Unspokens
Відкрити в Telegram
A constant loop of detachment. t.me/HidenChat_Bot?start=8769574644
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
371
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+3130 днів
Архів дописів
371
سلام camy هستم 😉
لینک زیر رو لمس کن و هر انتقادی که نسبت به من داری یا حرفی که تو دلت هست رو با خیال راحت بنویس و بفرست. بدون اینکه از اسمت باخبر بشم پیامت به من میرسه. خودتم میتونی امتحان کنی و از همه بخوای راحت و ناشناس بهت پیام بفرستن، حرفای خیلی جالبی میشنوی:
t.me/HidenChat_Bot?start=5478680774
371
سلام camy هستم 😉
لینک زیر رو لمس کن و هر انتقادی که نسبت به من داری یا حرفی که تو دلت هست رو با خیال راحت بنویس و بفرست. بدون اینکه از اسمت باخبر بشم پیامت به من میرسه. خودتم میتونی امتحان کنی و از همه بخوای راحت و ناشناس بهت پیام بفرستن، حرفای خیلی جالبی میشنوی:
t.me/HidenChat_Bot?start=5478680774
371
اره دردام مث سایه دنبالم میان
نه هیچکیو دیگه نمیخوام
منم بی رحمم
بهم میگی دیوونم
میدونم
371
Repost from precipice
سخت معتقدم اگر روزی بمیرم، اطرافیانم در مراسم عزایم به دنبال نوشابه زرد یا مشکی خواهند گشت. آنهایی که با من کدورتی داشتند، میآیند و صرفاً برای آرام کردن وجدان خود میگویند: «آدم خوبی بود.» و کسانی که دوستی واقعی بینمان نبود، تظاهر میکنند که به من اهمیت میدادند.
چرا که برای انسانها، انتخاب بین نابودی من و شکستن ناخنهایشان، همیشه این است که من نابود شوم تا ناخنشان نشکند.
من هم ترجیح میدهم زندگی خودم را بکنم، به جای آنکه اهمیت زیادی به آنها بدهم.
دوست دارم حداقل در لحظات پایانی عمرم، لبخند رضایتی بزنم از اینکه همانطور که خودم میخواستم، زندگی کردم.
گاهی غیبم میزند، گاهی هستم. گاهی رنجور، گاهی خوشحال، گاهی ناراحت. دقیقاً همانطور که هستم و میخواهم باشم هستم.
چون میدانم اگر مطابق میل آنها رفتار کنم، در نهایت فقط پای قبرم میآیند و ناهارم را میخورند.
-صبحانه در تنهایی
