❥...ᶠʳᶤᵉᶰᵈˢ...❧᭄
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
327
Підписники
+524 години
+97 днів
+2930 днів
Архів дописів
از آدمهای بیذوق واقعا متنفرم؛
زیر بارون راه نمیری چون خیس میشی، روی چمن نمیشینی چون لباسات کثیف میشه، از خوردن شیرینی لذت نمیبری چوت قند ضرر داره، گل واسه چی خریدی؟ فردا خراب میشه میندازیش دور،
این آدمها لذت زندگی کردن رو ازت میگیرن و کم کم شما رو شبیه به خودشون میکنن.
موهاتو باد میبندهو
این قصه باتو سر میشه
با دست تو بارون میاد
با خنده هات سحر میشه
یبار رفته بودم تولد
و دوستم رفت یه لباس باز پوشید اومد بیرون
باباش صداش کرد
گفتم یاخدا الان دعواش میکنه
یهو کلهشو ماچ کرد گفت الهی فدای دختر خوشگلم برم که همه چیز بهش میاد
رفتم تو دستشویی دستمو گرفتم جلوی دهنم و نیم ساعت گریه کردم
باز داره بارون میزنه.…
یعنی چطوره حالت؟
آخ که دلم میخواد همین الان بیام دنبالت…
بریم زیر همین بارون، بیهوا، بیمقصد… 🌧️ 🍂
•و در آخر ما هیچ تسلطی بر قلبهایمان نداریم. قلبها برای کسی میتپند که خودشان میخواهند.
وقتی حالتو میپرسه، مثل قاآنی بهش بگو:
"از جان چه خبر گیری و از چشم چه پرسی
آن بیتو پر از آتش و این بیتو پر آب است"
آی بینفر
دلم همون جنسی رو میخواد که مولانا زد و گفت:
"باغ سلام میکند،
سرو قیام میکند،
سبزه پیاده میرود،
غنچه سواره میرسد"
