حَ
Відкрити в Telegram
340
Підписники
-124 години
+107 днів
-530 днів
Архів дописів
339
دوست دارم همیشه پیشتون باشم تا ذوق کردن های نازتون که وقتی حدیث میخنده و اون دندون های مرواریدش دیده میشه یا حنا که چشمات باهات حرف میزنه رو ببینم نیمه هایِ من. تولدتون که میرسه، یه حس قشنگی توی شهریور میپیچه غزل خیلی خیلی دوستتون داره درحدی که با هیچ مقیاسی تو دنیا قابل شمارش و اندازه گیری نیست،دنیای کوچیک من تو موهای فر حدیث و لبخند حنا خلاصه شده
تولدتون مبارک نیمه های غزل.
339
و کاش زندگی همانندِ حرف های تو در برابر من
هیچ بود و همانندِ آغوش مادر آرام بخش و
همانند جانبداری غزل برای من بود.
339
قسم به جانِ پر اشک من، بُگذر ز وجودِ غم زده ام، چشمانِ خونینم قربانِ آغوشِ بلند قامتت باد. تو دیگر دولت مرا هم آزرده ای، با انعکاسِ فریادِ پیکرم چنان چشم های بیگناهِ دیگران را غمگین ساخته که از بروزِ اشک هایم هراس دارم؛ زندگی را در دلمان زهر کرده ای، مادرم یادآور است که عشق اگر به جای دلِ تو، نثارِ عزیزانِ حقیقی شود شفا بخش است چرا که من فقط در مدارِ تهی تو بر گردِ خویش میچرخم و میگریم.
