قهوه تلخ
Відкрити в Telegram
ناشناس: http://t.me/BluChtBot?start=60a6a801bedeaa8f8f48
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
210
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
+530 днів
Архів дописів
210
وس اندرسون میتونه تا ابد من رو از انتخاب بازیگراش متعجب کنه ، یعنی هیچوقت فکر نمیکنی که این بازیگرا رو با هم توی یه فیلم بتونی ببینی!!
210
«بزرگترین شرها در تاریخ را هیولاها مرتکب نشدهاند، بلکه انسانهای عادیای انجام دادهاند که قدرت را پذیرفتند و دربارهی آن نیندیشیدند.»
-هانا آرنت
210
چند روز پیش این ویدیو رو توی اینترنت دیدم که این دختره داره بخش هایی از نمایشنامه بریتانیکوس از ژان راسین رو با شور و شوق زیادی بازگو میکنه. داستان در دربار امپراتور دیوانه نرون اتفاق میوفته که نرون یک عشق ممنوعه داره،رقبای سلطنت خودش رو به بیرحمی کنار میزنه و به طور کلی راسین نشون میده که قدرت مطلق چطور میتونه انسان رو تبدیل به هیولا کنه و وقتی پیگیر شدم، دیدم ترجمه شده به فارسی اتفاقا ترجمه ی نسبتا خوبی هم هست، متناسب با لحن تاریخی ماجرا ولی من ترجمه ی خود ویدیو رو میتونم بگم بیشتر دوست داشتم.
برای مثال :« او خوب میدانست چگونه قلبم را لمس کند، و من آزادانه به آن اعتراف میکنم. شاید این صداقت و صراحت بی احتیاطی باشد، اما لب هایم هرگز به قلبم دروغ نگفته اند »
در کتاب به این صورت ترجمه شده:
«وی توانسته است مرا خواهان خود کند، و من قصد پنهان داشتن این حقیقت را ندارم. این صراحت من بیگمان چندان با نزاکت سازگار نیست، اما زبان من همیشه ترجمان دل من است»
اینجاست که برای بار هزارم آرزو میکردم همینقدر مسلط فرانسوی بلد بودم.
210
I wrote in my diary about how much I want Jim and her goddaughter to be alone and live together.
210
به چایکوفسکی گوش میدم درحالی که یه مقاله درمورد ادبیات فارسی مینویسم و تلاش میکنم تو ذهنم به آمریکایی ترین موضوعات ممکن به زبان ایتالیایی فکر کنم!
210
I have so much to say about this.
About how he called her Jane and not el because that's his daughter & not a lab rat, how easily he sacrifices his life for El, how he’s always worried about her, taking care of her,seeing himself as El’s father and shaping his words around that belief “for the sake of your poor old dad, keep the door open three inches.”
I’m not saying, “Oh, why didn’t El call him Dad?” or anything like that, because I know El loves Hopper too. But what I’m talking about is how much, from the bottom of my heart & the depths of my soul, I wanted to see this scene, and it will always be my Roman Empire.
