته خیلی کنترل شده تر استفاده اش کنم، اول ما تکنولوژی و ابزاری به اسم گوشی یا هرچی دیگه رو میخریم که در خدمت ما باشه، ولی تا به خودمون میاییم میبینیم ذهن و احساسات و جهان بینی ما آدما به این بزرگی در خدمت این کوچولو های نانازه تو جیبمونه، تازه بابت برده بودن پول خوبی هم پرداخت میکنیم هم بسته های اینترنتی هم اشتراک ها و هم.... تو ساعت های اول چیز خاصی حس نکردم فقط یه محرک ذهنی میخواستم چیزی که خودمو سرگرم کنم ولی وقتی تو اتوبوس بودم و 5 6 ساعت راه بود و این بهم نرسید، حس اصلی تر پشت اون خواسته رو شد، یه خوابالودگی شدید، و جاتون خالی تخت خوابیدم، انگار لازمش داشتم ولی انقدر مغزم بمبارون میشده که اصلا فرصت استراحت بدون استرس و اضطراب رو نداشته، بدون این که تو فکر این باشه که فلانی چی فرستاد، فلان چیز چیشد؟ بعدش اون حسایی که قبلتر گفتم میان، بیشتر شبیه حسّ نسخی هستن، با اینکه تجربه نکردم ولی حدس میزنم همچین چیزی باشه. بعدش ذهنت شروع میکنه تمام بارهایی که اینترنت و گوشی زندگیتو نجات داده رو برات تعریف میکنه، یادته با فلانی تو فلان جا آشنا شدی و زندگیت تغییر کرد؟ یادته ؟ ولی این فقط 1 درصد ماجراست، کار درست اینه که تو اون لحظه لازمه واقعیتو به خورد خودمون بدیم ولی همشو نه یه تیکه کوچیک و خوشمزه ازش، از اون زمانی که اینستا و گوشی و اینترنت وارد دنیای بچه گانه ما شد، دیگه زندگی اون رنگ سابق رو نداشت، کمپانی های چند میلیارد دلاری جوری با بهره گیری از روان شناس ها و عصب شناس های روز دنیا تمام ویبره های گوشی و صدای های نوتیفیکشن و گرافیک UI و UX رو طراحی میکنن که به بهترین شکل بتونن شکار خودشون رو تو تله بندازن، من اسم اینو میزارم "مهندسی هک مغز". ولی من امروز اینجام و خوشحالم از تصمیمی که گرفتم، چون دنیای عظیمی که موبایلا و تکنولوژی های در اختیارمون میزاره :
1) مغز ما براش طراحی ذاتی نشده و نیاز به آموزش و شرطی سازی آگاهانه داره، یعنی چی؟ یعنی نیاز داره جوری سیمکشی بشه که مغز فقط به عنوان ابزار بهش نگاه کنه نه یه همدم و دوست یا وسیله سرگرمی، چون هر چقدر بیشتر تو دنیای مجازی باشی، همونقدر عضله های زندگی کردن تو دنیای واقعیت آب میره. 2) با توجه به نامحدود بودن این دنیا برای یک آدمیزاد محدود، مثل این میمونه یه بچه رو بندازی وسط اقیانوس، بدون تجهیزات، بدون قایق، بدون همراه، بدون آموزش شنا کردن و.... یا کوسه میخورتش یا غرق میشه.
این داستان ادامه دارد....! #NPhone 🎧 @ACT_PODCAST