Coconut diaries
Відкрити в Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
261
Підписники
-124 години
-37 днів
+830 днів
Архів дописів
کاش یکی یه شبکه ماهوارهای بزنه توش ریلزای اینستا رو پخش کنه، با ویپیان گیگی خدا تومن نمیشه ریلز دید.
دلم برای این دغدغههای جهان اولی تنگ شده بود.
من این دوتا رو با هم شیپ نمیکنم اصلا. فعلا فقط ترامپ و بیبی رو شیپ میکنم.
وقتی یه مشکل ایجاد میشه مادرم تا اتفاقات صدر اسلام رو بررسی میکنه ببینه گردن چه کسی غیر خودش میتونه بندازتش!
بیپدر خندهات نمیگیره میای از گرونی بنزین توی آمریکا و اروپا میگی درحالی که گوشت و غذا تو این خراب شدهای که ساختین چند برابر شده و کلی آدم تعدیل و بیکار شدن؟
واقعا اعصابم بهم میریزه که توی شرایطی که ۹۹ درصد مردم ایران دسترسی به اینترنت ندارن، بلاگرها و ایرانیهای خارج از کشور دارن خیلی عادی فعالیت روزمرهشونو ادامه میدن و از تفریحاتشون استوری میذارن. اصلا هم برام اهمیتی نداره که عصبانیتم منطقیه یا نه!
چندروز پیش مورچه پیشنهاد داد حالا که دانشگاهی نیست و همش خونهایم هرتغییر ریسکیای که میخوایم انجام بدیم، در نتیجه من جوگیر شدم و موهامو خودم رنگ کردم! نتیجه شد یه افتضاحی که باز رنگکار مجبور شد جمعش کنه:))))
تغییر بعدیش نمیدونم چی باشه!
تراپی فقط این مناظرهها و میدان VOA که همزمان از همه گروهها فعالای سیاسی رو میاره و رو آنتن دعواشون میشه همدیگه رو میشورن🧘🏻♀️
الان مطمئنم دارن فکر میکنن ای بابا تموم این سالها میتونستیم نتو قطع کنیم گیگی n تومن به مردم بفروشیم چندین برابر سود کنیم، دیکتاتوریمونم اوخ نمیشد، عجب اشتباهی کردیم.
حالا قطعا اونی که به کسکشی افتاده تا تونسته دو دیقه تلگرام وصل بشه هم برای خوندن کسشرای من نیومده.
دلم دوری از فضای جنگ، صحبتهای سخیف روزمره، دغدغه پیدا کردن کانسیلر مناسب و ضدآفتاب و غیبت میخواد. دلم برای زندگی معمولی تنگ شده. برای کلاس هشت صبحی که باید ۶:۳۰ بیدار میشدم و همیشه خواب میموندم، برای سگ لرز زدن و استرس توش رکتال توی فارم، برای استرس میانترم، برای پیادهروی فاصله پارکینگ تا دانشکده درحالی که بدنم میلرزید و ماگ چای دستامو گرم میکرد، برای قرارهای صبحونه جمعهها با دوستام، برای همهچی. دلم برای حسهای معمولی تنگ شده.
کمبود تلگرام و کانالم رو خیلی حس میکنم. دیشب کلافه بودم و دلم نوشتن میخواست، توی نوت گوشی نوشتم، بدون خواننده، بدون اینکه پایین نوشتهام یک چشم و چندتا عدد باشه. نوشتهها هم شبیه زندانی توی انفرادی شدن، هیچوقت به کسی نمیرسن.
فهمیدیم خیلی شجاعید، حالا که اینطوره دکمه اون اینترنتو هم بزنید از کار و زندگی افتادیم!
منو ده دیقه وصل کنید من میخوام از چت جیپیتی بپرسم این خانومه تو فیلم داره چیکار میکنه که نمیفهمم:))))
